سياستنامه اي در باب انديشه سياسي اسلام |
جمعی از عالمان جوان و روحانیون نواندیش حوزه علمیه قم با صدور بیانیه مهمی ، توجه مسلمانان جهان را به مصائب معاصر جهان اسلام جلب نموده ، با استفاده از مبانی برآمده از قرآن و سنت خواستار انسجام اسلامی شده ، تهمت های جدید دشمنان به تشیع را پاسخ دادند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالی: «مَن قَتَلَ نَفسا بغَیرِ نَفس أو فَساد فی الارضِ فَکَأنَّمَا قَتَلَ النَّاس جَمِیعاً[1]»
«قال رسول الله (ص): مَن لم یهتم للمسلمین عامةً فلیس منهم[2]»
1- امروز مسلمانی نیست که از درگیری های خونین و وضعیت دردناک ملت عراق دردمند و غمگین نباشد. کشتار بی گناهان و مصیبت هایی که هر روز بر شهروندان عراق وارد می شود و تخریب مساجد و اماکن مقدس قلب هر مسلمان غیرتمندی را جریحه دار می کند. این دردمندی آنگاه جانکاه تر می شود که توطئه ای برنامه ریزی شده و استعماری در ظاهر به عنوان نزاع شیعی و سنی تبلیغ شده و از این فرصت برای غارت ثروت های مسلمانان به ویژه کشور مظلوم عراق و فروش میلیاردها دلار سلاح های نظامی به کشورهای منطقه و تثبیت موقعیت آمریکا استفاده می شود.
چه کسی است که نداند نه کُرد و شیعه و سنی عراق و نه گروه ها و دولت عراق و نه هیچ یک از همسایگان مسلمان این کشور از این تنش ها نفعی نمی برند و صلاح و پیشرفت مادی و معنوی منطقه و نیز کشور عراق را در برقراری امنیت و صلح در عراق و همکاری و همدلی همه گروه ها با دولت منتخب عراق برای آبادانی و استقلال و آزادی آن کشور است. امروز کشور عراق عرصهء عقده گشایی زورگویان عالم از دنیای اسلام شده است. قدرت های سلطه جو به ویژه آمریکا و انگلیس و رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی از احساس هویت دنیای اسلام و زنده شدن روح جهاد و مقاومت مسلمانان و مخالفت آنان با سیاست های استکباری غرب و تلاش برای احیای دوبارهء تمدن اسلامی کاملاً نگران شده، و از هر گونه اقدام آشکار و پنهانی برای مقابله با این موج بیداری دریغ نمی کنند. متهم کردن مسلمانان به تروریسم، اهانت به شخصیت والای پیامبر اعظم (ص)، حمله نظامی به افغانستان، عراق، لبنان و سومالی، ایجاد فتنه و آشوب در بسیاری از کشورهای اسلامی، مخالفت با قدرت یافتن گروه ها و جریانهای اسلامی، ایجاد جنگ داخلی در فلسطین و تلاش برای تخریب مسجد الاقصی، تهدید و ارعاب نسبت به برخی از کشورهای اسلامی چون ایران و سوریه تنهای نمونه هایی از این اقدام سازماندهی شده است که بخشی از آن در قالب طرح خاورمیانه بزرگ مطرح گردیده است.
2- از جمله سیاست های همیشگی دشمنان اسلام به منظور تضعیف مسلمانان که امروز هم حیله گرانه و با شدت پیگیری می شود سیایت تفرقه افکنی میان مسلمانان به ویژه شیعه سنی است. شیعه و سنی گرچه اختلاف نظرهایی آن هم غالباً در برخی از فروع با یکدیگر دارند اما به یقین فتنه های جاری در عراق را نمی توان ناشی از این اختلافات دانست. شیعه و سنی عراق قرن ها در کنار هم زندگی کرده و در قالب مباحث علمی در فضای سالم به تبادل دیدگاه های خود پرداختند و امروز نیز می توانند با احترام به عقاید یکدیگر در فضای برادرانه با هم زیست کنند.
3- جای بسی تأسف است که در چنین اوضاعی فرقهء کوچک تکفیری ها که دستشان به خون مسلمانان بسیاری از شیعه و سنی در قرن های اخیر آلوده است خود را سخنگو و متولی دنیای اسلام تصور کرده و نه تنها با تکفیر شیعیان بلکه با تکفیر عامهء اهل سنت آتش فتنهء مذهبی را شعله ور می سازند. این جماعت بی توجه به حدیث شریف نبوی که تعدی به مال و خون هر کسی را که شهادتین را بر زبان جاری کند حرام می شمارد به جنگ و خونریزی دعوت می کنند. «إنّ دمائَکم و أموالکم علیکم حرامٌ»[3] این طائفه حتی پیروزی مقاومت اسلامی لبنان را که همهء دشمنان را در بهت و حیرت فرو برد و تحقق وعدهء الهی در نصرت مومنین گردید، محکوم کردند و از آن تفسیری طائفی ارائه کردند. حیرت انگیز آنکه همین افراد در برابر حضور مستقیم آمریکا در کشورهایشان و ایجاد پایگاه نظامی و جنایت های اسرائیل غاصب سکوت کرده اند ولی در کمال تعجب شیعیان را به همدستی با دشمنان مسلمانان متهم می کنند. البته بسیاری از علمای اهل سنت بیزاری خود را از این جریان فتنه انگیز بیان داشته اند، ما نیز اعلام می داریم که اقدامات این جمع محدود را به پای تمامی اهل سنت نمی نویسیم و حساب آنان را از اهل سنت حقیقی جدا می کنیم، چنانچه عمل هر به ظاهر شیعه ای را نمی توان به پای تشیع نوشت. ولی هشدار می دهیم که هر خونی که از مسلمانان از هر گروهی که باشند در این منطقه ریخته شود این جماعت فتنه انگیز را عامل و شریک جرم محسوب می کنیم.
4- امروز در فتنه های عراق اگر چه بیشترین قربانیان به استناد شواهد و مستندات و به گفته رئیس جمهور سنی عراق از شیعیان بوده چنانکه 78 درصد از کشته شدگان شیعه هستند و بیشتر از همه و همیشه به مقدسات آنها توهین می شود اما تأسف ما تنها از مشکلات شیعیان نیست بلکه مصیبت های همهء مسلمانان عراق ما را اندوهگین ساخته است. ما همهء مسلمانان اعم از سنی و شیعه را برادران خود می دانیم و معتقدیم در برابر دشمن قسم خورده و تا دندان مسلح باید یکپارچه بود و از تفرقه پرهیز کرد. «وَ لا تَنَازَعُوا فَتَفشلُوا و تَذهَب رِیحُم»[4]
5- ایران اسلامی سال ها از مسلمانان فلسطینی که از اهل سنتند با میل و رغبت و از سر اعتقاد حمایت کرده است و در این مسیر مشکلات و تحریم های فراوان دنیای استکبار را به جان خریده است و این در حالی است که برخی کشورهای عربی به ظاهر سنی روز به روز ارتباطات خود را با رژیم غاصب صهیونیست بیشتر و نزدیک تر می کنند. شگفت انگیز تر اینکه برخی از رسانه های همین کشورها همگام با سیاست ها و رسانه های صهیونیستی و آمریکایی، ایران را آماج حملات تبلیغی خود قرار داده اند و دانسته و ندانسته توطئه های دشمنان برای تفرقه انکنی را به پیش بی برند.
آیا جرم ایران اسلامی غیر از این است که با تکیه بر خدای قادر عزیز محکم ترین مواضع را در میان کشورهای اسلامی در قبال مستکبران جهانی اتخاذ کرده و همواره بر استقلال و عزت اسلام و مسلمانان تأکید کرده است؟ «وَ مَا نَقَمُوا مِنهُم إِلا أن یُومِنُوا بِاللهِ العَزیزِ الحمِیدِ»[5] آیا جز این است که انقلاب اسلامی ایران قویترین رژیم وابسته به غرب در این منطقه را سرنگون ساخت و به نفوذ آمریکا و اسرائیل در این کشور پایان داد؟ آیا خشم و نفرت دشمنان اسلام از پیشرفت های علمی و مادی و معنوی ایران نشان از بغض و کینهء آنان نسبت به عزت مسلمانان نیست؟ آیا همهء هجمهء تبلیغی دستگاه های رسانه ای برای آن نیست که انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بازگشت عزت مسلمانان را سرعت بخشیده و قدرت تمدنی اسلام را آشکار ساخته است؟
ایران اسلامی همواره بر حاکمیت مردم عراق بر سرنوشت خویش و بر تمامیت ارضی این کشور تأکید کرده و حضور نیروهای اشغالگر را محکوم کرده است؛ حال آنکه حمله نظامی آمریکا به عراق با همدستی برخی کشورهای منطقه و از طریق پایگاه های آمریکایی مستقر در این کشورها انجام گرفت. ایران اسلامی همواره مصالح دنیای اسلام را مد نظر قرار داده و در این مسیر دست دوستی و اخوت به سوی برادران اهل سنت دراز کرده است. اهل سنت و شیعه در ایران علیرغم فتنه های فراوان و تبلیغات ناروا به اعتراف همهء منصفان در کمال احترام و آرامش در کنار هم زندگی می کنند. علیرغم محرومیت شیعیان از حداقل آزادی ها در برخی کشورهای منطقه، اهل سنت ایران در کمال امنیت در کنار دیگر هموطنان خود زیست می کنند. کتاب های اهل سنت با آزادی تمام و با یارانه دولتی در نمایشگاه های کتاب ایران عرضه می شود. کتابخانه های مراکز علمی شیعه مملو از کتاب های اهل سنت است، حال آنکه از عرضهء کتاب های مکتب اهل بیت (ع) در بسیاری از کشورهای اسلامی جلوگیری شده و داشتن کتاب شیعی در برخی از این کشورها جرم محسوب می شود و اخیراً از خطر موهومی به نام تبشیر شیعی سخن گفته می شود. جای بسی تعجب است که برخی کشورهای عربی جنایتکاری مثل صدام را که صدها هزار انسان بی گناه از همهء گروه های عراقی اعم از شیعه و سنی را قتل عام کرد و ده ها هزار تن از اکراد در جنایت های وی همچون بمباران شیمیایی حلبچه با سلاح های اهدایی آمریکا و غرب به قتل رسیدند و حتی کشورهای عربی همسایهء عراق نیز از تجاوزهای وی در امان نبوده اند، به عنوان شهید مطرح کرده و نام این عمل را دفاع از عروبت و اهل سنت می گذارند. صدامی که تا چندی قبل همین عالم نمایان فتوا به کفر وی می دادند و کمک گرفتن از ارتش آمریکا برای بیرون راندن او از کویت را جایز می شمردند.
6- ما از همهء شخصیت های دنیای اسلام و به ویژه عراق انتظار داریم در راستای حرکت بزرگان سنی و شیعه چون شیخ شلتوت، شیخ سلیم البشری، آیت الله بروجردی، علامه شرف الدین، امام خمینی (ره)، و دیگر پیشگامان اتحاد و تقریب، دست برداری به هم دهند و زمینه را برای حاکمیت امنیت در عراق فراهم آوردند و از مردم عراق نیز می خواهیم با پیروی از مواضع حکیمانه حضرت آیت الله سیستانی و دیگر علمای شیعه و سنی دست از اختلاف بردارند و صف متحدی در قبال دشمنان اسلام بنا نهند. از نظر ما اینکه مرجعیت و علما و نخبگان شیعی عراق برای سامان یافتن اوضاع عراق حتی بیشتر از سهم جمعیتی دیگر مذاهب و طوایف به آنان در تشکیل حکومت و دولت نقش داده اند نشانی بر حسن نیت و عقلانیت آنان در مسیر استقرار صلح و امنیت در عراق است. عقلانیتی که باید مورد توجه تمامی گروه های و جریان های تأثیر گذار در قرار گیرد.
7- برادران و خواهران مسلمان! دنیای اسلام در شرایط خطیر و تعیین کننده ای قرار گرفته است. در چنین شرایطی وظیفهء تمامی عالمان مسلمان از هر فرقه و مذهبی که باشند، دعوت مسلمانان به آرامش و پرهیز از تفرقه و افراط گرایی است. هر فرد یا جریانی که در چنین موقعیتی مسلمانان را به تنازع و فرقه گرایی دعوت کند و به شبهه پراکنی در باب عقاید دیگر مسلمانان دست زند، بی شک در اردوگاه دشمنان جای دارد. «وَ أَطِیعُوا الله وَ رَسولَهُ وَ لا تَناَزَعُوا فَتَفشلُوا وَ تَذهَب رِیحُکم وَ اصبرُوا إِنَّ الله مَعَ الصبرِینَ»[6]. البته اشاره به این نکته نیز لازم است که پاسخ شبهات عالم نمایان تکفیری بارها بیان شده ولی ظاهراً تعصب گوش شنوایی برای آنان باقی نگذاشته است.
8- علمای شیعه با صراحت تمام اعلام می دارند که هر گونه برادر کشی در میان مسلمانان حرام است و هیچ کس حق ندارد خون مسلمانان اعم از شیعه و سنی را به صرف تبعیت از یک مذهب مباح بشمارد. ما بر این باوریم که آنچه در عراق یا برخی نقاط دیگر دنیای اسلام انجام می گیرد قطعاً با حمایت سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل غاصب و برخی رژیم های منطقه ای وابسته به غرب در حال انجام است که به دنبال اغراض اقتصادی و سیاسی خویشند و منازعات مذهبی را پوششی برای دستیابی به اهداف خود ساخته اند. وظیفهء علمای دین از هر فرقه ای که باشند این است که در چنین شرایط خطیری با هوشیاری تمام توطئه های دشمنان را به مسلمانان تذکر دهند و تمامی تلاش های خود را برای تحکیم اتحاد مسلمانان مبذول دارند. طبعاً بیزاری جستن از عناصر و جریان های افراطی همچون جریان فتنه انگیز تکفیری از ضرورت های امروزین وحدت در میان مسلمانان است. از خدای بزرگ نصرت و غلبه مسلمانان را بر دشمنان خارجی و فتنه انگیزان داخلی طلب می کنیم.
«وَ لَیَنصرَنًَ اللهُ مَن یَنصرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزِیز»[7]
در بین امضاء کنندگان این بیانیه نامهای زیر به چشم می خورد:
حجج اسلام آقایان دکتر احمد بهشتی، غلامرضا فیاضی، نجم الدین طبسی، علی ربانی گلپایگانی، سید هادی خسروشاهی، سید محمد غروی، سید حسن ربانی، علی اکبر رشاد، محسن غرویان، علیرضا اعرافی، حمید پارسانیا، دکتر عبدالحسین خسروپناه، دکتر محسن مهاجرنیا، دکتر محمدجواد ارسطا، دکتر غلامرضا بهروزلک، دکتر علی شیروانی، محمد امینی، سجاد میرمحمدی، دکتر محمود حکمت نیا، سید عباس موسویان، مهدی مهریزی و دکتر محسن الویری
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مائده/32
[2] مستدرک حاکم نیشابوری ج 4 ص 317 – اصول کافی کلینی ج 2 ص 164 با اندکی تفاوت
[3] سنن ابن ماجه/ ج 2 ص 1297/ ح 3931 – کافی/ ج 7 ص 273/ ح 12 با کمی تفاوت.
[4] انفال/46
[5] بروج/8
[6] انفال/46
[7] حج/40
- - -مراتب ظهور فلسفه سیاست در تمدن اسلامی
07 آذر 1386 ساعت 08:25
بسم الله الرحمن الرحیم
گزارش نشست نقد کتاب:
مراتب ظهور فلسفه سیاست در تمدن اسلامی
با حضور مؤلف جناب آقای دکتر موسی نجفی و ناقدان حجج اسلام آقایان دکتر غلامرضا بهروزلک و دکتر محسن مهاجرنیا و اعضای گروه فلسفه سیاسی و سایر مدعوین در تاریخ پنجم مهر 1384 در محل پژوهشگاه برگزار شد.
در ابتدای جلسه و پس از قرائت آیاتی از قرآن مجید، مدیر جلسه (آقای شریف لک زایی) از آقای آقای دکتر نجفی خواست تا اثر خود را معرفی و ایده اصلی و روش انجام مباحث را به طور خلاصه ذکر نماید. وی در این زمینه یادآور شد: ارائه طبقه بندی جدید از مباحث اندیشه سیاسی اسلام و تفسیر نو از مباحث اندیشه سیاسی هدف و ایده اصلی در این اثر بوده است. این بحث با معیار قرار دادن اندیشه عدالت به عنوان بحث اصلی در مباحث اندیشه سیاسی در قبل از مشروطیت مورد توجه قرار گرفته است.
در ادامه ناقدان محترم به ارائه مباحث خود پرداختند. خلاصه موارد ذکر شده به این قرار است:
تعبیر فلسفه سیاست به درستی مورد توجه و تعریف قرار نگرفته و تمایز آن با فلسفه سیاسی روشن نشده است. عدم تبیین مفاهیم و تعابیر مطرح شده و عدم اتخاذ موضع که باعث ابهام در اثر گشته است. این مدعا که طبقه بندی به شیوه ارتقایی و استعلایی مورد اشاره قرار گرفته اند با مباحث انجام گرفته همسان نیست. در مباحث ارائه شده استعلا و ارتقایی در ارائه طبقه بندی ها مشاهده نمی شود. عدم تبيين مسأله علمی در اثر. غفلت از مباحث روشی در اثر مشهود است. به ویژه اینکه هیچ یک از عناصر مورد اشاره در طبقه بندی ده گانه از روش خاصی پیروی نمی کند. لازم بود طبقه بندی های موجود مورد اشاره و بررسی و نقد و ارزیابی قرار می گرفت. انحصار مباحث به دسته بندی ده گانه قابل تأمل و نقد است. در ارائه دسته بندی ده گانه منطق خاصی مشاهده نمی شود. منطق گزینش مستندات هر طبقه بندی روشن نیست. زیرا در برخی موارد منابع درجه دوم بر منابع درجه یک ترجیح داده شده و به منابع اصلی و عربی رجوع نشده است. نسبت میان بحث عدالت به مثابه گفتمان اصلی اندیشه سیاسی اسلام و وجود و حضور و ظهور نظام های استبدادی در جهان اسلام و ایران چیست؟ تغییر مسأله و دعدعه از عدالت به آزادی چگونه توجیه می شود در حالی که در برخی دیدگاه ها آزادی یکی از نشانه ها و مؤلفه های تحقق عدالت به شمار می آید؟ از مباحث دوران نخست اندیشه سیاسی اسلام کم تر سخنی به میان آمده است و از این رو دوره طلایی اندیشه سیاسی اسلام مورد غفلت واقع شده است. و ... .
پس از ارائه مباحث ناقدان آقای دکتر نجفی به جمع بندی و ارائه پاسخ به برخی از پرسش ها و نقدها پرداخت. به باور وی هدف اصلی ارائه بحثی متفاوت در طبقه بندی های اندیشه سیاسی اسلام بوده است. در این میان از تعبیر اندیشه سیاسی به سبب گستردگی آن استفاده نشده و از تعبیر فلسفه بهره گرفته شده است تا عمق اندیشه را نشان دهد. نیز در پی تبیین اندیشه در ایران بوده است و از این رو از مباحث غیر فارسی اجتناب شده است. به باور مؤلف دوره طلایی اندیشه سیاسی در ایران، صفویه است و نه قرن سوم هجری. همچنین به مباحث فلسفی و فلسفه سیاسی به خاطر نزدیکی به اندیشه غرب کم تر پرداخته شده است. نیز از آنجا که عدالت پایدارتر است، بحث عدالت از نظام سیاسی استبدادی متفاوت می شود. نگارش عمده مباحث در موضوع عدالت به سبب خوانش حاکمان مستبد برای اجرای عدالت است. به هر حال از آنجا که عدالت در اندیشه سیاسی اسلام اصالت دارد می بایست دوباره از آزادی به عدالت رجوع کرد.
پس از سخنان آقای دکتر نجفی برخی از اعضای گروه فلسفه سیاسی به ارائه نظرات خود در زمینه مباحث طرح شده پرداختند. از جمله اشاره شد که صرف یونانی بودن به بحث آزادی ضرری نمی رساند، بلکه از سوی دیگر پذیرش بحث عدالت و تأکید بر آن مفروض بحث دکتر سید جواد طباطبایی را اثبات مي کند. و نیز این نگاه که چون فلسفه سیاسی غربی است در نتیجه نمی تواند بومی باشد، درست نیست.
::روز جهانی حقوق بشر::
در عصر ظهور، مهر و محبت دنیا را فرا خواهد گرفت
دوشنبه 19 آذر 1386 - ساعت 14:48
گزارشگر : محسن صفری
مسئول انجمن مطالعات سیاسی حوزه علمیه، معتقد است دنیای امروز قلب را کنار گذاشته و یکسره به دنبال عقل رفته است اما در روز نجات بشر، قلب انسان ها باز احیا خواهد شد.
حجتالاسلام والمسلمین محسن مهاجر نیا در گفت و گو با آینده روشن به مناسبت روز جهانی حقوق بشر، تصریح کرد: برای بازشکافی اصطلاح «حقوق بشر» میبایست توضیحی درباره دو واژه کلیدی حقوق و بشر ارائه داد.
وی در تشریح دیدگاههای متفاوت درباره انسان گفت: تفکر رایج غربی و لیبرالیستی که مبنای تفکر معاصر غرب نیز هست، مبتنی بر نظریات توماس هابز و ماکیاولی است که انسان را بد سیرت و ناپاک میدانند. براساس این نوع نگاه به انسان، بشر به یک گرگ تشبیه شده است و طبیعتاً حقوقی که میبایست برای این انسان وضع شود، ویژگیهای خاصی نیز خواهد داشت. این نوع نگاه با دیدگاه اسلام به انسان مغایر است.
وی ادامه داد: برخی دیگر بر این باورند که انسان موجودی مدنی الطبع و حیوانی ناطق است. این انسان در بالاترین سطح به حیوان عاقل خواهد رسید. در تفکر غربی، انسان موجودی است که بر مبنای عقل حرکت و بر همان مبنا اعمال خود را برنامهریزی میکند. در این دیدگاه، حقوقی که بر این انسان فرض میشود، حقوقی اجتماعی است. دیدگاه دیگر دیدگاه الهی و دینی، آن هم از نوع مسیحی است. در این دیدگاه که تفکر رایج دوره قرون وسطا و حکومت کلیسا نیز بوده است، انسان بر مبنای آنچه کلیسا و دین اراده میکند، معنا پیدا میکند. انسان هویتی ندارد و آنچه کلیسا میگوید، باید همان شود.
مهاجرنیا در تشریح دیدگاه اسلام به بشر و انسان اظهار داشت: تفکر دینی ما بر آن است که انسان نه صرفاً اجتماعی و نه موجودی کاملاً فردی است. بلکه موجودی کاملاً متعالی است و یک استثنا در جهان خلقت به شمار میرود. انسان در این دیدگاه، امین الله، خلیفة الله و اشرف کل مخلوقات است و خداوند آسمان و زمین را در تسخیر او قرار داده است. بنابراین، انسان در باور ما در کنار مشیت الهی تعریف شده است. انسان اصالتاً دارای حقوق خاص در کنار حقوق موضوعه الهی تعریف شده است. ما بر عکس کلیسای قرون وسطا و تفکر مسیحیت، برای انسان حقیقت، هویت و اصالت قائل هستیم.
مسئول انجمن مطالعات سیاسی حوزه علمیه در ادامه به بررسی تعاریف مختلف از حقوق پراخت و خاطرنشان کرد: همچون تعریف انسان، حقوق نیز از مناظر بسیاری تعریف شده است. برخی حقوق را حق مصونیت میدانند، برخی آن را امتیازدهنده به انسان در معادلات اجتماعی تعریف کردهاند و برخی دیگر آن را قدرتی دانستهاند که انسانها در ایجاد تکالیف و حقوق اجتماعی از آن بهرهمند میگردند. سخن اینجاست که به طور کلی حق را چه کسی اعطا میکند. آیا امری الهی است یا انسانی؟ آیا حقوق دارای منشاء الهی است و طبیعی است یا موضوعه و ساخته ایده و نظر انسان؟ حقوق موضوعه این حق را به انسان اعطا کرده که آنچه را دوست دارد، در قانون بگنجاند. چیزی که امروز به عنوان دستاویزی برای قدرتمندان عالم در آمده است که با آن، قوانین منطبق بر منافع خویش را به عنوان قانون مطرح کنند. در کنار این تعریف، نباید از تعریف جامعه شناسانه حقوق و دیگر تعاریف علمی نیز غافل ماند که هریک با توجه به فلسفه ذاتی آن علم، حقوق را معنا کردهاند.
وی ادامه داد: آنچه در مبنای حقوق اسلام آمده است، تلفیقی از حقوق فردی و الهی است. حق آزادی از حقوق ذاتی فرد است که برخی اوقات طبق نص صریح قرآن حتی دین خداوند نیز نمیتواند آن را در پذیرش آیین الهی تحت فشار قرار دهد. حق امنیت، آزادی، رفاه، حیات و ... از این قبیل هستند. خداوند بر اساس نیازهای انسان، حقوقی را نیز برای ایجاد روابط سالم بین انسانها وضع کرده است. مثل حق دفاع و مبارزه مشروع. دیدگاه اسلامی درباره حقوق بشر با دیدگاه کنوانسیون حقوق بشر تفاوتهای بسیاری دارد. البته در برخی کلیات نیز میتوانیم بسیاری از مفاد آن را نیز با تعالیم اسلامی جمع شدنی بدانیم. ما اعتقاد داریم حقوق بشر مطرح شده غربی که کنوانسیون حقوق بشر بر مبنای آن تنظیم شده است. انسان را تا حد یک حیوان تنزل میدهد. آن چیزی که کنوانسیون حقوق بشر به انسان داده است، حق نیست بلکه تحقیر است.
حجت الاسلام مهاجرنیا درباره اینکه آیا انسان میتواند روزی شاهد برپایی عدالت کامل در دنیا باشد خاطرنشان ساخت: در اعتقاد دینی ما، در روز نجات بشر، عقل بشر به حد کمال و انسان به اوج خواهد رسید. در آن روز قلب انسان احیا میشود. قلب در تفکر دینی ما برتر از عقل و فراتر از مرزبندیهای انسان است. اما دنیای امروز قلب را کنار گذاشته و یکسره به دنبال عقل رفته است. پیامبر مسلمانان و بشر را از طریق قلب هدایت کرد. قرآن نیز بر قلب پیامبر نازل شد.
وی گفت: انسان پس از غیب امام معصوم به دنبال عقل اجتهادی رفت، دنیای معاصر شدیداً ضد قلب بود. حقوق امروز بر مبنای قدرت ابر قدرتها تعریف میشود. زیرا امروزه عقل ابزاری بنا قرار داده شده است که آن هم قابل دستکاری است. ما بر این باور هستیم که دنیا به سمتی میرود که ضمن آنکه عقل شکوفا میشود قلب نیز احیا خواهد شد. در ادعیه میخوانیم که خدایا امام زمان را بفرست تا قلب ما زنده شود. در آن صورت است که انسان به بلوغ میرسد و به اعتبار عقل کامل و قلب سلیم و خدایی به جایگاه رفیع خلیفه الهی ارتقا خواهد یافت.
حجت الاسلام مهاجرنیا به بررسی اوضاع آخرالزمان در دیدگاه اسلام پرداخت و تصریح کرد: حقوق اسلام انسان را به ربوبیت وصل میکند. انسان در آخرالزمان به توسعه مالی، عقلی، و قلبی خواهد رسید. محبت و مهر دنیا را در تسخیر خود در خواهد آورد. کسی به حقوق دیگران تجاوز نمیکند. این آن چیزی است که فلسفه مهدویت به آن اشاره میکند. منجی گرایی و موعودگرایی موجب تحرک و پویایی انسان میشود و اعتقاد به این اصل الهی بشر را در مسیر درست و هدایت شده قرار خواهد داد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|