تبليغاتX
انديشه ديني

مصاحبه با مسئول دبیرخانه انجمن های علمی حوزه درباره دیدار مسئولان انجمن های علمی حوزه با حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی از مراجع عظام حوزه.

 

سؤال جناب آقای مهاجرنیا لطفاً بفرمائید این دیدار به چه مناسبتی انجام شده است ؟

جواب : خدمت شما عرض شود که انجمن ها از ابتدا با مراجع عظام در ارتباط بوده اند . اما در سال گذشته یک برنامه ویژه دیدار با مراجع و اساتید بزرگ حوزه ، برای انجمن ها در نظر گرفته شد که بحمدلله ما موفق شدیم دیدارهای صمیمانه ای  با حضرات آیات جوادی آملی ،مکارم شیرازی ، صافی گلپایگانی و وحیدخراسانی داشته باشیم و با سایر مراجع هم انشاء الله ملاقات خواهیم داشت.

سؤال : آیا برنامه خاصی هم برای دیدار با مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در دست دارید ؟

دکتر مهاجرنیا : بله مقام معظم رهبری از حامیان اصلی انجمن ها هستند ما در سال 86 به صورت عمومی خدمت ایشان رسیدیم و برنامه ما این بود که در سال گذشته هم خدمتشان برسیم و جلساتی در این خصوص با جناب حاج آقای مروی مسئول امور حوزه های دفتر ایشان داشتیم قرار شد به فضل الهی ما با دست پر خدمت معظم له  برسیم .

جناب آقای مهاجرنیا : در این ملاقات ها بیشتر چه چیزی را تعقیب می کنید ؟

جواب : ببینید ما بخشی از بدنه تخصصی حوزه هستیم بنابراین تعامل ما با بزرگان حوزه و اطلاع رسانی به محضر آنها و رهنمودگیری از نظرات ایشان برای ما بسیار مهم است. و در این راستا علاوه بر منشورات که به صورت عادی خدمت برخی از بزرگان ارسال می شود . تلاش داریم از نزدیک هم برنامه های خودمان را عرضه کنیم و از دیدگاههای بزرگان استفاده  کنیم .

سؤال : در مجموع تاکنون چه آثار و نتایجی از این دیدارها در انجمن ها ی علمی حوزه بدست آمده است ؟

پاسخ : نتایج بسیار خوب بوده است همین مقدار که بزرگان انجمن ها را تلقی به قبول می فرمایند و از نسل نواندیش و تحول گرای حوزه استقبال می کنند ، برکت زیادی نصیب انجمن ها می شود و ما هم سعی می کنیم ملاحظات آنها را در برنامه ها داشته باشیم . مثلاً توصیه آیت الله جوادی آملی به ما این بود که در انجمن ها افراد شاخص و صاحب نظر و به تعبیر ایشان «پیر» را هم در کنار فضلای جوان حوزه ،داشته باشیم. ما سعی کردیم در انجمن های جدید به متقاضیان و مؤسسان توصیه کنیم از مجتهدان و اساتید مشهور حوزه بهره بگیرند و بحمدلله اخیراً در دو انجمن علمی فقه و اصول ، جمعی از مجتهدان به روز تقاضای تأسیس انجمن داشتند .

جناب آقای مهاجرنیا : لطفاً بفرمائید در دیدار با حضرت آیت الله وحید خراسانی چه مباحثی مطرح شد ؟

جواب : ما از قبل این دیدار را هماهنگ کرده بودیم ، لذا بخشی از آثار و محصولات را خدمت معظم له داده بودیم تا با مجموعه بیشتر آشنا باشند و در جلسه دیدار هم که معاونت محترم پژوهشی حوزه جناب حجت الاسلام حاج آقای عماد تشریف داشتند هم توسط ایشان و هم خود بند و برخی از مسئولان انجمن ها گزارشاتی به محضر آیت الله وحید خراسانی تقدیم شد و ایشان با ابراز رضایت و خرسندی وابراز تمایل برای دیدارهای مکرر با مسئولان انجمن ها ، برای موفقیت و ادامه کار مخلصانه آقایان دعا کردند.

سؤال : خلاصه بحث ایشان چه بود ؟

جواب : ما در این جلسه که اولین جلسه با معظم له بود. تنها فرصت بیان گزارش دو انجمن کلام اسلامی و قرآن پژوهی را داشتیم  و سخنان معظم له هم علاوه بر بحث های عمومی و مقدماتی بیشتر به بررسی ابعاد تخصصی علم کلام اختصاص یافت و تبیین کلامی ایشان به قدری عمیق ،عالمانه و تخصصی بود که برای همه حضار که از نخبگان حوزه بودند بسیار جذاب و قابل استفاده بود .روحیه عالمانه و محققانه و تعمق ایشان با وجود کهولت سن ، برای نسل نواندیش امروز حوزه درس آموز است . و محققان و صاحب نظران این شیوه بسیار آموزنده ای است که فارغ از کاستی ها و کمبودها و چالش ها و سیاسی بازی ها به صورت عالمانه به نظریه پردازی و نوآوری و تعمق و تولید دانش دینی همت گمارند. و برای رفع مشکلات جامعه و نظام اسلامی و بشر امروز با تأمل و تدبر در آموزه های دینی، راهکارها و الگوهای رفتاری متناسب ارائه دهند.

جناب آقای مهاجرنیا دیدار بعدی شما با کدامیک از مراجع عظام خواهد بود ؟

جواب : ما از چند نفر از مراجع  تقاضای دیدار کرده ایم قاعدتاً هر کدامشان زودتر به ما لطف کنند و ما را بپذیرند خدمتشان می رسیم . ما قرار بود خدمت حضرت آیت الله العظمی سبحانی دام عزه برسیم که ایشان کسالت داشتند و بحمدلله رفع کسالت شده است منتظریم که در صورت اجابت به محضرشان برسیم .

 

با تشکر از وقتی که در اختیار پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه انجمن های علمی حوزه گذاشتید

+ نوشته شده توسط محسن .م در یکشنبه دهم مهر 1390 و ساعت 13:35 |

   کد خبر : ۶۶۷۳۱ ۱۴ : ۴  - ۱۳۹۰/۶/۲۶ سرويس : قرآن و معارف

انجمن مهدویت با یک مرکز آموزشی یا پژوهشی، تفاوت ماهوی دارد؛ ا

ا ایجاد کرسی های درس خارج مهدویت در حوزه های علمیه ا

مسئول دبیرخانه انجمن های اسلامی حوزه با تاکید بر تفاوت های ماهوی انجمن مهدویت بامرکز آموزشی یا پژوهشی گفت: برپایی کرسی های نظریه پردازی مهدویت و درس خارج مهدویت از فعالیت های اصلی انجمن مهدویت در حوزه است.

خبرگزاری شبستان: آیات و روایات متعددی در باب مهدویت وجود دارد اما تلقی عموم مردم از این آیات و روایات، بسیار خام است و به عبارت دیگر کار اجتهادی بر روی آنها انجام نشده به همین دلیل در حوزه سیاست یا مسایل اجتماعی، هر کس برای پیشبرد اهداف خود بلافاصله خود را به شکلی منصوب به امام زمان(عج) و موضوع مهدویت می کند.

آنچه در ادامه می خوانید گفت و گوی خبرنگار سرویس قرآن و معارف شبستان است با حجت الاسلام محسن مهاجرنیا، مسئول دبیرخانه انجمن های اسلامی حوزه در رابطه با ضرورت تشکیل انجمن مهدویت حوزه.

 با توجه به وجود چندین مرکز و موسسه مهدوی و فعالیت آنها در عرصه های آموزشی، پژوهشی تبلیغی و ترویجی، ضرورت تشکیل و راه اندازی انجمن مهدویت در حوزه چه بود؟

پاسخ این پرسش را می بایست در چند بعد تبیین و تشریح کرد. نکته اول این است که موضوع مهدویت به خصوص پس از انقلاب اسلامی، به موضوعی اساسی در نظام تبدیل شد چرا که ایران، الگوی نظام سیاسی را سامان داده و به گونه ای نظام سازی کرده است که این نوع نظام، در ذیل مساله مهدویت تعریف می شود. نظام مردم سالاری دینی یا همان نظام ولایت فقیه که براساس آن حکومت تشکیل داده و قانون اساسی نوشته شد و سی سال تجربه حکومتی را در ایران رقم زد، در واقع نظامی در ذیل نظام مهدویت و امامت است و قانون اساسی نیز بر این اصل تصریح دارد که این نظام، نظامی تبعی و نیابی به نیابت از امام عصر است، بنابراین آنچه اصل است و اصالت دارد حکومت معصوم و نظام حکومتی معصوم است.  همین امر، موضوع مهدویت را به عنوان یکی از مسایل مهم و اساسی در جامعه اسلامی مطرح کرده و ضرورت تبیین آن را بیان می کند در حالی که هیچ مرکز، موسسه یا نهاد دیگری خبر حوزه، متصدی تبیین این موضوع نیست.

وظیفه حوزه علمیه به صورت خاص در این زمینه چیست؟

بهترین جایی که می بایست موضوع مهدویت در آن تبیین شده نظریه پردازی شود و بتواند نظام سیاسی جامعی را نه فقط در باب حکومت، بلکه در کلیه حوزه های معرفتی، تعریف و ارایه کند حوزه علمیه است. حوزه باید به شکل تئوری نظام اقتصادی مهدوی را تعریف کند، نظام سیاسی و نظام فرهنگی مهدوی را تعریف کند، این موضوع نیاز به نظریه پردازی دارد و این بر عهده حوزه است.

 

انجمن مهدویت حوزه با سایر مراکز و موسسات فعال در این عرصه چه تفاوتی دارد؟

انجمن مهدویت با یک مرکز آموزشی یا پژوهشی، تفاوت ماهوی دارد به این معنا که انجمن ها اصولاً فعالیت تصدی گری پژوهشی یا آموزشی ندارند و هم عرض و موازی با سایر نهادهای آموزشی، پژوهشی علمی نیستند، بلکه انجمن یک ساختار فرانهاد است که کارها و فعالیت های ستادی و رصدی دارد. به عبارت دیگر عرصه های معرفتی و دانشی را رصد می کند و کارهای صنفی (اجرایی) را به مراکز علمی پژوهشی همسو واگذار می کند. این انجمن به دنبال تولید و تقویت دانش مهدویت است تا مباحث کلامی و اعتقادی، جامعه شناسی، فقهی، فلسفی و ... مهدویت به شکل علمی توسعه و تعمیق داده شود و با بررسی اوضاع موجود، نیازها و خلاءها را شناسایی و برطرف کند. نکته دیگر این که در حال حاضر مراکز مختلف و متعددی در باب مهدویت در عرصه های آموزشی، پژوهشی، تبلیغاتی، ترویجی و فرهنگی در حوزه و خارج از حوزه فعالیت می کنند. اما این فعالیت ها پراکنده است و مراکز از دستاوردهای یکدیگر استفاده نمی کنند یا احیاناً اعوجاجاتی وجود دارد که می بایست نهادی مشرف بر اینها باشد و با توجه به حوزه های کاری هر یک از مراکز و موسسات به این فعالیتها سروسامان بدهد که این هم از جمله وظایف انجمن است.

کدام  مراکز و موسسات عضو این انجمن هستند؟

کلیه بانیان، موسسان و مدیران مراکز تخصصی مانند مرکز تخصصی مهدویت، موسسه مهدوی موعود (عج) موسسه انتظار نور، موسسه آینده روشن، مسجد مقدس جمکران و سایر مراکز از اعضای این انجمن هستند. اما در این انجمن تنها فعالیت علمی دارند و شناسایی ضرورت ها، خلاءها، نیازها و مقتضیات به عهده آنهاست. هر چند که در مرکز و موسسه تحت نظر خود ممکن است فعالیت اجرایی نیز داشته باشند و چه بسا این فعالیت از طرف انجمن به آن مرکز و موسسه محول شده باشد.

 

حالا که انجمن فعالیت خود را رسماً آغاز کرده است چه برنامه ها و طرحهایی را در اولویت قرار داده است؟

فعالیت های انجمن صرفاً جنبه سلبی ندارد یعنی ما صرفاً به دنبال نقد و نقادی و جلوگیری از اتلاف و اسراف نیستیم بلکه کار اصلی انجمن، کار ایجابی و سروسامان دادن به حوزه معرفتی مهدویت، به عنوان مهمترین شاکله فکری تشیع و حتی به عنوان مهمترین موضوع اسلامی است چرا که بحث امامت و رهبری امت اسلامی یکی از موضوعات کلان و اساسی جامعه اسلامی است که چندان هم مورد توجه قرار نگرفته و خلاءهای فراوانی در این زمینه وجود دارد.علاوه بر این امروز شاهد مشکلات فرهنگی بسیاری در جامعه و جهان اسلام هستیم که اگر الگوی نظام مهدوی، بازسازی شود، می توان از نظر فرهنگی، یک نظام جامع انسانی به جهان ارایه کرد. این مسایل، ضروریات و مطالب اساسی است که تاکنون متصدی نداشته و از طرفی ضرورت آن کاملاً ملموس است. جهان اسلام امروز تشنه الگوی ایده آل است. انقلاب هایی که در مناطق عربی و در جهان اسلام در حال وقوع است همه به دنبال الگوی مطلوبی هستند که در ذیل آن بتوانند خود را بازسازی کرده و حکومت مطلوب خود را ارایه نمایند و فقهای اهل سنت نیز همه (البته با کمی تفاوت با دیدگاه مکتب اهل بیت) ولایت فقیه را بر حکومت سلطانی جایر، یا حاکم غیرفقیه و غیرمتقی ترجیح می دهند بنابراین ما باید بتوانیم الگویی را طراحی کرده و به فرمایش مقام معظم رهبری آن را به جهان اسلام هدیه کنیم.

 مهمترین برنامه ای را که برای انجمن تعریف شده چیست؟

مهمترین برنامه انجمن، برپایی کرسی های نظریه پردازی در باب مهدویت و ایجاد کرسی های درس خارج مهدویت در حوزه است. یکی از وظایف اساسی این انجمن آن است که زمینه ای فراهم کند تا همچنان که در حوزه در باب اصول، فقه و تفسیر درسهای خارج حوزه وجود دارد، در باب مهدویت نیز با حمایت و پشتیبانی از علما و اساتید و بزرگان، چنین کلاسهایی تشکیل شود.در زمینه انحرافاتی که در عرصه مهدویت به وجود آمده است چه اقدامی انجام می شود؟

امروز متاسفانه انحرافاتی در این زمینه پیدا شده، مدعیان دروغین شکل گرفته و حرفها و سخنان بی ربط هم زیاد زده شده است. یکی از دلایل این موضوع وجود آیات و روایات فراوانی در باب مهدویت است که به صورت مواد خام در دست مردم است و تلقی مردم از این آیات و روایات بسیار خام است. کار اجتهادی بر روی آن انجام نشده، به همین دلیل هر کسی برای پیشبرد اهداف و خواسته های خود در عرصه سیاست یا مسایل اجتماعی، بلافاصله خود را به شکلی به مهدویت و امام زمان منصوب می کند. البته این انحرافها مخصوص به زمان حاضر نیست از 200 سال اخیر یعنی زمان رویارویی مدرنیته و سنت، شوکی به جهان اسلام  وارد شد و عدم آمادگی برای ورود به این دنیای جدید، انسدادها، تحجرها، تندروی ها و یا سکولاریزه شدن را به دنبال داشت و یکی از جریاناتی که به دنبال پیدا کردن راه برون رفت از این وضعیت رکود در جهان اسلام بود، جریانی بود که متمسک به مهدویت می شد و این مختص ایران هم نیست.  بابیت و بهائیت نیز در ابتدا جنبش هایی بودند که در مقابل استعمار و فشار خارجی، نگاهی رهایی بخش داشتند اما خیلی زود به انحراف کشیده شدند و متاسفانه ضربات سنگینی نیز به تفکرات شیعی وارد کردند.

 

دلایل بروز انحرافات در عرصه مهدویت در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

رویکرد خاص به موضوع مهدویت به عنوان راه برون رفت از مشکل، همیشه در طول تاریخ اسلام وجود داشته اما در این 200 سال اخیر بیشتر نمود پیدا کرده است و در کشور ما به دلیل مکتب اهل بیت و اعتقاد اکثریت جامعه ما به مهدویت به صورت خاص، این انحراف بیشتر از دیگر کشورها بوده است چون اعتقادات مردم، ملموس تر، جدی تر و باورها بیشتر معطوف به مهدویت است، لذا افراد بسیاری از این موضوع سوءاستفاده می کنند.

 

+ نوشته شده توسط محسن .م در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 و ساعت 11:37 |
دکتر محسن مهاجرنیا/ تبیین بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای مجلس خبرگان؛
آیا نظام ولایت فقیه می‏تواند پاسخ گوی نسل‌های آینده باشد؟
یکی از شبهات رایج در مورد قانون اساسی و نظام جمهوری که هموراه از سوی مخالفان نظام مطرح می‏شود این است که چرا باید نسل‏های فعلی و آینده، تن به پذیرش نظامی دهند که پدران آن‏ها تأسیس کرده و یا به آن رأی داده‌اند، درحالی که خواسته‏ها و نیازهای هر نسلی متفاوت از نسل قبلی است؟
گروه سیاسی برهان؛ مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با اعضای مجلس خبرگان مباحثی بدیع و قابل توجه را دربارهی نظام سازی، ولایت مطلقهی فقیه، انعطاف پذیری و ... مطرح نمودند، که بی تردید ریشه در فلسفه سیاسی ایشان دارد. در همین راستا «حجت الاسلام دکتر محسن مهاجرنیا» به درخواست برهان و طی یادداشت شفاهی زیر، به تبیین این بخش از فرمایشات معظمله پرداخت. گفتنی است دکتر مهاجرنیا در گذشته تحقیق و پژوهش گستردهای دربارهی فلسفهی سیاسی حضرت آیتالله خامنهای انجام دادهاند و برهان نیز در این زمینه با ایشان مصاحبهای اختصاصی ترتیب داد که با عنوان «آیا در فلسفهی سیاسی آیتالله خامنهای حقوق شهروندی جایگاهی دارد؟» منتشر شد.
 
در صحبتهای مقام معظم رهبری حدود پنج نکته مهم به نظر میرسید؛ از جمله تأکید بر اصول و مبانی نظام، معنای ولایت مطلقه، ارگانیک بودن ولایت و در نهایت بحث مردمسالاری دینی. قبل از این پنج نکته لازم است مقدمهای را بیان کنم. توجه به شأن نزول این صحبت  مهم است که در حضور اعضای مجلس خبرگان رهبری بیان شده است. خبرگان مهمترین نهادی است که در چارچوب ولایت فقیه شکل گرفته و به نوعی نقش تقدمی حتی بر خود ولی فقیه دارد، یعنی خبرگان رهبری در چارچوب نظام ولایت فقیه نسبت به ولی فقیه و رأس هرم، به نوعی تقدم زمانی دارد.
 
مقام معظم رهبری در حضور چنین جمعی روی این پنج نکته به عنوان مهمترین دغدغهای که امروز برای ایشان مطرح است، تأکید میکنند و بعد از سی و چند سال پس از انقلاب این بحث را مطرح میکنند. مهمترین نکات را باید در این چند موضوع دید:
 
اول؛ بحث ناظر به بسترها، زمینه‏ها، مسایل مختلف و ضرورتهایی است که ایشان احساس کردهاند. در واقع متأخر به بسترها و زمینه‏های سیاسی اجتماعی، تاریخی و فرهنگی است که اکنون در جامعه و جهان وجود دارد. بنابراین وقتی میگویند که ما روی اصول باید تأکید بکنیم بعد تأکید میکنند نباید تحت تأثیر عقلانیت مدرن غربی واقع بشویم و انعطاف پذیری به این معنا را رد میکنند. این  مباحث ناظر به این است که مقام معظم رهبری در دورهای بحث مینمایند که چالشهای تفکر دینی با تفکر غربی به صورت جدی مطرح است.
 
دوم؛ ایشان به نیازها و مقتضیاتی که امروز در ایران و کشورهای اسلامی در حال تحول و انقلاب و همین طور در کل جهان وجود دارد، پاسخ میدهند، یعنی در خلاء صحبت نمیکنند و بحث صرفاً نظری نیست بلکه یک مقولهی عینی و واقعی و در جامعهی امروزی مطرح است و پاسخی را به آن میدهند.
 
سوم؛ وقتی وارد بحث نظام سازی و مردم سالاری دینی میشوند در واقع آن الگوی مطلوبی را که در گذشته تحت عنوان «مردم سالاری دینی» مطرح کرده بودند و نیز الگوی جمهوری اسلامی امام راحل را تبیین میکنند. موضوع ولایت فقیهای که ایشان در این دیدار طرح کردند نگاهی تبیینی است به آن نظریهی مردم سالاری دینی که در گذشته مطرح شده و هنوز پروندهی آن باز است؛ یعنی یک نظریه را طرح کردهاند مرتب به آن تکمله میزنند و در هر بحثی، گوشهای از آن بحث را تکمیل میکنند. بنابراین صحبتهای مقام معظم رهبری را باید با توجه به این سه نکته تبیین کرد که اول، ناظر به شرایط است. دوم، ناظر به نیازها است و سوم، ناظر به تبیین آن الگویی است که در ذهن ایشان وجود دارد.
 
اما پنج نکته‌ی اصلی:
 
1- در آغاز بحث، ایشان در مقولهی نظام سازی ورود پیدا کردند در تأکیدی که بر اصول و مبانی داشتهاند فرمودند که پیشرفت باید مبتنی بر این اصول باشد. تأکید بر اصول و مبانی به نوعی ناظر به چالش سنت و مدرنیته است، چالش آموزههای دینی با آموزههای غربی و به تعبیر امروزی، آموزههای تجربی به صورت جدی مطرح است. افرادی هستند که اصرار بر این دارند که ما باید از تجربهی مدرن دنیا استفاده کنیم، باید در سیستم اقتصادی، بانکداری، مسایل سیاسی، اصل نظام و ... از تجربهی بشری استفاده کنیم. از عقلانیت وجود بشر که عمدتاً غربی است و از دستآوردهای دنیای امروز استفاده کنیم و بسیاری به این سمت میروند که اگر حتی این دستآوردها و عقلانیت بشری امروز با اصول و مبانی هم اصطکاک پیدا کرد و تعارض داشت ما از اصول و مبانی دست برداریم.
 
2- راجع به نظام‏سازی،ایشان به دو مسأله اشاره کردند؛ یکی را تصریحاً و دیگری را تلویحاً، ایشان فرمودند نظامسازی، دفعی نیست، مداوم و جاری است. ممکن است تصور شود که وقتی نظامی را میسازیم و انقلابی را میکنیم بعد از این، تکلیف ما تمام شده است چرا که نظام به وجود آمد، قانون اساسی برایش نوشته شد و تکلیف از ما ساقط گردید. ایشان فرمودند این تفکر یک بارهای و دفعی در نظامسازی اسلامی مردود است. نظام اسلامی یک چیز استدامهای است یعنی مرتب باید ترمیم، اصلاح، تصحیح و رفع نواقص بشود و رو به تکامل و رو به جلو پیش برود؛ انعطاف پذیری داشته باشد. این مبانی که نظامِ نظامسازی نیاز مداوم به ترمیم دارد، نکتهی بسیار دقیق و اساسی و پاسخی است به بسیاری از شبهاتی که در این مدت مطرح شده است. نظامسازی یک مسألهی دفعی نیست که مثلاً اگر تشکیل دادند بگوییم تمام شد و 20 سال ،30 سال و 40سال بعد بگوییم این نظام آن موقع تثبیت شده است.
 
اینجا پاسخ یکی از اشکالهای رایج را هم میبینیم. همواره از سوی مخالفان نظام این شبهه مطرح میشود که نظامی توسط پدران ما مثلاً بیست، سی سال پیش تأسیس شده ما میخواهیم یک فکر دیگری را تولید کنیم و نظام دیگری تأسیس کنیم. تأکید ایشان بر این است که ما این نظام را به طور دایم پرورش دهیم. تأسیس نظام یک باره نیست که بعدها دیگران بگویند ما که آن موقع نبودهایم. این دقیقاً پاسخی است به این شبهه، یعنی یک نظام اسلامی، نظامی است که مرتب با توجه به نیاز نسلهای نو، افکار جدید و نظریات جدید خودش را بازسازی میکند و به طور دایم در درون این نظام بازشناسی، بازنگری و بازسازی اتفاق میافتد. این نظام به طور دایم به روز میشود تا تمامی نیازها، خواستهها و مطالباتی که مردم این زمان میخواهند در درون این نظام خودش را نشان بدهد و به طور دایم بازسازی بشود.
 
مقام معظم رهبری معنای ولایت مطلقه را به این معنا گرفتهاند که ولایت فقیه دائماً دنبال تحول و تکمیل و اصلاح و انعطاف و رفع نواقص از نظام اسلامی است یا به تعبیر من دائماً دنبال بازشناسی، بازنگری و بازسازی است. این برخلاف آن دیدگاه در باب ولایت مطلقه است که مطلقه را به معنای چیزی در نظر میگیرند که سر از استبداد و دیکتاتوری در میآورد!
 
3- این انعطاف پذیری، تکمیل، و رفع نواقص رو به جلو است. یک وقتی است که کسی انعطاف به خرج میدهد که نوعی قهقرایی است. از بعضی از دیدگاهها و خواستهها عدول میکند تا خودش را منعطف نشان دهد. ایشان تأکید کردند ما نباید در مقابل فشارهای بیرونی انعطاف پذیری به این معنا داشته باشیم که از اصول و مبانی دست برداریم، این یک سیر قهقرایی است. به عنوان مثال در بحث قصاص، دیه و ... فشارهای بیرونی باعث میشوند که گفته شود که بالاخره در عقلانیت غربی قصاص چیز بدی است، دیه چیز بدی است و ما بیاییم خودمان را منطبق به همانها کنیم. ایشان فرمودند که تحول رو به جلو و تکاملی مد نظر است، نه تحول به سمت غرب.
 
معظمله در نهایت فرمودند معنای ولایت مطلقه هم همین است یعنی ولایت مطلقه را به این معنا گرفتهاند که ولایت فقیه دائماً دنبال تحول و تکمیل و اصلاح و انعطاف و رفع نواقص از نظام اسلامی است یا به تعبیر من دائماً دنبال بازشناسی، بازنگری و بازسازی است. این برخلاف آن دیدگاه در باب ولایت مطلقه است که مطلقه را به معنای چیزی در نظر میگیرند که سر از استبداد و دیکتاتوری در میآورد یعنی در تمامی حوزهها و کارهای تصمیمگیری و تصمیم سازی به یک نفر برمیگردد و آن یک نفر براساس خواستههای شخصی خود اقدام میکند. هر طوری که دلش میخواهد، تصمیم میگیرد، این میشود ولایت استبدادی که در کارهای شخصی و فردی تا کارهای نظامی نظام و اجتماعی، تمامی حوزهها ممکن است این ولایت وجود داشته باشد. ایشان تأکید فرمودند که مطلقهای که ما داریم، ولایتی است که مبتنی براصول است یعنی دقیقاً ولایت دینی و اسلامی است. تخطی از اصول مساوی با انهدام و نابود شدن اصل ولایت است و تخصصاً از ولایت فقیه خارج میشود. بنابراین اولاً متکی بر اصول است. ثانیاً یک ولایتی مبتنی بر اسلام اصولگرایانه است و ثالثاً اصلاحگرایانه است و دائماً به دنبال احیا و تکامل خودش است. از این رو تعبیر ولایت مطلقه را ایشان به معنای انعطاف پذیری در اصل نظام و تحول بیان کردند.
 
بعد تحول را باز به دو معنا توضیح دادند که گاهی تحول تکاملی است و گاهی قهقرایی. فرمودند که اگر ما خودمان را به صورت ارادی و داوطلبانه با برنامه، با تکنولوژی متحول نکنیم، تحول بر ما تحمیل خواهد شد و آن تحول دیگر تکاملی نیست و ممکن است قهقرایی باشد. آن تحولی که در آن ارادهی بیگانگان ما را متحول بکند، کنترلش دست ما نیست.
 
4- نکتهی مهم دیگری که در بحث ایشان مطرح بود، این است که فرمودند ولایت فقیه یک دستگاه است. این پاسخی است به افرادی که میگویند یا فکر میکنند که ولایت فقیه یک نفر است. فکر میکنند ولی فقیه شخصی است که خواستههای او در همه جا اعمال و تصمیم میسازد و نیز تصمیم میگیرد و اجرا میکند و داوری و فصل الخطابی در همهی امور دارد، از این رو آنها شائبهی استبداد را پیش میکشند. ایشان فرمودند ولایت فقیه یک دستگاه است، وقتی نگاه دستگاهوارگی داشتید و تعبیر به نظامسازی کردید، یعنی نظام اسلامی یک سیستمی است که اجزای آن به صورت ارگانیک مکمل هم هستند. بعد فرمودند که در رأس آن ولی فقیه عادل، متقی و واجد شرایط خاص هست. در سیستم سنتی ما از همان آغاز عصر غیبت وقتی بحث ولایت فقیه را به صورت گسترده مطرح کردند، هیچ وقت ولایت فقیه محقق نشد از این رو بحثهای ما جنبهی نظری پیدا کرده است.
 
بحثهایی که ناظر به واقعیت خارجی نیست، بیشتر بحث روی مشروعیت ولی فقیه است، مشروعیتی که نیابت دارد از امام عصر و در جامعه حکومت میکند از این رو تمامی بحثهای ما روی خود ولی فقیه متمرکز شده است و این شائبه هست که ولی فقیه یک شخص است، یک فرد است و نظام حکومتی، دستگاه حکومتی، دستگاه اجرایی و تقنینی و قضایی و آییننامه ندارد. دستگاه داخلی و خارجی و بخشهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... ندارد. در حالی که با انقلاب اسلامی و با تفکر امام راحل و بحث مردم سالاری دینی که مقام معظم رهبری به صورت جدی تعقیب میکنند، دیگر ولایت فقیه را در قالب فرد نمی بینند. وقتی میگوییم مشروعیت ولایت فقیه، فقط مشروعیت ولی فقیه مطرح نیست، مشروعیت دولت هم مطرح است، دولتی که در این نظام کار میکند باید مشروع باشد، زیر مجموعهی ولی فقیه هم باید مشروع باشد، خود ولی فقیه مشروعیت را از راه روایات و مبانی میگیرد و این دستگاهی که با او کار میکنند و نقش مشاور و بازوی اجرایی و تقنینیی دارند، باید مشروعیت داشته باشند.
 
5- نکتهی آخر این است که رهبر انقلاب از آن اصول و معنای ولایت، یک دفعه به بحث مردم سالاری دینی توجه کردند، معنایش این است که مجموعهی این اصول و این نظامسازی و ولایت مطلقه و ... باید یک الگو درست بکنند به اسم مردم سالاری. در واقع برآیند تمامی بحثها این است که ما یک الگوی مطلوب نظام دینی داریم که اسمش را مردم سالاری دینی گذاشتهایم. این مردم سالاری دینی را به عنوان یک هدیه، باید به جهان و کشورهای در حال تحول و انقلاب صادر کنیم. البته تعیبر ایشان صادر نبود، تعبیر ایشان این بود که ما این را به دنیا به عنوان بهترین هدیه و برآیند تفکر و نظامسازی دینی هدیه کنیم. تأکید کردند که وقتی ما به کشورهای اسلامی این را ارایه میدهیم، بخشی از این کشورهای اسلامی اهل سنت هستند آنها الگوی نظام ولایت فقیه ما را چه بسا به این شکل قبول نداشته باشند از این رو فرمودند که ما هدیه را میدهیم اما هیچ تحمیلی، هیچ توصیهی تحمیلی نمیکنیم. آنها بر این اساس، نظام خودشان را شکل بدهند نه اینکه نسخهی ما را بخواهند آنجا پیاده کنند.
 
لازم به یادآوری است تمام منابع فقهی اهل سنت، ولایت فقیه را دارند. نظرهای فقهی فقهای بزرگ اهل سنت مانند: «غزالی»، «ماوردی» و «خواجه نظام» همین را میگوید. بسیاری از فقهای معاصرشان هم وقتی به نظام حکومتیشان میرسند میگویند امر دایر است به این که یک حاکم جائر فاسق بیدین حاکم باشد یا یک فقیه. همه میگویند بهتر است فقیه باشد حتی بعضی از فقهای اهل سنت مانند ماوردی شرایط ولی فقیه را بسیار سختتر از دیدگاه تشیع گرفتهاند، برای ما مثلاً قریشی بودن شرط نیست یعنی کسی فقیه میشود حتماً بایستی سید باشد، ولی ماوردی میگوید که شرط است باید قریشی یعنی سید باشد.
 
بنابراین رهبری تاکید کردند این الگویی است که ما اگر این را به کشورهای اسلامی صادر بکنیم مطمئناً این را به عنوان یک هدیه و بدون اینکه هیچ زوری هم در آن باشد میپذیرند و در نظام آینده شان استفاده خواهند کرد.
 
 ممکن است این سؤال پیش بیاید که امام(ره) تعبیر دیگری از ولایت مطلقه فقیه داشت  و میفرمود عین ولایت رسولالله است حالا رهبری تعبیر انعطاف را به کار بردند آیا اینها با هم تعارض ندارند؟
 
در پاسخ باید گفت بین تعبیری که امام راحل فرمودند و مطلقهای که مقام معظم رهبری به عنوان انعطاف پذیری رو به کمال تعبیر کردند، هیچ تناقضی وجود ندارد زیرا خود امام راحل هم وقتی که ولایت مطلقهی فقیه را مطرح میکنند، تأکید دارند که نظام اسلامی وقتی با بنبستهایی مواجه میشود، نمیخواهد به سوی قهقرا برود، نمیخواهد عقب گرد کند، نمیخواهد منفعل و تابع غرب بشود.
 
 نظام اسلامی بر اساس اصول و مبانی وقتی با بنبستهایی مواجه میشود، یک فقیه عادل میتواند گره گشا باشد یعنی نظام انعطاف پذیر باشد و هر جا با رکود با بن بست با تقلب با تحجر مواجه میشود، خودش را اصلاح بکند. انعطاف پذیری ولایت فقیه تعبیر بسیار زیبایی بود که نظام در مسیر خودش در فرآیند تکاملی خودش در جا نزند. هر جا با مشکل مواجه شد، هر جا بنبستی ایجاد شد، بتواند خودش را از این سطح و از این دیوارهایی که جلوش به وجود میآید، عبور بدهد.(*)
 

* حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن مهاجر‏نیا؛ رییس گروه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهی اسلامی و مسوول انجمنهای علمی حوزه‏ی علمیه/انتهای متن/

+ نوشته شده توسط محسن .م در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 و ساعت 9:3 |

 

آغاز به کار انجمن مهدويت از نيمه مهر‌ماه

خراسان - مورخ یکشنبه 1390/06/20 شماره انتشار 17929

مسئول دبيرخانه انجمن‌هاي اسلامي حوزه از آغاز به کار رسمي انجمن علمي مهدويت حوزه علميه قم در محضر يکي از مراجع عظام تقليد از نيمه مهر‌ماه سال جاري خبر داد.  

حجت‌الاسلام والمسلمين محسن مهاجرنيا در گفت‌وگو با مرکز خبر حوزه مهدويت را يکي از مباحث مهم و جدي در تمامي کشورهاي اسلامي و حتي جهان معرفي و اظهار کرد: پس از مدرنيته شدن جهان و در ادامه آن مشکلاتي چون استعمار کشورهاي اسلامي و به غارت رفتن منابع و دارايي‌هاي آنها، انديشه ديني به دليل عدم آمادگي مواجهه با اين مسئله با مشکلاتي روبه رو شد که در اين ميان مهدويت به عنوان راه برون‌رفت از اين مشکلات مورد توجه قرار گرفت. وي ادامه داد: اين مسئله به اندازه‌اي پيش رفت که حتي نهضت‌هاي منحرف چون بابيت، شيخيت و تمامي گروه‌هاي منحرفي که در دوره قاجاريه بودند، با توجه به اين که آنها داعيه مبارزه با کفر و کشورهاي بيگانه داشتند، با نام مهدويت پيش مي‌رفتند.

مهدويت جنبه سياسي پيدا کرده است

مسئول دبيرخانه انجمن‌هاي اسلامي با بيان اين که مسئله مهدويت در سال‌هاي اخير با انگيزه سياسي مطرح مي‌شود، خاطرنشان ساخت: امروز مهدويت در جامعه ما جنبه سياسي پيدا کرده است، به گونه‌اي که هر کس بخواهد خود را مطرح کند، بحث امام زمان(عج) را مطرح مي‌کند. وي يادآور شد: شفاف‌ترين اعتقاد شيعه، مهدويت است که متأسفانه انحرافات بسياري در اين عرصه وجود دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمين مهاجرنيا با اشاره به راه‌اندازي مراکز مختلف مهدويت در کشور اظهار داشت: هر که مي‌خواهد ارادتي نسبت به حضرت ولي عصر(عج) داشته باشد، دفتر آموزشي، پژوهشي، تبليغي و يا بنياد و مؤسسه‌اي راه‌اندازي مي‌کند و اين پراکندگي موجب بي سرو سامان شدن مباحث مهدويت در اين عرصه مي‌شود.

 

انجمن مهدويت، راهي براي مقابله با انحرافات

وي خاطرنشان کرد: به وجود آمدن اين انحرافات و نابساماني‌ها موجب شد که نخبگان حوزوي براي مقابله با اين انحرافات به صورت ساماندهي شده، به فکر راه‌اندازي انجمن مهدويت بيفتند؛ براي اين کار کارشناسان و پژوهشگران حوزوي عرصه مهدويت درخواستي براي تشکيل انجمن مهدويت به دبيرخانه انجمن‌هاي اسلامي حوزه ارسال کردند.

قائم‌مقام هيئت مؤسس انجمن مهدويت افزود: تمامي بانيان و مؤسسان و رؤسا و مديران مراکز تخصصي چون مرکز تخصصي مهدويت، مؤسسه مهدي موعود(عج)،‌ مؤسسه انتظار نور، مؤسسه آينده روشن، مسجد مقدس ‌جمکران و... مي‌باشند و با توجه به ضرورت تشکيل اين انجمن،‌ انجمن مهدويت خيلي زود از سوي شوراي عالي حوزه مجوز فعاليت گرفت.

 

اعلام موجوديت انجمن در محضر مقام معظم رهبري

مسئول دبيرخانه انجمن‌هاي اسلامي با اشاره به اعلام تشکيل اين انجمن در نيمه شعبان سال جاري اظهار داشت: چند روز قبل از تشکيل انجمن مهدويت در ديدار با مقام معظم رهبري، موجوديت اين انجمن اعلام شد و سپس حجت‌الاسلام‌ والمسلمين دين‌پرور به عنوان مسئول هيئت مؤسس انتخاب شد و بنده نيز براي رسيدگي به امور، به عنوان قائم‌مقام هيئت مؤسس انجمن مهدويت انتخاب شدم.

 

انجمن مهدويت به مرجعيت گره خورده است وي با بيان اين‌که مهم‌ترين فعاليت‌هاي هيئت مؤسس، جذب اعضا و انجام کارهاي مقدماتي براي تشکيل مجمع عمومي مي‌باشد، خاطرنشان کرد: بر اساس نشست‌هايي که برگزار شد، از همان ابتدا تصميم گرفتيم اين انجمن را به مرجعيت گره بزنيم، بنابراين انتخابات مجمع عمومي در محضر آيت‌الله‌العظمي صافي گلپايگاني که آثار و پژوهش‌هاي علمي فراواني در عرصه مهدويت دارند، برگزار کرديم.

حجت‌الاسلام والمسلمين مهاجرنيا با بيان اين که معظم‌له از راه‌اندازي انجمن ابراز خرسندي کردند و نکاتي را ارائه دادند گفت:‌ نخستين انتخابات مجمع عمومي براي تعيين هيئت مديره نيمه مهر‌ماه در محضر اين مرجع تقليد برگزار مي‌شود و از همان تاريخ نيز فعاليت خود را به صورت رسمي آغاز مي‌کند.وي درباره روند عضوگيري در انجمن مهدويت حوزه گفت: تا امروز نزديک به 60 نفر از پژوهشگران مطرح عرصه مهدويت در اين انجمن عضو و براي تمامي دانش‌پژوهان مهدويت که داراي سطح3 به بالا هستند، اطلاع‌رساني شده و آنها نيز براي عضويت در اين انجمن اعلام آمادگي کردند.مسئول دبيرخانه انجمن‌هاي اسلامي با اشاره به برگزاري درس خارج مهدويت توسط اساتيد عالي حوزه بيان داشت: اين کار براي نخستين‌بار در تاريخ تشيع انجام شده است و اميد مي‌رود با راه‌اندازي اين انجمن، چنين برنامه‌هايي رشد و توسعه پيدا کنند.

انجمن مهدويت به دنبال کارهاي سياسي نيست

وي با تأکيد بر اين که انجمن مهدويت تنها به دنبال انجام کارهاي علمي در عرصه مهدويت است، خاطرنشان ساخت: انجمن مهدويت حوزه در فعاليت‌هاي خود وارد کارهاي سياسي نمي‌شود، حتي مباحث سياسي که در‌باره مهدويت است، نيز در اين انجمن به آن پرداخته نمي‌‌شود، چرا که خوف آن مي‌رود در گروه‌ها و جناح‌بندي‌ها و سياسي‌کاري‌ها، کارهاي علمي فنا شود.

حجت‌الاسلام والمسلمين مهاجرنيا ادامه داد: اين انجمن به دنبال تقويت دانش مهدويت است تا مباحث کلامي و اعتقادي، جامعه‌شناختي، فقهي، فلسفي و ... مهدويت به صورت علمي توسعه و تعميق داده شود و انجمن مهدويت تلاش دارد با بررسي اوضاع نيازها و خلاء ها را برطرف کند.قائم‌مقام هيئت مؤسس انجمن مهدويت، با بيان اين که امروزه سؤالات فراواني براي مردم درباره مهدويت وجود دارد، تصريح کرد: حکومت عادلانه مهدوي، نظام سياسي مهدويت و مباحث ديگري درباره مهدويت وجود دارد، ولي نسبت به تبيين آنها کوتاهي شده است.

در صورتي که اگر آگاهي مردم در اين عرصه بيشتر شود، علاوه بر اين که جلوي انحرافات گرفته مي‌شود، علاقه و تشنگي آنها نيز به اين مسئله بيشتر مي‌شود.مسئول دبيرخانه انجمن‌هاي علمي حوزه، در پايان فعاليت در عرصه مهدويت را رسالت حوزه دانست و گفت:‌ حوزه بايد تمام تلاش خود را در اين عرصه داشته باشد و راه‌‌اندازي انجمن مهدويت گام مهمي در اين راستا است که از سوي حوزه راه‌اندازي شد و از مراجع عظام تقليد، علما و فضلاي حوزه، درخواست مي‌کنيم ما را در اين راه ياري کنند.

 

 

+ نوشته شده توسط محسن .م در یکشنبه بیستم شهریور 1390 و ساعت 14:19 |

 

استاد حوزه و دانشگاه:

 
حوزه علمیه قم مبدع اندیشه وحدت اسلامی در جهان است

خبرگزاری رسا ـ عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان این‌که یکی از شعارهای جدی حوزه علمیه قم، اندیشه وحدت و برادری است، گفت: حوزه علمیه قم مبدع اندیشه وحدت اسلامی در جهان است.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام محسن مهاجرنیا، عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در نشست اعضای هیات علمی پژوهشگاه با اساتید دانشگاه UM مالزی که روز گذشته برگزار شد به بیان اهمیت حوزه علمیه قم و نقش آن در ایران اسلامی پرداخت.

وی با بیان این‌که حوزه علمیه قم یک نظام معرفتی است که سابقه‌ای هزار ساله دارد، اظهار داشت: این حوزه از نظر سیاسی و ارتباط با نظام حاکم، چهار مرحله تاریخی را پشت سر گذاشته است.

این استاد حوزه و دانشگاه از دوره نخست به عنوان دوره انزوا و گوشه‌گیری حوزه یاد کرد و گفت: شرایط تاریخی حاکمان مستبد و ضرورت‌های پرداختن به تفکر اسلامی از قرن چهارم تا دهم هجری، ضرورت عدم حضور در عرصه سیاست و قدرت را اقتضا می‌کرد.

وی با بیان این‌که از قرن دهم تا سیزدهم هجری حوزه در حاشیه سیاست مطرح بود، افزود: تجربه حضور حوزه‌های علمیه در عرصه سیاست مربوط به دوره‌ای است که حوزه‌ها نقش مستقیم رهبری سیاسی جامعه را به دست گرفتند و از آن به دوره مشروطیت یاد می‌شود.

عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطرنشان کرد: دوره مشروطیت به سبب نداشتن تئوری حکومتی و عدم آمادگی به دست گرفتن قدرت، با مشکلاتی مواجه شد.

وی با بیان این‌که حوزه‌های علمیه با رفع کاستی‌ها و مشکلات نظری و عملی موفق به ارائه نظریه کامل حکومت اسلامی در ایران شدند، گفت: این حکومت تمام عیار مدرن تئوری کاملی است که همه فقهای شیعه و سنی در همه منابع گذشته مطرح کرده‌اند.

حجت‌الاسلام مهاجرنیا با اشاره به طراحی و اجرای نظریه ولایت فقیه براساس مکتب و آموزه‌های متعالی اهل بیت‌(ع)، تصریح کرد: حوزه‌های علمیه به عنوان پشتوانه نظری و تئوری‌پرداز نظریه ولایت فقیه، مهم‌ترین رکن حکومت اسلامی در ایران هستند.

وی با بیان این‌که حکومت اسلامی ایران که در رأس آن یک فقیه جامع‌الشرایط قرار دارد و مشروعیتش را از دین اخذ کرده است، افزود: در ایران حکومتی مستقر است که افزون بر مشروعیت دینی، دارای یک نظام مردم‌سالاری و از مقبولیت کاملاً اجتماعی برخوردار است.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نقش نظریه‌پردازی حوزه‌های علمیه و ارتباط تنگاتنگ آن با نظام سیاسی کشور، عنوان داشت: نظام حوزوی ایران برخلاف حوزه‌های علمیه بسیاری از کشورهای اسلامی به ویژه کشورهای عربی، از نظر سازمان و ساختمان کاملاً مستقل از حکومت است.

عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطرنشان کرد: حوزه‌های علمیه دارای استقلال فکری و آزاداندیشی دینی هستند و در همه زمینه‌ها براساس هویت مستقل خود عمل می‌کنند.

وی همچنین با بیان این‌که یکی از شعارهای جدی حوزه علمیه قم، اندیشه وحدت و برادری است، گفت: حوزه علمیه قم مبدع اندیشه وحدت اسلامی مطرح شده در یک قرن اخیر است. /920/پ202/ع

+ نوشته شده توسط محسن .م در یکشنبه بیستم شهریور 1390 و ساعت 12:49 |

شنبه 30 مرداد 1389 17:39:45             شماره‌ خبر :638345  در نمايشگاه قرآن؛

 نشست «نظريه سياسی اسلام از منظر قرآن» برگزار می‌شود

گروه سياسی:  

نشست «نظريه سياسی اسلام از منظر قرآن» ساعت 19 امشب 30 مردادماه در سالن شهيد مفتح نمايشگاه قرآن برگزار می‌شود. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، نشست «نظريه سياسی اسلام از منظر قرآن» امشب 30 مردادماه به همت بخش حوزوی هجدهمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار می‌شود.

حجت‌الاسلام‌و‌المسلمين مهاجرنيا ميهمان اين برنامه خواهد بود و پيرامون موضوع ياد شده صحبت می‌كند.

علاقمندان برای شركت در اين نشست می‌توانند به سالن شهيد مفتح واقع در طبقه همكف شبستان اصلی مصلی امام خمينی(ره)، بخش حوزوی مراجعه كنند. يادآوری می‌شود هجدهمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم از 17 مردادماه الی 12 شهريورماه در مصلی امام خمينی(ره) برپاست.

+ نوشته شده توسط محسن .م در پنجشنبه سی ام تیر 1390 و ساعت 8:3 |

حجت الاسلام مهاجرنیا در همایش «نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت الله خامنه‏ای»؛

درفلسفه‌ی سیاسی آیت الله خامنه‏ای حقوق شهروندی چه جایگاهی دارد؟

حقوق شهروندی در فلسفه‌ی سیاسی غرب که اکنون از یک هژمونی و سلطه برخوردار است، حقوقی است که انسان‌ها به صورت قرارداد اجتماعی و وضعیت طبیعی در جامعه پیدا می‌کنند و هیچ حق ماورایی و حق الوهیتی در آن دیده نشده است.در فلسفه‌ی سیاسی اسلامی هم در گذشته کم‌تر به این مقوله توجه شده بود...

گروه سیاسی برهان؛ چندی پیش کنفرانسی بینالمللی با عنوان «نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت الله خامنهای» در لبنان برگزار شد، با توجه به اهمیت مباحث مطرح شده دراین کنفرانس، با  حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن مهاجر‏نیا، رییس گروه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهی اسلامی و مسئول انجمنهای علمی حوزه به گفتوگو نشسته‏ایم.

 

شما در کنفرانس بین المللی« نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت الله خامنهای» که در لبنان برگزار شد، حضور داشتید. با توجه به اینکه موضوع همایش اجتهاد وفقاهت مقام معظم رهبری بود، برای ما بفرمایید که در مورد دیدگاههای فقهی معظمله و نقطه قوتهای ایشان چه نکاتی در این همایش مطرح گردید؟

 

آن چیزی که بیش از همه برای شرکت کنندگان کشورهای عربی در این همایش قابل توجه بود، نقش و دیدگاه مقام معظم رهبری در خصوص مسایل منطقه و جنبشهای عربی بود. در ضمن همایش بحثهایی نیز در این زمینه وجود داشت و آنها دنبال این بودند که نقش انقلاب اسلامی و دیدگاه رهبری را دربارهی مسایل منطقه بدانند و خود «سیدحسن نصرالله» نیز در سخنرانی خود به این مسأله توجه ویژه نشان داد و بر تأثیرات دیدگاه رهبری در مسایل منطقه، انگشت نهاد. بنابراین اجتهاد خیلی به معنای مصطلح فقهی مورد نظر نبود، اجتهاد از نظر نوع آوری و اجتهاد دینی در همهی ابعاد -نه فقط بحث فقهی- مورد نظر بود، به همین دلیل حوزههای گستردهای مورد بحث قرار گرفت

بحث بنده راجع به فلسفهی سیاسی مقام معظم رهبری بود که در این موضوع هم اجتهاد دینی در مباحث فلسفی مورد نظر بود. در مجموع بحث تجدد، تجدید و اجتهاد از بحثهایی است که اندیشمندان و متفکران عربی بیش از دیگران به این موضوع گرایش دارند و اینکه حزب الله هم به این عنوان تمرکز کردهاند شاید به دلیل استقبالی است که از این عنوان در حوزهی عربی میشود.

در خصوص مواردی که آنجا مطرح شد و متفکرانی که آن جا حضور داشتند تقریباً میتوان یک نوع پوشش موضوعی را مشاهده کرد. مباحث گستردهای از قبیل مباحث فقهی، مباحث بین المللی، مباحث فلسفی، مباحث جامعه شناختی و موضوعات منطقهای آن جا مطرح شد. از جمله مباحث فقهی مطرح شده بحث ولایت فقیه، اختیارات ولایت فقیه و اصولاً نقش رهبری در ادارهی کشور مطرح گردید.

آیا از سوی سخنرانانی که از کشورهای مختلف حضور داشتند نکاتی در مورد ابعاد شخصیتی ایشان مطرح شد که برای شما نو باشد؟

به نظر میرسد نکاتی که با توجه به مباحث منطقه مطرح میشد و بحث رهبری و نقش رهبری دینی در مسایل سیاسی و ادارهی مملکت، خیلی مورد توجه بود، به خصوص با توجه به خلائی که اکنون در جنبشهای اسلامی منطقه دیده میشود، این بحث کاملاً مملوس بود. در بیشتر سخنرانیها بر روی فقدان رهبری دینی و فقیه جامع الشرایطی که بتواند تحولات منطقه را رهبری کند، تاکید میشد و در بعضی از بحثها کاملاً مطرح میشد که اگر جنبشهای اسلامی رهبری حکیمی مانند رهبر ایران نداشته باشند راه به جایی نخواهند برد. در بعضی از این کشورها با اینکه مردم خوب به میدان آمدند ولی سرنوشت نهضتشان بیشتر با دست بیگانه رقم میخورد. البته با توجه به اینکه بسیاری از افرادی که در همایش حضور داشتند متفکرین تازه وارد نبودند و ریشی در مورد مباحث علمی سپید کرده بود، کاملاً احساس میشد که ایران و رهبر آن را میشناسند. به عنوان مثال افرادی که از مصر آمده بودند شاید تصور میشد که اینها تازه انقلاب کردهاند و با مسایل بیگانه هستند در حالی که اینها کاملاً با دیدگاه رهبری آشنایی داشتند.

 

یعنی یک احساس خلاء در مورد رهبری دینی در کشور خودشان داشتند؟

 بله؛ این خلاء در همه جا حس میشد. مثلاً در میان مباحث افرادی که از مغرب آمده بودند نیز به این موضوع اذعان داشتند. در کشورهایی مانند لبنان، مصر و حتی سودان نقش علما کاملاً بارز است اما در کشورهایی مثل مغرب که علما خیلی نقش بارزی ندارند کاملاً ملموس بود که رهبری فقهی برای اینها بسیار مورد توجه است.

 سیدحسن نصرالله در صحبتهایش نشان میداد که هم در جریان جنگ 33 روزه و هم در جریان تحولات اخیر لبنان در ارتباط با اسراییل، لحظه به لحظه در هر تحولی اتفاق افتاده یک نوع ارتباطی با مقام معظم رهبری داشتهاند. مثلاً نقل میکردند که در جریان مسایل با مقام معظم رهبری مشورت میکردیم، نظر میگرفتیم و بسیاری از جاها ما برنامهریزی میکردیم، فکرمان این بود که مثلاً این کار را بکنیم، وقتی مشورت میکردیم رابط مقام معظم رهبری جور دیگری نظر میدادند، شاید یک مقدار تازگی داشت، اما وقتی جلو میرفتیم و نتیجه را میدیدیم برای خودمان جالب بود که ایشان که بیرون از لبنان و حوادث لبنان هستند مسایل را بهتر از خود ما تشخیص میدهند. به عنوان مثال راجع به جنگ 33 روزه جاهایی به واقع حس میکردیم که وضع جنگ به ضرر ما تمام میشود و نباید اقدام کنیم، باید عقب نشینی کنیم، وقتی که با مقام معظم رهبری صحبت میکردیم ایشان میفرمودند: «بروید بجنگید و مقاومت کنید، به طور قطع بدانید که اسراییل فرار میکند و شکست میخورد.» لذا نگاه آنها واقعاً یک نگاه امیدوارانه به ایران و به رهبری آن و همچنین به مسؤولین ایران است و تلقی آنها این است که نجاتشان در دست ایران و رهبری آن است و خیلی جالب است که در ریز مسایل ایران هستند. روی اتفاقات روزمرهی ما در ایران، حساسیت دارند زیرا اینجا را مدینهی فاضلهی خودشان میدانند. وقتی میبینند که ما سر یک مسألهی کوچک با یکدیگر اختلاف داریم، باعث ناراحتی آنها میشود.

 در بیشتر سخنرانیها بر روی فقدان رهبری دینی و فقیه جامع الشرایطی که بتواند تحولات منطقه را رهبری کند، تاکید میشد و در بعضی از بحثها کاملاً مطرح میشد که اگر جنبشهای اسلامی رهبری حکیمی مانند رهبر ایران نداشته باشند راه به جایی نخواهند برد. در مورد مقالهای که خودتان در همایش ارایه دادید، توضیح میفرمایید؟

عنوان

 

مقاله بنده «فلسفه سیاسی مقام معظم رهبری» بود.

 ما دو تلقی از نظر سیاسی داریم، اولین مطلب این که فلسفهی سیاسی یک دانش است که در آن متفکران پیرامون مباحث فلسفی با هم بحث میکنند راجع به مباحث فلسفی- سیاسی جامعه بحث میکنند؛ نوعاً کسانی که این تلقی را دارند، فیلسوفانی هستند که اندیشه شان منتهی به پاسخگویی به مسایل جامعه نمیشود. یک تلقی دیگر این است که فلسفهی سیاسی گفتوگو پیرامون زندگی سیاسی است. پیرامون حل مشکلات، نیازها، معضلات و مقتضیات زمان و مکان و مسایلی است که انسانها با آن سروکار دارند و براساس یک عقلانیتی باید به آن پاسخ داده شود این هم یک تلقی است. بنده براساس این طرز تلقی، فلسفهی سیاسی مقام معظم رهبری را تببین کردم.

 فلسفه سیاسی ایشان، تأملات عقلانی است که ریشه در مبانی و بنیادهای معرفت دینی ایشان دارد و به دنبال این است که راهکارها و اندیشههای خود را برای حل معضلات زندگی بشر امروز مطرح کند. ویژگی فلسفی ایشان دو چیز است: اول اینکه منبعث از مبانی اسلامی است و دوم اینکه برای پاسخگویی به مسایل عینی جامعه است. کل مباحث فلسفهی ایشان را بنده در پنج حوزهی فکری تلخیص کردم:

 اولین بحث «آیین اندیشه» و بحثهای مبانی هستی شناسی، مبانی انسان شناسی، مبانی فرجام شناسی و کلاً بحثهای مبانی تأثیر گذار در اندیشه، است.

عنوان دومی که در فلسفهی سیاسی ایشان تحقیق کردم «آیین اجتماع» است. بحث آیین اجتماع البته از مباحث کلیدی حوزهی فلسفهی سیاسی است و فیلسوفانی مانند فارابی و دیگران در یونان باستان و در کل حوزهی فلسفهی سیاسی اسلام راجع به آن بحث کردهاند. بحثهای کلیدی مانند ماهیّت و چیستی جامعه، بحث رابطهی فرد و جامعه، بحث دین و سیاست، بحث عدالت و بحث قانون و مقولهی امنیّت، این شش مسأله، مسایل اساسی فلسفهی سیاسی ایشان در حوزهی آیین اجتماع را تشکیل میدهند.

یک جامعه اگر بخواهد قوام و دوام پیدا کند به طور حتم شالودهی اصلیش بحث امنیّتی است. هیچ جامعهای بدون امنیّت، دوام ندارد. هیچ جامعهای بدون قانون، استمرار پیدا نمیکند، هیچ جامعهای بدون عدالت، دوام ندارد و هیچ جامعهای پیدا نمیشود که خالی از دین و سیاست باشد. بنابراین اینها بحثهای کلیدی حوزهی فلسفهی آیین اجتماع ایشان، است .

 

حوزهی بعدی که بنده در مقالهی خود به آن اشاره داشتم، «آیین شهروندی» است. این یکی از بحثهای جدی است که در حوزهی فلسفهی سیاسی اسلامی کمتر به آن توجه شده و در گذشته به دلیل این که فلسفهی کلاسیک ما بسیار به حقوق شهروندی مثل امروز توجه نداشت ، بحثهای شهروندی خیلی به صورت گسترده نیست. ما در گذشته مقولات شهروندی را تحت عنوان اهل مدینهی فاضله میدانستیم که نوعاً اهل مدینهی فاضله افراد عوامی بودند که تحت هدایت فیلسوفان زندگی میکردند و هیچ ارادهای هم از خودشان نداشتند.

 

آیین شهروندی در منظر مقام معظم رهبری مقولهای بسیار زیبا و جذاب است. بحثهای حقوق شهروندی، مقولهی کرامت شهروندی، آزادی، مشارکت و بحثهایی از این قبیل چیزهایی است که در این بخش روی آن تمرکز داشتم و دیدگاه مقام معظم رهبری را مطرح کردم. ایشان عبارتی دارند و میفرمایند: «انقلاب اسلامی مقولهی شهروندی را در ایران احیا کرد. ما قبل از انقلاب اسلامی چیزی به نام حقوق شهروندی نداشتیم. آن چیزی که در ایران مطرح بود بحث ارباب، رعیت، عبد و مولا بود نه بحث شهروندی.» لذا انقلاب اسلامی را بانی مقولهی شهروندی معرفی میکنند و شهروندی که ایشان مطرح میکنند شهروند کریمانه و متعالی است که هم توجهی به حقوق انسانیش مطرح میشود و هم تکالیف دینی که برای او کرامت ایجاد کردهاند. این مقولهی دوگانه در هیچ فلسفهی سیاسی در دنیای معاصر وجود ندارد. معمولاً حقوق شهروندی در فلسفهی سیاسی غرب که اکنون یک هژمونی و سلطه در فلسفهی سیاسی دارد حقوقی است که انسانها به صورت قراردادی و قرارداد اجتماعی و وضعیت طبیعی در جامعه پیدا میکنند و هیچ حق ماورایی و حق الوهیتی که انسانها را متعالی کند، آن جا دیده نشده است.

 

 چهارمین حوزهای که در فلسفهی ایشان به آن توجه شده «حوزهی شهریاری» است. در حوزهی شهریاری هم بحثهای جالبی پیش آمد. بحث نظام سیاسی که ایشان مطرح میکنند غیر از نظم سیاسی است. نظام سیاسی در حقیقت یک پارادایم کلی است، یک چارچوب کلی است که حوزهی سیاست را پوشش میدهد. معادل آن نظام امامت میشود اما همین نظام ذیلش نظمهای مختلفی به وجود میآید. مثلاً نظم نبوی داریم که تحت عنوان حکومت پیامبر میشناسیم، نظم علوی، نظم مهدوی و نظم ولایی نظمهای مختلفی هستند که یک دورهای در قالب حکومت امام علی(علیهالسلام)، حکومت امام مهدی(عجلاللهتعالی) و ولی فقیه است اما  نظامی بر خلاف همهی اینها حاکم است که مقام معظم رهبری آن را تحت عنوان «نظام سیاسی» مطرح میکنند.

 

بنابراین در آیین شهریاری ما یک نظام سیاسی داریم و نظمهای مختلف که اینها متفاوت میشوند. نظم سیاسی پیامبر تابع شرایط خودش است. آن شرایط مقتضیات خاصی داشت. در زمان امام علی(علیهالسلام) هم همین طور بود. در زمان ما با توجه مقتضیات امروز زندگی، مفاهیم امروز و ادبیاتی که امروز مطرح است که با ادبیات هزار سال پیش تفاوت دارد این نظام سیاسی تفاوت دارد. بنابراین نظمها میتوانند متفاوت باشند. کم و زیاد داشته باشند ولی همهی ذیل این نظام سیاسی کلی امامت و ولایت است.

 

بحث «قدرت» یکی از مفاهیم جدی است که ما در حوزهی شهریاری و فلسفهی سیاسی متأسفانه کمتر به آن پرداختهایم و توجه کردهایم. وقتی بحث قدرت مطرح میشود افراد بسیاری تصورشان این است که قدرت یک مقولهی سکولار است، قدرت یک مقولهی مادی محض است، در حالی که قدرت میتواند ممزوج با معنویت باشد. همین قدرت است که اگر انبیا هم واجد نباشند، نمیتوانند حکومت تشکیل بدهند. اگر اولیای الهی هم قدرت نداشته باشند، مجبورند منزوی شوند. اگر فقها قدرت نداشته باشند باید به کنار بروند. اگر هدایتی اتفاق میافتد باید پشت سرش یک قدرت باشد بنابراین قدرت ابزار بسیار مهم و معنوی است که در حوزهی بصیرت سیاسی ایشان مطرح میگردد.

 

نکتهی بعدی در حوزهی شهریاری، نظم ولایی فقیهانه است که به نوعی همین بحث ولایت فقیه میشود، ولی با یک نگاه فلسفی. بحث ولایت فقیه اصالتاً میتواند تمرکز در فقه سیاسی داشته باشد اما با یک نگاه فلسفهی سیاسی و کلام سیاسی هم قابل طرح است که من از این منظر به آن توجه کردم و در ادامهی این نظم ولایی، مقولهی «مردم سالاری دینی» را در آیین شهریاری مقام معظم رهبری در مقالهای آوردهام.

 

یکی از مباحث بسیار جالب در فلسفهی سیاسی معظمله دیدگاهشان در مورد رهبری سیاسی جامعه بعد از ائمه، معصومین توسط فقهاست. در اصطلاح وقتی میگوییم فقیه جانشین معصوم است همه تصورشان این است که یعنی کسی که فقط فقه خوانده است؛ ولی از دید مقام معظم رهبری فقیه گستردهتر از این اصطلاح رایج است. فقیه یعنی اسلام شناسی که فقه، کلام و فلسفه خوانده و به همهی ابعاد گوناگون آن آشنایی دارد و همچنین، سیاست خوانده، تدبیر و قدرت رهبری جامعه را دارد و ... بنابراین ولایت فقیه ترکیبی از حوزههای معرفتی مختلف است. این نکته بسیار مهم است و پاسخ به یک شبههی بسیار مطرح که آیا مقام معظم رهبری که یک فقیه میباشند تمامی دانشهای دنیا را میدانند. مگر فقیه دارای چه شخصیتی است که مثلاً بتواند مدیریت سیاسی، علمی و ... همهی اینها را داشته باشد.

 

شهروندی که آیت الله خامنه‏ای مطرح میکنند شهروند کریمانه و متعالی است که هم توجهی به حقوق انسانیش مطرح میشود و هم تکالیف دینی که برای او کرامت ایجاد کردهاند. این مقولهی دوگانه در هیچ فلسفهی سیاسی در دنیای معاصر وجود ندارد.

 

یکی از بحثهایی که ایشان مطرح میکنند این است که وقتی میگویم نظم ولایی و مدیریت ولی فقیه، اینجا ولی فقیه، اسلام شناسی است که با توجه به اشرافش به حوزههای مختلف میتواند همهی ظرفیتها را بسیج کند. برای یک نظم ولایی قدرت بسیج دارد، قدرت استخدام تخصصهای مختلف را دارد و میتواند برای بسط و گسترش یک نظام دینی از همهی ظرفیتهای متخصصان استفاده کند لذا از این جهت بحث مردم سالاری دینی و بحث نظام ولایی را بنده طرح کردم. مقام معظم رهبری حدود 15 اصل نظم ولایی را برای مردم سالاری دینی مطرح میسازند.

 

آخرین بحثی که آنجا مطرح بود، «آیین سعادت» بود. همان طور که در مباحث قبلی اشاره شد اصولاً ویژگی فلسفهی اسلامی سعادت محوری است. نمیشود گفت که یک کسی فلسفهی سیاسی دارد ولی غایت مدار نیست. به تعبیر دیگر فیلسوفان امروز دو دسته هستند: فیلسوفان عملگرا مانند «کانت» و فیلسوفان غایتگرا که دنبال آرمانهای متعالی هستند، دنبال حیات طیبه، کمال، سعادت، خیرات و فضایل هستند. مقام معظم رهبری از جمله فیلسوفان غایتگرایی است که فلسفهاش جهتگیریهای آرمانی دارد یعنی هیچ مقولهای را ایشان طرح نمیکند که خود آن مقوله برای خودش باشد یعنی عدالت را برای عدالت نمیخواهد. عدالت درست است که خودش یک غایتی است اما همین غایت برای این است که انسانها به حیات طیبه برسند و به سعادت و کمال اخروی نایل شوند.

حکومت، قدرت، سیاست، قانون، امنیّت، دین و ... همهی اینها در فلسفهی سیاسی مقام معظم رهبری جهتگیریشان به سمت لغاءالله است، سمت حیات طیبه است. همه دنبال این هستند که انسان را خوشبخت کند، این انسان را متعالی میکند لذا فلسفهی سیاسی ایشان ایستا نیست بلکه دینامیک است به پیش برنده است یعنی انسانها را میخواهد از وضع موجود به وضع مطلوب ببرد لذا بنده یک مقایسهای به کار میبرم:

 

فیثاغورس که اولین کسی بود که خود را فیلسوف نامید، یک تشبیهی دارد؛ وی زندگی اجتماعی انسانها را به یک مسابقهای تشبیه کرده که سه گروه در آن شرکت دارند:

 

گروه اول) گروهی است که فقط برای شرکت در مسابقه حضور به عمل آورده است.

 

گروه دوم) کسانی هستند که جهت سودجویی و فروش بلیط مسابقات در آن حضور پیدا میکنند.

 

گروه سوم) گروهی است که برای تشویق و سرگرمی در آن حضور دارند.

 

فیثاغورس فیلسوفان را به گروه سوم تشبیه میکند که در واقع میتوانند از زاویهی دید یک بیننده و از بالا به جهان هستی بنگرند و دربارهی آن براساس این احاطه، قضاوت کنند.

 

اما مقام معظم رهبری تمام ابعاد زندگی بشری را به کاروانی تشبیه میکنند که دارای یک نقطهی آغاز حرکت و یک هدف عالی میباشد. به طوری که تمام آفرینش در پی این کاروان در حرکت است. ایشان همچنین دوران بین مبدأ آفرینش تا روز معاد و رستاخیز را به اردوگاه و پادگانی تشبه میکنند که به سوی آن هدف والای الهی حرکت میکند. (کل الینا راجعون) [سورهی الأنبیاء: 93]، ﴿وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ﴾ [سورهی النور: 42] و شکی در این نیست که سعادت هر انسانی در گرو شناخت این غایت و هدف است و اینکه بتواند رفتارهای اختیاری خود را با آن غایت، هماهنگ و هم صدا کند.

 

نقش پیامبران، حکیمان و فیلسوفان در واقع روشنایی مسیر حرکت برای بشریّت جهت رسیدن به آن غایت متعالی است و به انسان یادآوری کنند که هر آن چه از نعمتهای خدا از آشکار و پنهان در اختیارش قرار گرفته تنها تجهیزات و امکاناتی بوده است برای یاری رساندن به وی در این سفر تا بتواند با استفاده از این امکانات راه خود را به سوی هدف نهایی با سهولت و راحتی بیشتری طی کند. بنابراین ملاحظه میشود که بین «فیلسوف سیاسی» در دیدگاه حضرت آیت الله خامنهای و «ناظر تماشاچی» از نظر فیثاغورس، تفاوت وجود دارد؛ و از نظر حضرت آیت الله خامنهای فیلسوف کسی است که در شخصیت خود دارای ویژگیها و خصوصیات زیر باشد:

 

اول) یک فیلسوف نباید تنها یک نظارهگر بیمسؤولیت باشد؛ بلکه وی یک انسان مسؤول، متعهد و دردمند است.

 

دوم) یک فیلسوف هرگز به مسایل واهی نمیپردازد؛ بلکه اندیشهی وی همواره همراه با حرکت اجتماع و در ارتباط مستقیم با آن است.

 

سوم) فلسفهی سیاسی بر اساس پایههای فکری و عقیدتی پایه ریزی شده است.

 

چهارم) فلسفهی سیاسی مبتنی بر مبانی آزادی و شجاعت در اندیشه و عمل تبلور مییابد.

 

پنجم) فیلسوف سیاسی در واقع یک منتقد و نظریّه پرداز و تولید کننده، میباشد.

 

ششم) فیلسوف سیاسی همواره در توشهی خود باید دارای یک حافظهی تاریخی فرهنگی باشد.

 

هفتم) فلسفهی سیاسی یک سامانهی منسجم و هماهنگ میباشد که هرگز تناقض را نمیپذیرد.

 

پس فیلسوفان کسانی هستند که هم راه را خودشان بلد هستند و هم نقششان این است که به مردم راه را آموزش دهند. مسیر را روشن و نورانی میکنند و با هدایتگری که در مسیر این قافله انجام میدهند مردم را زودتر به سمت مقصد پیش میبرند. بعد به اینها یاد میدهند که هیچ چیز برای شما ایستایی ندارد، همه ابزار هستند، همه توشه هستند، همه برای این است که شما زودتر به هدف برسید. اینجا فیلسوفان به انسانها میگویند که دست و پای شما، زندگی و وجود شما، همه ابزاری است برای اینکه شما زودتر به مقصد برسید و دل به این توشه و ابزار و به این وسایل نبندید، شما باید به مقصد برسید. بنابراین بنده بین این دو تا تشبیهی که دو فلسفهی سیاسی بیان میکنند، مقایسه کردم؛ یک فیلسوفی داریم که او تماشاچی نیست بلکه او جلوی کاروان حرکت میکند. او مسیر را مشخص میکند. او جامعه را به پیش میبرد. فلسفهی اول در واقع یک فلسفهی ایستا است یعنی نقش فیلسوف فقط شناخت مسایل است. وضع موجود را میخواهد تشخیص بدهد اما فیلسوفی که مقام معظم رهبری مطرح میکند دنبال وضع مطلوب است، دنبال شدن است نه دنبال بودن. لذا آیین سعادت را بنده از این منظر که مبتنی بر یک فلسفهی دینامیک است، مطرح کردم. مقولاتی مانند کمال در فلسفهی سیاسی اصلاً چیست؟ آیا کمال یک امر نسبی است یا یک امر مطلق؟ آیا در این دنیا کمال است یا کمال فقط در آخرت اتفاق میافتد؟ همین طور بحث سعادت و خوشبختی انسانها در زندگی سیاسی و اجتماعی به چیست؟ خود این، مقولهی مهمی است که فضایل مختلف علمی، معنوی و اخلاقی چه نفعی در فلسفهی سیاسی ایشان دارند.

 

بحث حیات طیبه را که از نقاط کلیدی بحث مقام معظم رهبری است و به نوعی این تکیه کلام ایشان است، در فلسفهی سیاسی ایشان نیز مطرح کردیم که این اصطلاح قرآنی است که معظم له بسیار زیاد راجع به آن بحث کردهاند و همچنین بحث «خیر» که کوتاهترین و کوتاه مدتترین آرمان غایی در فلسفهی ایشان است، از مجموعه بحثهایی است که بنده تحت عنوان آیین سعادت در اندیشهی ایشان مطرح کردم.

 

در مجموع در یک جمع بندی مختصر باید گفت فلسفهی سیاسی مقام معظم رهبری فلسفهی همان چیزی است که بنده در ترجمهای یک جملهای ازامام علی(علیهالسلام) خدمتان عرض میکنم. امام علی(علیهالسلام) راجع به پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «طبیب دوار»، پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) همانند یک پزشک دوره گردی بود که هرگز در خانه نمینشست تا مریض بیاید سراغش بلکه میرفت دنبال مریضها، مرهم و دارویی که داشت هرجا نیاز بود آن را به کار میبرد. این فیلسوف هم اول؛ وضعیت را مشاهده میکند از نظام سیاسی بازسازی و ریشهیابی میکند و در نهایت تجویز میکند.

 

بنابراین شاهد این هستیم که فلسفهی سیاسی مقام معظم رهبری، انسان را از دور شدن از کوتاهترین و درستترین راه بین مبداء انسانی و مقصد الهی نجات داده و به یکه تازی مطلق تئوریهای وجودی بطلمیوس و کشیشهای کلیساهای قرون وسطی و همچنین دیدگاههای مادی مانند قراردادهای اجتماعی پایان میبخشد و میتوان ادعا کرد که این فلسفهی سیاسی توانسته موفقیت چشمگیر خود را در نقد افکار وجودی یونانیها و افکار الهی مسیحیها و تئوریهای سیاسی عقلانی اندیشمندان غربی نشان دهد. حضرت آیتالله خامنهای توانسته با الهام از آموزههای اسلام، پایه گذار نظریهی «انسان الهی»، «جامعهی الهی» و «نظام الهی» باشد به طوری که حقوق طبیعی جایگزین حقوق الهی نمیشوند بلکه با هم متحد و یکی میشوند.

 

باتشکر از فرصتی که در اختیار برهان قرار دادید/ انتهای متن/

 

 

+ نوشته شده توسط محسن .م در چهارشنبه هشتم تیر 1390 و ساعت 9:38 |

شنبه 16 خرداد 1388 13:13:46             شماره‌ خبر :416566 /13

مدير گروه سياسی پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامی:

 

انديشه امام راحل در سياست خارجی به مقام معظم رهبری انتقال يافته است 

گروه سياسی: مهاجرنيا گفت: در مسائل بين‌المللی انديشه امام به مقام معظم رهبری انتقال يافته است، ايشان نه نگاه احساسی به مسائل خارجی دارند و نه آنقدر آن را بزرگ فرض می‌كنند كه بخواهند عقب نشينی كنند.

حجت‌الاسلام والمسلمين محسن‌مهاجر‌نيا مدير گروه سياسی پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامی در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در بررسی ابعاد رهبری مقام معظم رهبری در بعد جامعه‌شناختی گفت: مقام معظم رهبری در مسائل جامعه‌شناختی نقش يك طبيب را دارد و معظم‌له استناد می‌كنند به حديثی از حضرت علی(ع) كه فرمودند، «طبيب دوار بطبه».

مهاجرنيا در اين خصوص گفت: طبيب كسی نيست كه منتظر بيمار بنشيند بلكه خودش به دنبال مريض برای درمان كردن می‌گردد و مقام معظم رهبری در خصوص مسائل اجتماعی و مشكلات هم‌چون يك طبيب متخصص با پشتوانه تخصص و تجربه مشكلات را شناسايی و ريشه‌يابی می‌كنند.

 وی با اشاره به اينكه مقام معظم رهبری پس از ريشه‌يابی معضلات، سراغ بازسازی نظام مطلوب می‌روند، گفت: بساری از جامعه‌شناسان ابتدا تجويز می‌كنند و بعد به سراغ جامعه می‌روند اما مقام معظم رهبری ابتدا مشكل را می‌بينند، بعد ريشه‌يابی می‌كنند و سپس نظام مطلوب را بازسازی می‌كنند و نهايتا تجويز می‌كنند. به اين جهت است كه من می‌گويم ايشان حاكميت انديشه بر عمل دارند. مهاجرنيا به موضوع تهاجم فرهنگی اشاره كرد و گفت: تهاجم فرهنگی سال‌ها دغدغه همه بود و همه آن را می‌ديدند اما مقام معظم رهبری ديدند تهاجم فرهنگی از حالت طبيعی خارج شده است و تبعات جهانی شدن نيست بلكه يك توطئه پشت آن است، ايشان بلافاصله نظام مطلوب را بازسازی كردند و راه برون‌رفت را برای نظام ترسيم كردند.

وی در ادامه به بررسی مسائل بين‌المللی پرداخت و گفت: در اين مسائل هم مشی مقام معظم رهبری حاكميت انديشه بر عمل است و در مسائل بين‌المللی انديشه امام به مقام معظم رهبری انتقال يافته است، معظم‌له نه نگاه احساسی به مسائل خارجی دارند و نه آنقدر آن را بزرگ فرض می‌كنند كه بخواهند عقب‌نشينی كنند.

مولف كتاب انديشه سياسی مقام معظم رهبری، خاطره‌ای را از نطق تاريخی معظم‌له در سازمان ملل نقل كرد و گفت: مقام معظم رهبری خودشان نقل می‌كنند زمانی كه می‌خواستند به سازمان ملل بروند خدمت امام خمينی(ره) رفتند، امام مكتوب نطق را خواندند و گفتند خيلی قشنگ است اما يك حاشيه زدند كه در مورد دين و سياست هم مطلبی اضافه كنيد.

مهاجرنيا افزود: مقام معظم رهبری فرمودند من با خودم گفتم دين و سياست چه ربطی به مسائل جهانی دارد، اما به دليل اينكه امام فرموده بودند من هم اضافه كردم و وقتی به سازمان ملل رفتم ديدم امام خمينی عجب روح بلندی دارند و يكی از دغدغه‌های مهم و بحران‌های جهان جدايی دين از سياست است. همين انديشه از امام راحل به مقام معظم رهبری انتقال يافته است.

وی در خصوص مديريت جريان‌های داخلی از سوی مقام معظم رهبری گفت: در زمان بيست سال رهبری مقام معظم رهبری، سه دولت با سه نوع خط مشی داشتيم، دولت سازندگی، دولت اصلاحات و دولت اصول‌گرا، اما مقام معظم رهبری به گونه‌‌ای مديريت می‌كنند كه افراط و تفريط‌ها آرام و هضم می‌شود. مهاجرنيا تاكيد كرد: برخی از اين افراطی‌گری‌ها به حدی بود كه عده‌ای در ان زمان بيم اتفاقات خطرناكی را برای نظام داشتند اما درايت مقام معظم رهبری اين جريانات را تبديل به سوپاپ اطمينان كرد و امروز همان كسانی كه نگران بودند می‌گويند اگر اين تغييرات از سوی دولت‌ها انجام نمی‌شد امروز انقلاب دچار بحران می‌شد. وی در پايان خاطرنشان كرد: تدبير مقام معظم رهبری عقده‌های متراكم را تعديل كرد و در جايی هم بسياری از رفتارهای عجولانه دولت‌ها را متعادل كردند كه در نهايت آينده انقلاب تضمين شد.

 

ادامه دارد...

بيست سال زعامت معنوی مقام معظم رهبری/18
محسن‌مهاجرنيا:

مقام معظم رهبری در بين روشنفكران شخصيت‌ بی‌نظيری است

گروه سياسی: مهاجرنيا با اشاره به اينكه مقام معظم رهبری در بين روشنفكران شخصيت‌ بی‌نظيری است، گفت: متفكران جهان در عصر كنونی يا گرفتار نوگرايی شده‌اند يا گرفتار سنت‌گرايی هستند، اما مقام معظم رهبری معتقدند ما روشنفكری دينی داريم.

 

حجت‌‌الاسلام ‌والمسلمين محسن‌مهاجرنيا مدير گروه سياسی پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامی در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در بررسی رهبری آيت‌الله خامنه‌ای به بررسی انديشه ايشان پرداخت و گفت: مقام معظم رهبری جمع بين حداثت و اصالت دارند كه همان جمع بين جديد و قديم است.

مهاجرنيا با اشاره به اينكه مقام معظم رهبری در بين روشنفكران شخصيت‌ بی‌نظيری است، افزود: متفكران جهان در عصر كنونی يا گرفتار نوگرايی شده‌اند يا گرفتار سنت‌گرايی هستند، اما مقام معظم رهبری معتقدند ما روشن‌فكری دينی داريم .

وی ادامه داد: متاسفانه برخی در داخل می‌گويند روشنفكری دينی پارادوكس است يعنی اگر روشنفكری شد ديگر دينی نيست، اما مقام معظم رهبری در يكی از سخنرانی‌ها به طور مفصل بيان كرده‌اند كه ما روشن‌فكری‌ دينی ‌حوزوی داريم.

مهاجرنيا با اشاره به اينكه تعبير روشن‌فكری‌ دينی ‌حوزوی را تاكنون هيچ كس به كار نبرده است، گفت: مردم‌سالاری‌ دينی را هم برخی، از محصولات نوگرايی می‌دانند اما مقام معظم رهبری مباحث را كاملاً درون‌دينی می‌كنند. معظم‌له معتقدند مسئله مردم‌سالاری دينی از آموزه‌های قرآنی است و آن را مركب نمی‌دانند بلكه يك امر بسيط می‌دانند و معتقدند يك عبارت است و مسئله‌ای نيست كه ما از غرب گرفته باشيم بلكه ما در متن دين، مردم‌سالاری داريم كه كامل‌تر از غرب است.

اين محقق دينی با اشاره به اينكه عده‌ای آزادی را در مقابل دين می‌دانند، گفت: مقام معظم رهبری معتقدند آزادی دقيقا مبتنی بر آموزه‌های قرآنی است و اگر آزادی را از دين جدا كنيم، ديگر دين نيست؛ بلكه بردگی است و آزادی عين عدالت است.

مهاجر‌نيا موضوع بعدی بحث خود را به سياست خارجی در رهبری مقام معظم رهبری اختصاص داد و گفت: دوران بيست سال رهبری مقام معظم رهبری مصادف با يكی از پرتلاطم‌ترين دوران‌های تاريخ جهان است، از سال 1991 با فروپاشی شوروی كه مصادف است با رهبری حضرت آيت‌الله خامنه‌ای(مد ظله‌العالی) جهان به سمت تك‌قطبی شدن حركت می‌كند.

وی ادامه داد: از سوی ديگر در جهان اسلام شاهد جنگ‌های فراوانی بوديم، نمونه آن‌ها اشغال عراق و افغانستان است كه به دليل مجاورت با كشور ما، می‌توانست تاثيراتی بر ايران داشته باشد.

مهاجرنيا با اشاره به اين موضوع كه هزينه هر دو جنگ از سوی آمريكا تامين شد، گفت: نكته جالب اينجا‌ست كه دو دشمن ما يعنی طالبان وهابی و صدام كه جنگ 8 ساله را به ايران تحميل كرد در اين دو كشور اشغال شده بودند، و مقام معظم رهبری با تعبير زيبايی فرمودند دو دشمن ما با دست دشمن ديگری نابود شدند.

وی افزود: در حالی كه آمريكا ماليات كشورش را صرف اين جنگ‌ها كرده است، ايران بدون اينكه دخالتی داشته باشد، نيروهای خودش را به عنوان مسئولين دولتی در عراق حاكم كرده است و امروز آمريكا به ايران التماس می‌كند كه امنيت را در عراق تامين كند، اين‌ها همه مديون رهبری مقام معظم رهبری است.

مهاجرنيا با بيان اين توضيح كه پيش از حمله آمريكا به افغانستان، در افغانستان اسم تشيع مساوی كفر بود، گفت: اما امروز بسياری از شيعيان آنجا حكومت می‌‌كنند. آيت‌الله محسنی و آيت‌الله بهشتی تلويزيون دارند و صدای « اشهد ان علی ولی الله» در اين كشور پخش می‌شود، بسياری از طلبه‌های قم امروز در مجلس افغانستان مسئوليت‌های برنامه‌ريزی را بر عهده دارند.

وی در پايان تاكيد كرد: در ابعاد ديگر هم با بسياری از كشورها چالش داشتيم كه همه اين‌ها به گونه‌ای با راهنمايی‌ها و هدايت‌های مقام معظم رهبری منتفی شد.

 

+ نوشته شده توسط محسن .م در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 و ساعت 12:15 |

   الفلسفة السیاسیة فی فکرالامام الخامنئی

۱۷ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ به وقت لبنان در همایش التجدید و الاحتهاد فی فکرالامام الخامنئی

لقد كان فيثاغورس أوّل من أسمى نفسه بالفيلسوف، وكان قد  شبّه الحياة الاجتماعيّة بسِباق يشترك فيه ثلاث طوائف: الأولى: جماعة حضرت لتكون طرفاً في هذا السباق، والثانية: جماعة حضرت لتتاجر بالتذاكر وبطاقات الدخول، والثالثة: جماعة قدمت للتفرّج والمشاهدة. وقد رأى أنّ الفلاسفة كالطائفة الثالثة، يلاحظون الكون من زاوية المشاهد والمتفرّج من الأعلى، ويحكمون ويقضون وفقاً لذلك.

وقد شبّه الإمام الخامنئيّ الحياةَ الإنسانيّة بجملتها بالقافلة التي لها نقطة انطلاق، وغاية عليا؛ حيث تسير الخليقة نحوها بأجمعها. وقد شبّه المجالَ الواقع بين المبدأ والمعاد بمخيّم أو معسكر سائر باتجاه الغاية الإلهيّة: ﴿كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ﴾ [سورة الأنبياء: 93]، ﴿وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ﴾ [سورة النور: 42]. وما من شكّ في أنّ سعادة كلّ إنسان رهينة بأن يعرف هذه الغاية، وأن يَتناغم سلوكه الاختياريّ معها.

إنّ دور الأنبياء والحكماء والفلاسفة هو أن يُنيروا للبشريّة طريق هذه الغاية العليا، وأن يُذكّروه ويُنبّهوه بأنّ جميع ما وقع تحت اختياره من نعمٍ ظاهرة وباطنة ليست إلا وسائل ومعدّات اتيحت له من أجل أن تُعينه في سفره، ومن أجل أن يَشقَّ طريقه نحو الهدف بيسر وسهولة.

ومن هنا، فإنّ بين «الفيلسوف السياسيّ» في رؤية الإمام الخامنئي، و«المشاهد المتفرّج» عند فيثاغورس فرقاً؛ فالفيلسوف في رؤية سماحته: ذلك الإنسان المسؤول الذي يستجمع في شخصيته الخصائص والمِيزات التالية:

أولاً: الفيلسوف ليس متفرّجاً عديم المسؤوليّة؛ بل هو إنسان مسؤول، ملتزم، وصاحب همّ.

ثانياً: الفيلسوف لا يفكّر في فراغ؛ بل إنّ فكره على صلة مباشرة بالحِراك والنبض الاجتماعيّ.

ثالثاً: الفلسفة السياسيّة مبنيّة على أسس فكريّة وعقائديّة.

رابعاً: تبلورت الفلسفة السياسيّة وفق مبادئ الحرّيّة والشَجاعة في الفكر والعمل.

خامساً: الفيلسوف السياسيّ ناقد، ومُنظّر، ومنتِج.

سادساً: الفيلسوف السياسيّ يحمل في جُُُعبته ذاكرة تاريخيّة وثقافيّة.

سابعاً: الفلسفة السياسيّة منظومة منسجمة لا تقبل التناقض.

أمّا التأملات الفلسفية في موضوع السياسة وشؤونها فهي جانب من الموضوعات التي شغلت الفكر البشريّ على مر التاريخ. وإنّ المفکّرين في العالم الإسلاميّ على ثلاث طوائف:

ألاولی: بعضهم تناولوا الفلسفة كفرع معرفيّ فنّيّ، جعلوا منه محوراً لدراساتهم وبحوثهم.

الثانية: بعضهم لم يغضّوا الطرف عن الأبحاث السياسيّة، وأدلوا فيها بدلوهم بنحو أو بآخر.

الثالثة: بعض المفکّّرين لم يكتفوا بمزاولة الفكر في المجال السياسيّ، بل قاموا بتأسيس فلسفة سياسيّة، تلبّي الحاجة الفكريّة والعمليّة للمجتمع الإنسانيّ.

وعندهم،السؤال المرتبط بالسياسة ليس يعني التموضُع في إطار الفلسفة السياسيّة - بما هي فرع معرفيّ وفنّيّ - ، وإنّ الفلسفة السياسيّة ليست مجالاً ومنتدىً مُغلقاً يختصّ به الفلاسفة، ليتناقشوا تحت قبّته في أمر الفلسفة، بل إنّها نِتاجٌ لحوار جارٍ بين المواطنين، مقدّم في قوالب المفاهيم الفكريّة ومصطلحاتها.

فالسؤال الأساسي عندالطائفة الاخیرة ، حول غایة تشکُل حياة الإنسان في المجتمع السياسي و کیفیتها. وتحديد أفضل نماذج الحياة الاجتماعية والمثال الأعلی للأنظمة السياسية. ولعل هذا هو السبب في استمرار السلطة بوصفها قضية هامة من قضايا الفلسفة السياسية. والسؤال الآخر الذي يطرح هنا يتعلق بمؤسسات السلطة  وکيفية تطورها في المجتمع المدني.

وهکذا يتحول التفکير في السياسة إلی عملية فلسفية، والفکر الفلسفي عملية فردية لها مفهوم جماعي، لأنها تتحدث عن مفاهيم کلية  وکونية. بعبارة أخری إن سؤال عن حياة البشر کلهم سؤال فلسفي له دلالات مختلفة في مختلف المجتمعات السياسية.

إن سؤال السياسة سؤال يخص المجتمع الإنساني بأسره، والفيلسوف هو الذي يبحث عن إجابة أو إجابات لهذا السؤال المشترک، وهو يحاور الآخرين بعقلية منفتحة وتفکير حر. ويحتاج الفيلسوف  في سعيه للإجابة عن سؤال السياسة إلی الفکر السياسي والفلسفة السياسية.

وبما أن الفيلسوف نفسه مواطن المجتمع السياسي وابن عصره، فبإمکاننا القول إن الفلسفة السياسية نفسها ابنة العصر والمجتمع السياسي. بعبارةٍ أخری، بقدر ما واکبتِ السياسةِ الإنسان طيلة القرون المتمادية بوصفها آليات لتنظيم المجتمع، بقدر نفسه واکبه السؤال الفلسفي عن السياسة في المجتمعات السياسية

وتختلف الفلسفة السياسية عن العلوم السياسية، فالمقصود بالعلوم السياسية معرفة معطيات العمل السياسي وهذه المعرفة تهتم بآليات اتخاذ القرارات السياسية، دون أن تهتم بجوهر السياسة، في حين أن الفلسفة السياسية تتناول ماهية السياسة ومفهومها وتطور هذا المفهوم. ولعل هذا هو السبب في ابتعاد الفلسفة السياسية عن الروتين السياسي واصطباغها باللون النظري الکلي وموقفها النقدي من السياسة.

لکل مفکر و مدرسة فکرية فلسفته السياسية، فالفلسفة السياسية المسيحية تبحث عن الحکومة المدينة في ماوراء هذا العالم، دون أن يهمها الشأن العام، فهي تتحدث عن  القوانين الإلهية، ودور الکنيسة هو بناء جسور بين الإرادة الإلهية وإرادة الناس. في المقابل يبحث الفلسفة السياسية الحديثة في الغرب عن مجتمع دنيوي علمانی ، أما مفهوم السياسة في الفلسفة السياسية للإمام الخامنئی فتستوعبه منظومة تزيل المسافة بين مبدأالإنسانی و مقصدالهی ، إذ لا يضع سلطة الرب أمام سلطة الإنسان. ولا تتعدی غاية العمل السياسي في هذه الفلسفة الحصول علی حياة معنوية ملؤها السعادة، فالعمل الإنساني هنا لا يساوي شياً إذا لم يکن في سبيل الله

فتَنقذُالفلسفة السياسية للامام الخامنيي السياسةَ من متاهة المسافة بين المبدإ والمقصد وتنهي السيادة  المطلقة لنظريات الکونية البطلميوسية ونظريات آباء الکنايس في القرون الوسطی و النظريات المادية المبنية علی العقد الاجتماعي.، و حققت هذه الفلسفة السياسية نجاحها الباهر هذا من خلال نقدها للأفکار الکونية اليونانية الرومانية، والأفکار الإلهية المسيحية والنظريات العقلية السياسية للمفکرين الغربيين. ويؤسس الامام الخامنيي عبر استلهامه التعاليم الإسلامية نظرية "الإنسان الإلهي"و"المجتمع الالهی" و"النظام الالهی" إذ لا يحتل الحق الطبيعي مکان الحق الإلهي، بل يتوحد الحقان. وطرحت الفلسفة السياسية للامام السیدالخامنيي من خلال خمسة مجالات هي:

  1ـ النظام الفکري الذي يبين مفاهيم التفکير والمنظومة الفکرية وماهيتهما.

2ـ نظام المجتمع الذي يهتم بمقولات خمس هي:"العلاقة بين مجالي الحق الفردي و الحق الاجتماعي العام" و"علاقة الدين بالسياسة" و"القانون" و"العدالة" و"الأمن

3ـ نظام المواطنة الذي هو ضمن الفلسفة السياسية،وبني علی مفاهيم مثل حق المواطنة والکرامة والحرية والمشارکة

4ـ نظام المملکة و هو النظام الذي يتناول السلطة السياسية و دورها في إدارة المجتمع، کما يتناول أصناف الأنظمة السياسية، وينتهي بطرح نموذج الديمقراطية الدينية علی ثوابت مأخوذة من النظام النيابي و نظام ولاية الفقية، وبني هذا النموذج علی اثني عشر مبدأ، هي "سيادة الدين" و"سيادة الفضيلة" "سيادة الغاية" و"سيادة الأکفاء" و"سيادة الواجب" و"العدالة"و" رضی الناس"و"الهداية" و"الحق" و "الإيمان الديني" و "انتخاب الناس" و

5ـ نظام السعادة الذي بني علی خمسة مفاهيم غايية وهي الکمال والسعادة و الحياة الطيبة و الفضيلة و الخير. فالفلسفة السياسية للسیدالقائد مَبنيّة علی الغايات الفاضلة.

وأخيراً

تسعی الفلسفة السياسية للامام القائدالخامنيي المستلهمة من القِيم الإسلامية إلی الإجابة المعنوية عن نوعية الحياة المشترکة، کما تحاول تقديم نموذج للمجتمع المثالي وحياة المواطنة و نظام الحکم و تبيين السعادة الحقيقية. ويَحظی السیدُالقائدُ بموقعِ مرموقٍ في تطور نظرية ولاية الفقيه ضمن الديمقراطية الدينیة. والديمقراطية الدينية في فلسفته السياسية أمر يَنبع من داخل الدين الإسلامي ويعادل مفهوم الولایة ، و ولاية الفقيه من مصادیقها. بما أنّ الماهية الدينية للديمقراطية الدينية تقتضي سيادةُ الدين و قيادةُ دينية، فالديمقراطيةِ الدينيةِ تعادل الديمقراطية الفقهية، خاصة و إنّ القيادةَ الدينيةَ في عصرِ الغيبةِ للفقيه. إذن نحن أمامَ ديمقراطيةِ يحکم فيها الوليُ الفقيه. ومواکبةُ سيادة الشعب  في هذه الديمقراطية مع حکم الفقيه نظرية حديثة أسَّسها الإمامَُ الخميني رضوان الله علیه، ثم جاء بها الامامُ الخامنيي حفظه الله تعالی وتَبنّاها

نکتفی بهذه المقدار لنقدم النص الکامل ضمن کتاب المؤتمر انشاء الله

+ نوشته شده توسط محسن .م در سه شنبه هفدهم خرداد 1390 و ساعت 12:46 |

‫ حجت االسالم و المسلمين دكتر مهاجرنيا ‫كه از تحصيل كرده هاي حوزه و دانشگاه است و در اين بخشها به تدريس ميپردازد، به‫واسطه تدريس و فعاليتهاي جانبي تخصص ‫زيادي درباب انديشه مهدويت كسب كرده‫است. او اكنون به غير از سمتهاي ديگر، ‫مسئول انجمن های علمی حوزه و عضو هيات‫علمي پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامي ‫است. با وي درباره نقش مساجد در شناسندن‫بيشتر امام زمان (عج) به جوانان و فعاليت ‫مساجد در باب تبيين مهدويت گفت وگو‫كرده ايم كه در پي ميخوانيد:

 ‫نقش مساجد در روشنگري و شناسندن بيشتر امام زمان (عج) به جوانان چيست؟

‫در بحث نقش مساجد در مسايل ديني، از جمله معرفي امام عصر(عج) و بقيه مسايل و ارزشهاي

‫ديني، بايد ابتدا قدري راجع به « مسجد » گفت. ‫مسجد اصوال در بين ارزشهاي اسالمي و فرهنگ

‫ديني ما يك نماد و سنبل است و بيان كننده مقام و ‫ارزشهاي ديني و مذهبي است. اگر بخواهيم مسجد

‫را در كنار بخشي از عبادات،ارزشها و دستورالعمل ‫ديني قرار دهيم بايد ابتدا مشخص كنيم كه

‫دستورالعمل ها دو دسته هستند: برخي عبادات ‫محض ماننده روزه گرفتن است كه يك تكليف

‫ديني است و انجام ميشود، اما بخشي از عبادات يا ‫ارزشهاي ديني چگونگي و يا هويت خاصي دارند و

‫بيان كننده مسايل ديگري هستند،به تعبيري جنبه ‫سمبليك دارند، مانند نمازهاي جمعه و جماعت،

‫كه ضمن آنكه عبادت هستند ابعاد ديگري دارند. ‫درواقع يك نوع انس، الفت و عبادت مدني را ترويج

‫ميدهد و ابعاد بيروني عبادت محسوب ميشود. ‫همانطور كه ميدانيد مسجد از سجده گرفته شده و

‫يك حالت سمبليك و نماد گردهمايي است و محل ‫تجمع عابدان و زاهدان است كه دورهم جمع شده

‫و به عبادت ميپردازند كه خود آثار و بركاتي دارد. ‫زيرا وقتي انسانها به قصد يك تكليف عبادي دور هم

‫جمع ميشوند، ضمن آنكه تاكيد ديني است، يك ‫گردهمايي خواهد بود كه موجب انتقال ارزشهاي

‫ديني به نسل جديد و كساني كه تازه با مسجد ‫ارتباط برقرار كردهاند، ميشود.

‫مسجد ۱۴۰۰سال است كه كار ميكند و در اين ‫سالها آدمهاي زيادي آمدند و رفتهاند و عدهاي از

‫گردونه خارج و عدهاي جديد وارد شدهاند و دائما ‫اين مسجد در حال چرخش بوده و همين چرخش،

‫فرهنگ سازي ميكند، لذا ميتوان گفت كهنترين ‫نماد فرهنگ سازي و تعليم و تربيت« مسجد » است

‫و درانتقال ارزشهاي ديني و روشنگري و فرهنگ ‫سازي و آموزش بسياري از ارزشها و هنجارها موثر

‫بوده است. عالوه بر اين به دليل آنكه در صدر اسلام ‫اولين مسجدي كه پيامبر(ص) ساخت،

 محل‫اداره زندگي اجتماعي بود، يعني هم دارالعماره ‫حكومتي بود و از همان مسجد قبا و ديگر مساجد

‫بعدي فرمان جنگ و جهاد و ديگر تصميمات ‫اتخاذ ميشد، جايگاه خاصي پيدا كرد. پيامبر

‫اكرم (ص) در مسجد دستوالعملهاي ديني را به ‫مردم انتقال ميدادند و در همين مسجد مسايل

‫شوراها و مسايل حكومتي را بررسي و به سرانجام ‫ميرساندند و در زماني هم مردم را براي مشورت

‫و به تعبير امروزي نوعي دموكراسي و جلب افكار ‫عمومي ميطلبيدند. در همين مساجد مردم در‫محافل مذهبي و حرمهاي مربوط به اهل بيت جمع ‫ميشوند و به سخنراني ها و ادبيات ديني گوش

‫ميدهند. بنابراين مسجد تنها محل اجتماع نيست ‫بلكه يك جايگاه مقدس است كه عالوه بر تقدس

‫ذاتي كه دارد – و هركس كه ميخواهد به آن وارد ‫شود با خضوع و خشوع و طهارت وارد ميشود-

‫آموزههاي ديني توسط عالمان ديني و فقهاي ‫اسالمي در اين محل انجام ميگيرد. برهمين اساس

‫نيز نقش مهمي در روشنگري و انتقال مفاهيم و ‫تعاليم ديني و انسان سازي – كه در مكتب اسالم به

‫آن توصيه شده- برعهده دارد. ‫

پس از پيروزي انقالب اسلامي چقدر به نقش مساجد توجه شد؟

انقلاب اسلامی ز اين قضيه را به خوبي درك كرد. همانگونه كه امام (ره) گفتند: « مسجد سنگر

‫است، سنگرها را حفظ كنيد». درواقع سنگر براي ‫مبارزه با شيطان، نفس عماره و دشمنان خارجي

‫است. در 8 سال دفاع مقدس ديديم كه مساجد توانستند به خوبي اين نقش را ايفا كنند و در طول

‫اين سالها به خوبي كار كردند و پس از آن هم به ‫پايگاه مقاومت بسيج تبديل شدند، لذا مسجد از اين

‫جهت نيز يك جنبه نمادين دارد و تاثير بسزايي در ‫تاريخ اسالم داشته است. بنابراين متوليان مساجد

‫بايد تالش كنند مسجد را از حالت عبادت محض به ‫همان فلسفه اجتماعي و مدني بر گردانند.

‫در اوايل انقلاب شعار« انجز وعده» مرسوم ‫شد. اينكه در اوايل انقالب به صورت دسته جمعي

‫دستها را باال ميكردند و اين شعار را ميخواندند ‫كه همين به ميزان زيادي در اتحاد تاثيرگذاشت و در

‫تحكيم وحدت و باورهاي ديني بسيار موثر بود، لذا بايد برگرديم به آن زمان و از كشيده شدن هرگونه

‫بحث سياسي و جناحي و روزمره - كه معموال در‫اجتماع به وجود ميآيد و بعداز مدتي هم پايان

‫ميپذيرد- به مساجد پرهيز كنيم. زيرا مساجد ‫محل عبادت و بندگي خدا و كارهاي مدني است و

‫براي تقويت روح انسان است. بنابراين بحثهايي كه ‫موجب تفرقه ميشود و عدهاي را از مسجد گريزان

‫ميكند، نبايد مطرح شود.‫امروز يكي از مهمترين مسايل كه بايد در مساجد مطرح شود بحث« مهدويت » است. ذهنيت همه ‫شيعيان اين است كه امام زمان ميآيد و جهان را پر ‫از عدل و داد ميكند، اما برخي به غلط چنين تصور ‫ميكنند كه امام زمان ميآيد و سر همه را با شمشير ميزند. لذا مجموعه اين ادبيات و تصحيح اعتقادات ‫مردم بايد در مسجد انجام گيرد، زيرا در مدرسه ‫و دانشگاه چنين بحثهايي كمتر مطرح ميشود ‫بنابراين بهترين جايي كه ميتوان اين آموزههاي ‫ديني را تصحيح كرد، مساجد هستند. مسجد

‫محلي است كه افراد آزادانه و با اراده خود به صورت ‫داوطلبانه جمع ميشوند و بدون هيج اجباري به

‫سخنان گوش ميكنند‫در حال حاضر مساجد چه ميزان بر ‫روي بحث مهدويت كار كردهاند و به نظرشما

‫چه براي جلب جوانان به مساجد و بيان اين ‫مباحث چه بايد كرد؟ درباره مهدويت متاسفانه ما خيلي ضعيف كار ‫كردهايم آن چيزي كه االن در جامعه ما وجود دارد، عمدتا به اعتقادات مردم بر ميگردد. يك اعتقادات‫هميشگي بوده و مردم با اين ادبيات،مهدويت را قبول دارند كه بخشي هم در مساجد بوده است، اما بر روي ‫ادبيات علمي، مكتوب و تحقيقي خيلي كار نشده است.اگرادبيات مهدويت به جامعه منتقل شود،فوق العاده جامعه را متحول ميكند. همانگونه كه ديديم جواني كه به جبهه ميرفت شايد خيلي اصول علمي ‫از دين را نميدانست اما وقتي در جبهه 4 بار «يا مهدي» ميگفت و صحنههاي شور حماسي را مي ‫ديد و توسط روحانيون و افراد مومن درباره مهدويت ميشنيد، تا چه ميزان متحول ميشد و دست به ‫چه ازخود گذشتگي هايي ميزد. بنابراين ادبيات مهدويت بسيار تاثير گذار است اما متاسفانه ما هيج‫كاري نكرده ايم

‫در آغاز غيبت علماي زيادي در اين باب تحقيق كردند و كتاب نوشتند، اما اكنون وقتي در جامعه

‫ميآييم ميبينيم كه جوانان ما خيلي با مهدويت ‫آشنا نيستند و جز مواردي كم اطالعاتي ندارند

‫درحالي كه در روايات داريم كه اگر امام عصر(عج)‫نبود، زمين هم متلا شي ميشد و رزق و روزي

‫قطع ميشد در زيارت جامعه كبيره داريم كه «بِكم فتح الله وبِكم يختم» ، يعني همه گشايشها

‫و همه پايانها و همه بركات به واسطه شماست. ‫اينكه افلاك و كرات به صورت منظم و ثابت حركت

‫ميكنند و آسمانها در باالي زمين قرار گرفتهاند به واسطه وجود شماست.

‫اين موارد معارف ديني است كه بايد شكافته شود،‫جواني كه ميگويد « مهدي بيا» بايد به خوبي به اين

‫مسايل اشراف و آگاهي داشته باشد . به عنوان مثال ‫ما در طول 03 سال نتوانستيم جهان را پراز عدل

‫كنيم چگونه ميشود در عرض 7 سال يا رواياتي ‫ديگر 81 سال، جهان را پر از عدل و داد كرد. اين نياز

‫به توضيح دارد و بايد روي روايات مهدويت كار كرد ‫و بايد ديد چگونه ميشود در طول اين مدت كم، در

‫مقابل اين همه ظلم ها و ستمها و در برابر ابرقدرتها ‫و جهاني كه امروز بخش عظيمش با كفر و بت

‫پرستي اداره ميشود. به عنوان مثال در چين با اين ‫همه جمعيت فراوان بت پرستي حاكم است چگونه

‫ميشود كه در مدت كمي بت پرستي را از بين ‫ميبردو در مقابل كفر و استبداد و استكبار ميايستد

‫و جهان را پر از عدل و داد ميكند، اين آموزههاي ‫ديني نياز تبين دارد كه يكي از جايگاههاي تبين

‫آنها مساجد است.

‫ائمه جماعات در اين بين چه نقشي دارند؟

‫اطلاع دارم كه مركز رسيدگي به امور ‫مساجد دوره هاي آموزشي براي ائمه جماعات

‫مساجد كل كشور برگزار مي كنند و يكي از‫بحث هايشان هم مهدويت است كه مي تواند

‫تاثير زيادي در فرهنگ سازي و ارتقاء جايگاه ‫مسجد در شهرستانها باشد.

---------------------------------------------------------------------------------------

گلبانگ مسجد ‫پنجشنبه7 مردادماه ۱۳۸۹‬ ‫سال هشتم شماره 453‬

+ نوشته شده توسط محسن .م در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 و ساعت 12:25 |

الگوي توسعه غربي بر سكولاريسم و اومانيسم مبتني است

خبرگزاري فارس: عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با بيان اينكه الگوي توسعه عدالت‌محور اسلامي بر نقش عقلانيت ديني تأكيد دارد، اظهار داشت: الگوي توسعه غربي بر سكولاريسم و اومانيسم مبتني است.

حجت‌الاسلام والمسلمين محسن مهاجرنيا، عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در گفت‌‌وگو با خبرنگار آيين و انديشه خبرگزاري فارس در مورد الگوي توسعه عدالت‌محورانه ‌اظهار داشت: واقعيت آن است كه توسعه از بحث اقتصادي يا سياسي محض خارج و تبديل به يك مقوله فلسفي شده است.
وي در ادامه افزود: اگر توسعه را به مفهوم فرايندى اجتماعى مبتنى بر عقلانيت بدانيم كه در آن، جامعه از وضعيت غيرعقلانى نامطلوب به سوى وضعيت عقلانى مطلوب گذر مي‌كند. آنگاه مفهوم توسعه غربي را بايد بسط و انكشاف پروژه تجدد و لازمه قهري آن بدانيم كه با برنامه ريزي و تدبير ارباب سياست و اقتصاد و مديريت تكميل شده است.
مؤلف «دولت در انديشه سياسي فارابي» در ادامه سخن خود خاطرنشان كرد: بنابراين توسعه يك پديده ايدئولوژيك است كه بر دو پايه انديشه و عمل استوار است.
اين مدرس حوزه علميه قم افزود: انديشه آن بر بنيادهايي چون اومانيسم به جاي خدامحوري، سكولاريسم و عرفي‌گري يا جدايي كامل قلمروهاي دين و دنيا از يكديگر، شكست دين در عرصه جامعه و سياست، عقلانيت مدرن غربي و ... استوار است.
عضو انجمن علوم سياسي حوزه علميه قم در مورد مبتني بودن توسعه بر عمل، خاطر نشان كرد: «عمل» با ظهور دولت ملي مدرن و دولت رفاه بر تكنيك خاص مبتني است.
وي مورد نتايج توسعه غربي اظهار داشت: نتيجه قهري ايدئولوژي بودن توسعه غربي آن است كه توسعه را به همان معناي رايج آن يعني؛ غربي‌سازي جامعه بايد معنا كرد تا قابل استنساخ و الگوگيري باشد والا با حفظ مباني ديگري غير از مباني غربي و بدون فراهم آورن زمينه‌هاي عملي غربي، هيچ كشوري نمي‌تواند به اين الگو از توسعه دست يابد و ما اين امتناع را در ايران در يك‌صد سال اخير تجربه كرده‌ايم.
اين پژوهشگر فقه سياسي با بيان اينكه توسعه اولين مفهومي است كه در مواجهه با مدرنيته در ايران مطرح شده است، اظهار داشت: در اين مواجهه دستگاه انديشه ديني به دليل عدم آمادگي پاسخگويي دچار شكاف شد؛ عده‌اي با گرايش به مدرنيته غربي و انديشه سكولار به استقبال توسعه رفتند وعده‌اي با ترس امنيتي به بنيادها تمسك نمودند و توسعه را به يكباره طرد كردند و جرياني با رويكردي اساسي به چالش با توسعه غربي بر خاست و از مشروطه تا تاكنون شاهد اين چالش هستيم.
مهاجرنيا در پايان سخن خود به تبين مباني مدل توسعه عدالت‌محور، پرداخت و گفت: مدل توسعه عدالت‌محور مبتني بر اصولي است كه تبيين آنها در معقوليت بين الاذهاني و نشان دادن كارآمدي هاي آن بسيار مؤثر است، برخي از اين اصول و مباني عبارتند از؛ اعتقاد به حقانيت، برتري و توانمندي اسلام، توجه به مباحث انسان شناختي، نقد كيهان‌شناسي گذشته و تأكيد برنقش عقلانيت ديني در فهم زندگي.
انتهاي پيام/ك

 

+ نوشته شده توسط محسن .م در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 و ساعت 13:14 |

مهدویت در جامعه/

مهدویت در اندیشه اسلامی و شیعی، فلسفه‌ای سیاسی است که در عصر غیبت، در قالب ولایت فقیه مطرح می‌شود.

۱۳۹۰ یکشنبه ۱ خرداد ساعت 12:03

باشگاه جوانی برنا/مهدویت یک اندیشه و تفکر برگرفته از کتاب‌های آسمانی است که با فطرت و سنن عالم خلقت موافق است. شیعیان در این اندیشه، مباحثی همچون ویژگی‌های امام زمان (عج)، مسأله انحراف در مهدویت و فرقه‌های انحرافی، وقایع ظهور و حکومت جهانی آن حضرت، بررسی می‌شود. (1)

حجت‌الاسلام محسن مهاجرنیا، عضو گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و مسوول انجمن‌های علمی حوزه علمیه قم، در گفت‌وگو با خبرنگار برنا، مهدویت را در اندیشه اسلامی و شیعی، فلسفه‌ای سیاسی خواند که در عصر غیبت در قالب ولایت فقیه مطرح می‌شود.

وی در این‌باره ادامه داد: مشروعیت و خاستگاه حکومت ولی فقیه در ذیل مهدویت است و تمامی رفتارها، مبارزه‌ها و تعاملات ما طبق نصوص دینی، تحت‌الشعاع مهدویت قرار می‌گیرد. علاوه بر این‌که مهدویت برای ما یک آرمان است در دوران غیبت نیز باید براساس این آرمان حرکت کنیم.

حجت‌الاسلام مهاجرنیا اظهار داشت: مهدویت پارادایم و چهارچوبی نظری است. کسانی که می‌خواهند به نوعی خودشان را مطرح بکنند از این قالب استفاده می‌کنند. وی چگونگی تحقق فلسفه مهدویت را در گرو پاسخ به چهار پرسش دانست و ابراز داشت: وقتی حضرت مهدی (عج) ظهور کند مدینه فاضله توسط ایشان، چگونه شکل می‌گیرد؟ آیا اعمال قدرت به واسطه زور و شمشیر است و یا حول محور مهر و عدالت می‌چرخد؟ توزیع قدرت در کره زمین با بیش از دویست کشور چگونه صورت می‌گیرد؟ و آیا در دوره زمامت ایشان هم، قدرت فسادآور می‌شود؟

عضو گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: امروزه حوزه‌های علمیه، متفکران و دلسوزان جامعه، باید به جای ورود به مباحث حاشیه‌ای، مهدویت را که فلسفه زندگی ماست تبیین کنند و به صورت رساله علمیه دربیاورند. ما هنوز تلقی درستی از مهدویت نداریم. به همین دلیل در کارهای‌مان افراط و تفریط‌های زیادی به چشم می‌خورد.

وی با تأکید بر عدم تعجیل در امر ظهور، اضافه کرد: درست است که باید همیشه آماده باشیم اما روایات، ما را از تعیین کردن وقت برای ظهور منع کرده‌اند. امام عصر (عج) در زمان غیبت‌شان، علما و فقهای واجدالشرایط را حجت خود بر ما معرفی کرده‌اند. بنابراین آرزوگرایان بی‌عمل، باید تابع ولی فقیه باشند و با تمام وجود، اعتقاد علمی و عملی به نظام اسلامی داشته باشند.

مسوول انجمن‌های علمی حوزه علمیه قم در پایان اظهاراتش گفت: فلسفه امامت، کل اندیشه شیعه را تشکیل می‌دهد. امام خمینی (ره) در فتوای خود می‌گوید: "چراغ قرمز را هم رد نکن." کسی که تابع مهدویت است نباید از این فتوا سرپیچی و خلاف قانون رفتار کند. معنای این تبعیت، اطاعت از حکومت مهدوی است.

 

+ نوشته شده توسط محسن .م در سه شنبه سوم خرداد 1390 و ساعت 10:50 |
 


 

مسؤول دبیرخانه انجمن‌های علمی حوزه:

میرزای شیرازی نقطه عطف تحول در فقه سیاسی شیعه است

خبرگزاری رسا ـ مسؤول دبیرخانه انجمن‌های علمی حوزه با تأکید بر ضرورت تأمل در جنبش تنباکو به عنوان یک پدیده تاریخی در تحولات ایران گفت: میرزای شیرازی نقطه عطف تاریخی در تحولات رهبری سیاسی روحانیت شیعی و تحول در فقه سیاسی است.

حجت‌الاسلام محسن مهاجرنیا، مسؤول دبیرخانه انجمن‌های علمی حوزه و از کارشناسان مسائل سیاسی و تاریخی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا با اشاره به سالروز لغو امتیاز تنباکو گفت: آن‌چه سبب شهرت میرزای شیرازی شد فتوای تاریخی تحریم تنباکو بود، اما واقعیت میرزای شیرازی تنها این فتوا نیست

وی با بیان این‌که جنبش تنباکو، شخصیت میرزای شیرازی را کاملاً تحت‌الشعاع قرار داده است، تأمل در این ماجرا را به عنوان یک پدیده تاریخی در تحولات ایران ضروری دانست و آن را از سه زاویه نگاه پدیدارشناسانه به ماجرای فتوای تاریخی میرزا، تحلیل فتوای میرزا از منظر جامعه‌شناسی تحولات سیاسی ایران و از زاویه فقه سیاسی مورد تحلیل قرار داد.

این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد:‌ گاهی با نگاه پدیدارشناسانه به ماجرای فتوای تاریخی میرزا می‌نگریم و آن را به عنوان یک پدیده‌ای که در تاریخ خاص، شرایط سیاسی خاص و با آثار و تبعات خاصی روی داده و تأثیرات زیادی هم بر جای گذاشته، بررسی می‌کنیم.

وی با اشاره به بررسی فتوای میرزای شیرازی و تحلیل آن از منظر جامعه‌شناسی تحولات سیاسی ایران، اظهار داشت: فتوای تحریم تنباکو که در ارتباط با استبداد داخلی و استعمار خارجی صادر شد و تأثیرات سیاسی فراوانی هم برجای گذاشت، از منظر واقعیات عینی جامعه سیاسی ایران نیز قابل تحلیل است.

حجت‌الاسلام مهاجرنیا با بیان این‌که تحلیل دیگری که کمتر درباره فتوای تحریم تنباکو به آن توجه شده از منظر فقه سیاسی است، گفت: میرزای شیرازی اصولاً یک فقیه، متخصص و متفکر در حوزه اجتهاد و فقاهت و نقطه عطف تاریخی در این حوزه بود.

وی به تحولات فقه شیعه در حوزه مرجعیت و رهبری سیاسی اشاره کرد و ابراز داشت: رهبری سیاسی فقها در دوران پس از غیبت امام عصر‌(عج) نزدیک به شش قرن یعنی از آغاز قرن چهارم تا آغاز قرن دهم به سبب شرایط پیچیده آن دوران بیشتر جنبه کلاسیک و نظری داشت و فقها در حوزه عمل کمتر وارد می‌شدند.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: پس از قرن دهم و با روی کار آمدن صفویان تا اواسط حکومت قاجاریه، دوران جدیدی آغاز شد که براساس آن فقها و مراجع تقلید برای نخستین بار وارد حوزه سیاست شدند؛ اگرچه در حاشیه قدرت و سلاطین قرار داشتند، اما این رویکرد نویی برای فقه و فقهای شیعه بود.

وی با بیان این‌که قوت علما در حوزه فتوا، آنان را کم و بیش به قدرت نزدیک کرد، ادامه داد: حتی سنتی‌ترین فقها مانند شیخ انصاری که بزرگ‌ترین مرجع در تاریخ قرن دوازده و سیزده بود به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با قدرت تعامل داشتند و این نخستین‌بار بود که مرجعیت اقتدار پیدا کرد و متمرکز شد.

حجت‌الاسلام مهاجرنیا در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این‌که میرزای شیرازی جانشین شیخ انصاری است به وقایع دوران ناصرالدین‌شاه قاجار و ارسال نامه‌ مفصل و اخطار‌آمیز سیدجمال‌الدین اسدآبادی به میرزای شیرازی در سامرا و تعریف کل ماجراهای اتفاق افتاده در ایران اشاره کرد.

وی افزود: فشار ناشی از جنگ ایران و روس و قراردادهای ننگین سبب شد که میرازی شیرازی وارد عمل شده و در نامه‌ای خطاب به ناصرالدین‌شاه، اجازه مداخله اتباع خارجی در امور داخلی مملکت و تاسیس بانک، مساله تنباکو، راه‌آهن و غیره را منافی استقلال کشور بداند.

 

این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: میرزای شیرازی پس از گذشت مدتی با مایوس شدن از این‌که شاه بتواند این امور را اصلاح کند مردم را با فتوای «الیوم استعمال توتون و تنباکو بأی نحو کان در حکم محاربه با امام زمان(عج) است» مورد خطاب قرار داد و این نخستین‌بار است که علما از حاشیه سلاطین به سمت مردم حرکت کرده و رهبری سیاسی توده مردم را به دست می‌گیرند.

وی با بیان این‌که فتوای میرزای شیرازی حکم شرعی برای مردم بود، از وی به عنوان نقطه عطف تاریخی در تحولات رهبری سیاسی روحانیت شیعی و تحول در فقه سیاسی نام برد و گفت:‌ میرزای شیرازی برای نخستین‌بار نشان داد که ظرفیت‌های بسیاری در روحانیت و رهبری روحانیت وجود دارد.

حجت‌الاسلام مهاجرنیان در ادامه سخنان خود به نمونه‌های دیگری از پتانسیل‌های فقه شیعی در مبارزه با استعمار و استبداد اشاره کرد و فتوای تحریم انتخابات عراق از سوی میرزا محمدتقی شیرازی و حکم تحریم تقیه از سوی امام خمینی‌(ره) را متأثر از فتوای تاریخی میرزای شیرازی مبنی بر تحریم تنباکو دانست.

 

وی بررسی و تحلیل صحیح مبانی فقهی میرازی شیرازی را ضروری دانست و تصریح کرد: میرزای شیرازی یکی از شخصیت‌های فقهی و تأثیرگذار در فقه بود، شاگردان مبارز بسیاری را تربیت کرد که بعدها هرکدام منشأ تحول شدند.

 

مسؤول دبیرخانه انجمن‌های علمی حوزه از مرحوم نائینی، شیخ فضل‌الله نوری، طباطبایی، بهبهانی و آخوند خراسانی به عنوان شاگردان تأثیرگذار میرزای شیرازی نام برد و اظهار داشت: تأثیر تحولات دنیای مدرن، مواجهه، ورود و چالش با دنیای غرب در ذهنیت امسال میرزای شیرازی نشان داد که آنان کاملاً به استعمار انگلیس واقف بودند. /920/ت301/ع

 

 

خبر گزاری رسا // انتهای خبر // www.rasanews.com

چاپ خبر

کد خبر : 104679 تاریخ : 25/2/1390 ساعت : 18:17:0

 

+ نوشته شده توسط محسن .م در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:47 |

امروز جمعه 16اردیبهشت 90 مثل روزهای قبل صبح ساعت 30/3 به مسجد الحرام رفتم و برای ما شیعیان جمعه روز انتظار و عصرهای آن روز غم است در این سفر معنوی جمعه ها برای ما دگیر تر می شود . مخصوصاً وقتی روبروی کعبه نشسته باشی و دعای توسل بخوانی وقتی به این جمله برسی که عزیز علیّ ان اری الخلق و لاتری اگر کمی دل بدهی می برنت.اخه یک عمره گفتیم او در جمعه می آید و به خانه کعبه تکیه می دهد و می گوید اناالمهدی، امروز نماز صبح را خواندیم امام جماعت طبق سنت استحبابی اهل سنت سوره سجده دار خواندند و همه خلق الله به سجده رفتند راستش ایرانیه هم طبق مبنای شرعی که سوره سجده دار موجب وجود سجده می شود وانجام سجده سبب اضافه شدن رکن مبطل نماز می شودعده ای از ایرانی ها به رکوع رفتند عده ای به سجده و عده ای همینطور مانده بودتد و همه مجبور بودند نمازشان را اعاده کنند. نماز تمام شد می خواستم طواف استحبابی بجا بیاورم ولی حال خوبی برای آن نداشتم. دعای ندبه را خواندم وبرای برنامه دوره ای که اعلام شده بود به هتل برگشتم بعد از صرف صبحانه ابتدا به قبرستان ابوطالب آمدیم زیارتنامه خواندند و سلامی به حضرت خدیجه دادند وقتی به این عبارت رسیدند که سلام بر تو ای خدیجه مادر فاطمه زهرا تازه دل خسیس و چشم تنگ نظرهمراهی کردند. در حال زیارت بودم که دختر سیاه پوستی گیر داده بود که ازاوگردنبند بخرم و وادارم گرد تا بالاخره از او چیزی خریدم . الآن از کنار دیواره های قبرستان سوار اتوبوس نشسته ام و همین مطالب را دارم می نویسم . فراموش کردم بگویم تعدادی از همراهان از درب مقابل پل حجون داخل قبرستان رفته بودند. الان ماشین حرکت کرد. به سمت منطقه منی و مزدلفه و عرفات می رویم ابتدا در مشعر در کنار مسجد توقف کردیم و حاج آقای مجیدی می خواست صحبت کند که به دلیل بلندگوی کاروانی که قبل از ما ایستاده بود و در حال توضیح بود ، امکان استفاده از بلندگو نشد. کمی توقف کردیم و سپس به سمت عرفات و جبل الرحمه آمدیم اینجا دست فروشان و شتر داران همه جا را پرکرده اند. گوشه ای حاجیان با حاج اقا جمع شده اند و درباب عرفات و جبل الرحمه و امام حسین  صحبت می کنند. و من فایل دعای عرفه را از گوشی مبایلم باز می کنم و با امام حسین در پایین پای جبل الرحمه زمزمه ای می کنم . وقت تمام می شود و برای رفتن به نماز جمعه باید زودتر برگردیم و البته هوا هم خیلی گرم است . به هتل مواکب برمی گردیم ولی دیر شده و به نماز جمعه نمی رسیم . از تلویزیون خطبه های امام جمعه مسجدالحرام را گوش می کنم از روی نوشته می خواند و عمده حرفش این بود که می گفت حوادث منطقه فراگیر شده است و باید علاج حادثه را قبل از وقوع کرد وبه روایاتی ازصحاحشان استناد می کرد. برداشت من این بود که نویسنده هرکس بوده دارد افکار عمومی را برای اصلاحات آماده می کند. چون این روزها که انقلابات عربی جهان عرب را فرا گرفته است دست زدن به اصلاحات به مثابه انفعال خطرناک تلقی می شود . بعد از ناهار دارم این مطالب را می نویسم قرار است ساعت چهار جلسه اماکن یعنی مکه شناسی داشته باشیم و شب برای احرام به مسجد جعرانه در محل برویم و من الآن سه روز است در مکه هستم و فرصت یک دوش گرفتن برایم پیش نیامده است. قرار است به بهانه غسل احرام لااقل لباس های کثیف را هم بشورم . ظهرهای مسجدالحرام خیلی گرم است سر نماز و طواف خیس عرق می شوم و سجده روی سنگ های مفروش حرم خیلی تمییز نیست . حالا پاکی آن را با انشاء الله درست می کنیم اما با وجود این همه آدم های جورواجور از چهار گوشته دنیا، که بعضی هم رعایت نمی کنند ُ وسوسه شیطان را هم به آن اضافه کنید حودش مایه دردسر می شود.    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محسن .م در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:34 |

       حدود ساعت 30/ 2شب وارد هتل مواکب العزیزیه شدیم و با تجدید وضو به صورت دسته جمعی به سمت بیت الله الحرام رفتیم . مسافت تا حرم طولانی است از زیر تونل می گذریم و ایستگاه در سمت باب السلام مقابل مولد النبی که امروز مکتبه مکه مکرمه است . دسته جمعی در بیرون باب السلام نشستیم و حاج آقای مجیدی دعای ورود به مسجد را خواند و بچه ها حال و هوای خوبی پیدا کردند .وارد مسجد شدیم و در اولین رؤیت به سجده افتادیم. بلافاصله برای طواف رفتیم واقعیتش را بخواهید من بعد از چند تجربه به این نتیجه رسیدم که طواف اول فقهی است و با ظواهر و مأثورات و ادعیه سروکار دارد و با تمرکز بر صحت عمل همراه است لذا دل خیلی همراهی نمی کند. و همینطور در سعی بین سعی و صفا  هم اینطور است . به دلیل درد دیسک و پای چپ هم طواف برایم سخت بود و هم سعی لذا بعد از تقصیر اذان صبح را گفتند و به سختی خودم را از مروه تا داخل مسجد الحرام کشاندم  بعد از انجام  اعمال  در محل مسعی جمع شدیم و ساعت 9به سمت هتل آمدیم  و با صرف صبحانه تا ساعت 30/10 استراحت کردم و مجدداً برای زیارت به مسجد رفتم . اما این بار دیگر فقهی نبود نماز ظهر که تمام شد یک ساعتی  روبروی  مسجد الحرام نشستم و زمزمه خوبی بود  داستان گنجشگ را با خدا زمزمه کردم و دل نوشته مستقلی شد .که اگر فرصت شد جدا تقدیم خواهد شد

 

+ نوشته شده توسط محسن .م در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 21:32 |

امروز چهار شنبه شرایط روحی ام خوب نبود چون دیروز سه شنبه با تصور اینکه روز آخر است در بقیع خداحافظی کردم  و دیگر آمادگی رفتن نداشتم از طرفی مراسمی که در بعثه بود ذهنم را به کاستی های موجود در اینجا مشغول کرده بود و تلفنهایی که از انجمن های علمی حوزه و از خانه داشتم و برخی مشکلات را به من گزارش دادند روحیه ام را خراب کرد از طرفی دیروز بخشی از وقتم را صرف شستشوی لباس ها کردم  و پسر آقای عبدالرشیدی را هم در جلسه بعثه دیدم با خانمش آمده بودند و جهت مشاوره در باب پایان نامه اش نز من آمدن و یک ساعتی هم آنجا وقت چذاشتم امروز حاج آآقای حیدری سابق الذکر از بعثه آمده بود مرا ببیند که می گفت چند بار آمده است و من نبوده ام آمد در اتاق و قدری صحبت کردیم و متن خاطره بقیع که سفرنامه چهارم است را روی فلش ایشان ریختم و ظهر هم آخرین نماز و زیارت را در حرم نبوی بودم و در بین الحرمین هم دست نیازی به سوی موالی بقیع دراز کردم و با چشمی گریان به هتل برگشتم ظهر ساعت 2کلید اتاق ها را تحویل دادیم و ساعت 3 اتاق ها را خالی کردیم  و یک ساعتی در طبقه همکف مراسم تودیع داشتیم خیلی غریبانه و سوزناک بود هیچکس آرام نداشت همه با تمام وجود فریاد گریه بلند کردند و بالاخره حدود ساعت 4 به سمت مسجد شجره آمدیم  و در آنجا خیلی کار نداشتیم چون غسل احرام را در هتل انجام داده بودیم و لباس احرام را هم پوشیده بودیم و در مسجد یک ساعتی حاج آقای مجیدی احکام گفتند و بقیه اش هم مشغول بودیم تا نماز مغرب که به امامت روحانی راتب مسجد شجره و نماز عشا را به امامت آقای نجفی مسئول بعثه رهبری ئدر مدینه خواندیم و تاالآن که ساعت30/10 است مشغول نوشتن گزارش سفر هستم لازم به ذکر است چند دقیقه پیش هم فاطمه و سید تماس گرفتند و یک قدری حالم بهتر شد الآن به دلیل اینکه یکی از همراهان میگرن دارند و کولر برایشان ضرر دارد ، کولررا خاموش کرده اند و داخل اتوبوس هم گرم و هم حالت خفگی دارد  صدای یک عده ای درآمده است ولی من چیزی نمی گویم . قرار است اگر زود رسیدیم همین امشب اعمال عمره را انجام بدهیم امیدوارم بقیه  گزارش را  فردا که پنجشنبه و روز اول ماه است با شرایط روحی بهتری بنویسم و فردا این نوشته را هم روی وبلاگ بگذارم

+ نوشته شده توسط محسن .م در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 13:11 |