تبليغاتX
انديشه ديني
 
سياستنامه اي در باب انديشه سياسي اسلام
 
امروز توفیقی شد به سایت هایی مراجعه کنم و پنج مصاحبه را که پیش تر صورت گرفته است ُ مطالعه و بدون دخل و تصرف روی این وبلاگ قرار دهم
  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 11:11  توسط محسن .م   | 

انسان؛ محور دكترين حكومت در انديشه امام خميني(ره)

روزنامه قدس

دوشنبه 13خرداد ماه 1387



محسن مهاجرنيا

كرامت از مفاهيمي است كه به انسان اختصاص ندارد؛ اما وقتي درباره انسان به كار مي رود، مفهوم خاصي را افاده مي كند.
در منابع ديني، اين مفهوم، هم براي خداوند به كار رفته و هم براي انسان. با اين تفاوت كه هرگاه خدا با وصف كريم ياد شده، مقصود احسان و انعامي است كه از او صادر مي شود. هنگامي كه كرامت براي توصيف انسان به كار برده مي شود، در واقع اسمي است براي توصيف اخلاق و اعمال پسنديده اي كه از وي صادر مي شود يا در شأن اوست.در قرآن، كرامت انسان نخست به خدا نسبت داده شده است و در همان معناي احسان و انعام الهي، انسان نيز به اين وصف مفتخر شده است. آنجا كه مي فرمايد: ما آدميزاد را گرامي داشتيم و آن ها را در خشكي و دريا (بر مركب هاي راهوار) حمل كرديم و از انواع روزي هاي پاكيزه به آنان روزي داديم و آنها را بر بسياري موجوداتي كه خلق كرديم، برتري بخشيديم. اين پيام الهي، بيانگر آن است كه همه انسانها از اين احسان و تكريم الهي برخوردار شده اند؛ اما با ملاحظه آياتي كه كرامتهاي انساني را بيان و براي آن شرايط و اسبابي (نظير تقوا، حسن الخلق، عدالت، خويشتن داري، نرم خويي، بلند همتي و...) معرفي كرده اند، چنين نتيجه مي شود كه كرامت انساني دو گونه است:
1- كرامت ذاتي 2- كرامت اكتسابي
از نگاه قرآن كريم، فلسفه آفرينش انسان اين نيست كه در زمين بماند، بلكه آمده تا مسير حركت به سوي خدا را طي كند و به مقام شايسته خويش كه همان مقام خليفة اللهي است، برسد و مظهر صفات خدا گردد، بنابراين آنچه در انسان اصالت دارد، همان ارزشهاي متعالي وجود اوست كه با اراده خويش مي تواند آنها را بالفعل سازد.
امام ميزان انسانيت انسان را در دو چيز بيان مي كند: يكي علم و ديگري تقوا.
ايشان شرط اساسي تقواي معطوف به انسانيت را دوري از هواهاي نفساني و عدم غفلت از فضايل مي داند. نتيجه اين شرايط، دستيابي به معنويت است، زيرا ميزان در انسانيت، معنويت انسان است. در فرهنگ قرآن، ايمان و صبر، دو اصطلاح كليدي هستند كه لازمه انسانيت انسانند. «اصلاً در اسلام، جسم مطرح نيست، بدن مطرح نيست، روح مطرح است، ايمان مطرح است... آنچه ميزان سعادت است، اين است كه انسان مؤمن باشد.»
يكي از ويژگي هاي بارز انديشه امام راحل اين است كه مسائل نظري را در كنار مسائل عملي و قضاياي ذهني، با قضاياي عيني تكميل مي كند. انسان كامل، صرفاً ذهني و انتزاعي نيست، بلكه آن را در خارج هم نشان مي دهد و مصاديق آن را معرفي مي كند. او معصومان را مصداق بارز انسان كامل مي داند .
ايشان با جهت گيري غايي در باب انسانيت، صراط مستقيم الهي را مصداق بارز مسير حركت انسان مي داند. امام تنها به مصداق هاي اثباتي اشاره نمي كند، بلكه انطباق سازي در بخش منفي نيز در انديشه امام امري مهم تلقي مي شود. امام در دوران مبارزات ماجراي كاپيتولاسيون، رفتار شاه، كشف حجاب رضاخاني و بي تفاوتي در برابر جنايات و خيانت ها را از مصاديق نفي انسانيت معرفي مي كند و در يك جمع بندي كلي بزرگ ترين نعمت انسان را «نعمت انسانيت» مي داند.
* اصول كرامت در انديشه سياسي امام خميني(ره)
در انديشه حكومتي امام، براي اصل كرامت، اصولي در نظر گرفته شده است كه در سرتاسر انديشه او به ويژه در آخرين نگاشته وي، يعني وصيت نامه، منعكس شده است. براي اختصار، به برخي از اين اصول به اجمال اشاره مي شود:
1- ايمان:ايمان از زيرساخت هاي اساسي در انديشه امام راحل است. ايشان رمز پيروزي انقلاب اسلامي را در ايمان اسلامي و باورهاي اعتقادي مردم مي دانند و مي فرمايند: «اين قدرت اسلام و قدرت ايمان بود كه مردم را به وحدت كشاند.» و بزرگ ترين انقلاب اسلامي را در دوره معاصر به وجود آوردند.
2- عقلانيت:امام راحل بر اين باورند كه انسان، ابعاد بسيار پيچيده اي دارد:
از طبيعت تا ماوراء الطبيعه تا عالم الوهيت، مراتب آن قابل مطالعه است و اسلام هم براي آن برنامه دارد. اسلام مي خواهد انسان را يك انساني بسازد جامع؛ يعني آن طور كه هست و بايد باشد، رشد بدهد، از همه جهات طبيعي، برزخي و روحاني انسان را به كمال برساند. «انسان حظ روحاني دارد، رشد روحانيت به او بدهد؛ حظ عقلانيت دارد، رشد عقلانيت به او بدهد؛ حظ الوهيت دارد، رشد الوهيت به او بدهد.»
ايشان درباره مبارزه با سلطنت پهلوي و انقلاب اسلامي، علاوه بر تكليف و قواعد شرعي، به تكليف و قواعد عقلي هم تمسك مي كند: «اين سلطنت پهلوي از اول كه پايه گذاري شد، برخلاف قواعد عقلي است و خلاف حقوق بشر بود» و «انعكاس اهداف قيام و مصائب ملت، يك تكليف عقلي و شرعي است».
3- حاكميت الهي:در روايات اسلامي، در مورد دولت و حكومت امام مهدي(عج)، هم خود دولت به وصف كرامت متصف شده است و هم اساس و زمينه پيدايش مفاهيمي چون «عزت» اسلام و مسلمانان و در مقابل ذلت كفر و نفاق. «اطاعت»، «دعوت»، «قيادت» و «كرامت دنيا و آخرت» معرفي شده است. تعبير «دولت كريمه»، به محوريت كرامت انسان در اين دولت اشاره دارد و مقصود دولتي است كه در آن اسلام و اهل اسلام، عزت و كرامت مي يابند و انسان در هر دو جهان، به كمال، سعادت و كرامت دست خواهد يافت؛ چنين سعادتي تنها از طريق بازگشت و پيوستن انسان به دامن خلقت و عالم قدسي است.
امام در بدو ورود به ايران در سال 1357 و آغاز تشكيل حكومت اسلامي مي فرمايد:من خادم شما و مملكت هستم. آمده ام كه بزرگواري شما را حفظ كنم و آمده ام كه دشمن شما را از بين ببرم. من آمده ام تا دولت، يك دولت مستقل باشد.
4- آزادگي:در تفكر سياسي امام، آزادي و آزادگي، نه فقط از باب حق، بلكه نماد كرامت فردي و سياسي دانسته شده است. ايشان معتقد است: «اسلام سر منشأ همه آزادي ها، همه آزادگي ها، همه بزرگي ها، همه آقايي هاو همه استقلال هاست.»
امام در وصيت نامه خويش بيش از شانزده بار به اين اصل اشاره مي كند.
5- عزت:امام در آغاز مبارزات در سال 1343، راه عزت مندي اسلام و مسلمانان را چنين يادآوري مي كنند: رؤساي اسلام... تا فكر نكنند بر بدبختي هاي ملت اسلام، بدبختي هاي اسلام، بدبختي هاي احكام اسلام، غربت اسلام و قرآن كريم، سيادت نمي توانند بكنند بايد فكر كنند، عمل كنند تا سيادت كنند و اگر اين مطلب را انجام بدهند، سيد دنيا خواهند شد. اگر اسلام را آن طوري كه هست، به دنيا معرفي كنند و آن طوري كه هست، عمل بكنند، سيادت با شماست، بزرگي با شماست.
 6- شوكت:امام هم در عرصه انديشه و هم در حوزه عمل سياسي، آرمان دستيابي به قدرت، عظمت و شوكت مادي و معنوي را يكي از اساسي ترين اهداف خود معرفي مي كنند و راه رسيدن به اين مهم را فروپاشي چارچوب سياستهاي حاكم بر جهان توسط مسلمانان معرفي مي كند: انشاء ا... خداوند قدرت شكستن چارچوب سياستهاي حاكم و ظالم جهانخواران و نيز جسارت ايجاد داربست هايي بر محور كرامت انساني را به همه مسلمين عطا فرمايد و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوكت همراهي نمايد.
7- نجابت و شرافت:امام در سال 1347 هدف مبارزه را با رژيم طاغوت، دستيابي به عزت و شرافت معرفي مي كنند: در وضع كنوني براي ما راهي جز ادامه پيكار با همه نيروها و امكاناتمان وجود ندارد تا عزت و شرافت خود و آيندگان را در طول تاريخ با عظمت اسلامي به دست آوريم.
8- غيرت و حميت:از اصول ثابت در انديشه و عمل امام راحل، اصل غيرت ديني است. اين اصل خميرمايه حركت انقلابي و تحصيل قدرت معنوي انسان مي شود. امام در مورد غيرت ديني، در جريان انقلاب اسلامي مي فرمايد:اسلام بود كه شما را راه انداخت و به شما همچو قدرتي داد كه در مقابل اين قدرت هاي شيطاني بزرگ ايستاديد و نترسيديد؛ اين غيرتي بود كه خدا به شما داد و الا ما كه بندگان ضعيفي هستيم و چيزي نداريم.
9- عدالت:عدالت مهم ترين شاخص و ترازنامه دولت كريمه است و «برقراري عدالت اجتماعي، مقصد بزرگ اسلام است» و «بايد عدالت در بين مردم و در بين جامعه تحقق پيدا بكند».
امام بر اين باورند كه عدالت از فرد شروع مي شود و به جامعه و سياست مي رسد: عدالت اسلامي از خود انسان شروع مي شود تا هدايت در خود انسان، عدالت با رفيق، عدالت با همسايه، عدالت با هم محله، عدالت با هم شهري، عدالت با هم استاني، عدالت با هم كشوري، عدالت با همسايه هاي كشورهايي كه با ما هستند و با همه بشر، اگر حاصل نشود، نه حكومت اسلامي است و نه پاسدار اسلامي.
حسن ذاتي عدالت، به گونه اي است كه همه انسانها و جوامع و حكومتها از آن دم مي زنند. امام بر اين باورند كه حكومتهاي غير توحيدي عدالت را به قصد اهداف انساني و كريمانه نمي طلبند: «تمام حكومت هاي غير توحيدي، نظم و عدالت را براي سلطه جويي مي خواهند».
10- مقاومت:دستيابي به ايمان، عزت، عظمت و شوكت مبتني بر كرامت، جز با فداكاري، مبارزه و مقاومت مستمر امكان پذير نيست:ما مي گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم. ما بر سر شهر و مملكت با كسي دعوا نداريم، ما تصميم داريم، پرچم «لا اله الا ا...» را بر قله هاي رفيع كرامت و بزرگواري به اهتزاز درآوريم.
* تجلي كرامت انساني در حكومت اسلامي امام خميني (ره)
براي اختصار به برخي جلوه هاي مهم حكومت اسلامي امام كه موجب عظمت و كرامت شيعه و مكتب اهل البيت شد، اشاره مي شود:
1- الگوي مدرن ولايت فقيه:تاريخ سياسي تشيع نشان مي دهد كه شيعه، همواره در حاشيه و مورد رفض و انكار سلاطين جور و اكثريت اعتقادي بوده است و راهبرد امنيتي و حفاظتي خود را بر مبناي «تاكتيك تقيه»، «تعامل مصلحتي با سلاطين جور»، «استراتژي تولي و تبري» تنظيم كرده است و زماني كه عرصه را بر خود بسيار تنگ مي ديد، با اتخاد «تاكتيك مبارزه»، هويت مكتبي خود را حفظ مي كرد. اما در مورد سازمان سياسي و تشكيلات حكومتي در دوران طولاني غيبت، به دليل شرايط سياسي حاكم، فرصتي براي عينيت بخشيدن به نظريات خود نيافت. در مجموع، چند گفتمان در مورد حكومت و «ولايت فقها» مطرح شد كه براي فهم نظريه امام و نقشي كه در عظمت و كرامت مكتب اهل البيت به وجود آورد، به گفتمان تاريخي ولايت فقيه اشاره مي شود.
الف. گفتمان نسل اول
فقيهان برجسته شيعه، با رويكردي كاملاً نظري، بر مبناي ارتباط تنگاتنگ بين جايگاه كلامي اعتقادي ولايت فقيه و جايگاه فقهي آن، از قرن چهارم تا قرن دهم هجري، بر اصل نيابت فقيه از جانب امام باور داشته و بر آن تأكيد ورزيده اند و اين مطلب را با عباراتي چون نايب عام، من }ليه الحكم بحق النيابه، نيابت از سلطان حق، و الفقيه المأمون منصوب من قبل الامام(ع) بيان كرده اند. در يك برآيند كلي، عموم نيابت مورد قبول و تسالم بين فقها بوده است.
ب. گفتمان نسل دوم
فقهاي اين دوره، متأثر از شرايط سياسي، با مفروض گرفتن گفتمان نسل اول در اصل نيابت فقها، مدعي اجماع شده اند و عمده ترين دغدغه آنها در مورد قلمرو و اختيارات سياسي ولايت فقيه است. در عمل نيز آنها ولايت فقها را در حاشيه سلطنت سلاطين عادل قرار دادند.
ج. گفتمان نسل سوم
فقها در اين گفتمان، با بازسازي مفروضات گذشته، ضمن بازنگري، نقد و ساده سازي و اصلاح آن، رهبري تحولات سياسي را به دست گرفتند و ذهنيت هايي در مورد ولايت عملي و مستقل فقها به وجود آمده است. اوج اين گفتمان در عصر مشروطه است.
د. گفتمان نسل چهارم (نظريه امام خميني(ره) )
توجه به شرايط سياسي عصر و مواجهه با دنياي مدرن، موجب شد تا اين ديدگاه، در ادامه گفتمان نسل سوم، ضمن بازنگري، نقد، ساده سازي و اصلاح نظريات گذشته، ولايت فقيه را در قالب الگويي از يك حكومت مدرن، با عنوان «جمهوري اسلامي»، طراحي و در قالب بزرگترين انقلاب قرن بيستم، در شرايط قطب بندي سياسي در ايران پياده كند و براي نخستين بار، الگوي ولايت فقيهان شيعه را از حاشيه، به اوج عظمت و كرامت برساند. امروزه ملت ايران، يكي از مستقل ترين، آزادترين، عزيزترين و شجاع ترين ملتهاي دنياست.
2- استقلال:استقلال در همه سطوح و ابعاد فردي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي، از مهمترين اصولي است كه بيانگر عزت، عظمت، بزرگواري، اقتدار و آزادگي فرد، جامعه و دولت متصف به آن است. در انديشه امام، استقلال ويژگي «كرامت» است. همان گونه كه نقطه مقابل آن، يعني وابستگي، وصف «ننگ» است. در نظر ايشان، عامل اصلي استقلال كشور و جامعه «نجات آن از ننگ وابستگي ها و پيوستگي ها به قدرت هاي استعمارگر و وفاداري به اسلام است».
ايشان در وصيت نامه خود با ترسيم سه بعد براي استقلال مي فرمايد: «وصيت من به همه آن است كه با ياد خداي متعال، به سوي خودشناسي و خودكفايي و استقلال با همه ابعادش به پيش ]رويد[». در انديشه سياسي امام، نوعي تقدم براي استقلال سياسي بر ساير ابعاد آن قائل شده است.
3- شايسته سالاري:امام در همه سطوح مسؤوليتهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي، به شايسته  سالاري باور دارند.
ايشان در اين رابطه مي فرمايد:با رأي مبارك خود، شايسته ترين و آگاه ترين و متعهدترين فقيه يا فقها را براي اين مقام كه صيانت نظام جمهوري اسلامي و هدايت آن به طور شايسته و موافق با شريعت مطهره بستگي به آن دارد، انتخاب كنيد.
4- قانونمندي:قانونمندي جامعه، از اصول اساسي زندگي جمعي است و موجب اتحاد ملي و جلوگيري از اختلاف و پراكندگي است. بديهي است كه توسعه سياسي مطلوب، در جامعه اي حاصل مي شود كه از قوانين مناسبي برخوردار باشد. قوانين در عرصه اجتماعي، تعيين كننده هنجارهاي قانوني رفتار سياسي هستند. سازگاري قوانين با نيازهاي واقعي انسان ها و رعايت مصالح و مفاسد، زمينه رشد و تعالي انسانها را فراهم مي سازد. همگي اين امور از طريق قوانين مناسب امكان پذير است. در حكومت مطلوب امام، مبناي قوانين، احكام الهي هستند: شخص مطرح نيست در اسلام. در اسلام قانون است، همه تابع قانونند و قانون هم قانون خداست...
5. امنيت عمومي 
امنيت از اساسي ترين حقوق انساني و از مقومات حيات اجتماعي است. بدون امنيت لازم فضايل، كمالات و كرامتهاي انساني به وجود نمي آيد. ايشان با اشاره به مكانيسم هاي تأمين امنيت در نظام جمهوري اسلامي، نقش دولت و قواي حكومتي را در تأمين امنيت بسيار اساسي مي داند: بايد ملت از اين پس كه حال استقرار و سازندگي است، احساس آرامش و امنيت نمايند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به كارهاي خويش ادامه دهند و اسلام بزرگ و دولت اسلامي را پشتيبان خود بدانند ...
6. رفاه عمومي
در آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، امام با توجه به مسأله رفاه عمومي چنين مي فرمايند: جمهوري اسلامي كه با اتفاق آراي ملت تقريباً برقرار شد و انشاء ا... احكام اسلامي هم دنبال آن برقرار مي شود، براي رفاه حال همه طبقات، خصوصاً كارگران، دهقانان، طبقه ضعيف، براي همه است و اسلام براي آن ها بيش تر از ساير طبقات حق قائل است.
ايشان بر برنامه ريزي در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم همراه با حفظ شعاير و ارزش هاي كامل اسلامي و پرهيز از تنگ نظري ها و افراط گرايي ها و نيز مبارزه با فرهنگ مصرفي كه بزرگ ترين آفت يك جامعه انقلابي است، تأكيد داشتند.
7. وحدت
امام رمز پيروزي انقلاب را در سايه نعمت وحدت مي دانست و معتقد بود كه از بركات انقلاب اسلامي كه موجب عزت و كرامت ملت ايران و امت اسلامي گرديد، مسأله اتحاد بين مسلمانان بود:
رمز پيروزي ايران همين بود كه اتكال به خدا، براي خدا و وحدت كلمه، وحدت غرض، مقصد، از هر كس، مي پرسيدند مقصد اين بود كه حكومت اسلام باشد، مقدمه  اين بود كه حكومت طاغوت نباشد، مقصد اين بود كه استقلال و آزادي در پناه حكومت اسلامي باشد. رمز پيروزي ملت ما، وحدت كلمه و وحدت غرض و مهم تر، اتكال به خداي تبارك و تعالي. رمز پيروزي نهضت، ايمان ثابت و وحدت كلمه بود.
امام وحدت را ناشي از «قدرت اسلام و ايمان» مي دانست و حفظ وحدت كلمه را تكليفي الهي معرفي مي كرد.
در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي، امام با اشاره به خواسته ملي در مورد سرنگوني رژيم سلطنتي، به آرمان اسلامي نظام و رابطه بين وحدت ملي، آزادي و استقلال، مي فرمايد:ما مي خواهيم شاه و رژيم سلطنتي نباشد؛ يعني آزادي و استقلال باشد. اسلام ضامن وحدت كشور در عين آزادي و استقلال است. قيام مردم براي اين هدف است.
8. مشاركت فعال
حضور هر ملت در سرنوشت سياسي و فرهنگي خود، بخشي از حرمت و كرامت انساني آنهاست؛ اما در گذشته ملت ايران، هيچ گاه مردم حق انتخاب نداشته اند، گويندگان و نويسندگان كشته شده اند و يا زنداني هستند و يا ممنوع از گفتن و نوشتن. مطبوعات را از نوشتن حقايق محروم كرده اند و در يك كلمه، تمامي مباني بنيادي دموكراسي را نابود كرده اند كه تمامي اين واقعيتهاي تلخ را در يك سال اخير، هم شاه و هم اطرافيانش اعتراف كرده اند.
در مدل حكومتي امام(ره) مردم جداي از حكومت نيستند، حكومت بخشي از مردم است: «امروز ملت و دولتي در كار نيست، همه ملتند و همه دولت» و همكاري و تقويت آن، نه صرفاً يك مسؤوليت مدني، بلكه وظيفه اي شرعي است. از ديدگاه امام، آگاهي مردم و مشاركت و نظارت و همگامي آن ها با حكومت منتخب خودشان، تضمين كننده عدالت و امنيت در جامعه است.

نتيجه گيري
از مجموع سه گفتار، اين نتيجه حاصل شد كه در انديشه سياسي و حكومتي امام خميني، كرامت يك ويژگي واحد در كنار ساير ويژگي ها نيست، بلكه برآيند خصايص انساني فراواني است كه از ناحيه اتصاف انسان ها به اين خصايص و ويژگي هاي كرامت ساز، جامعه و دولت هم به آن موصوف مي گردد. در گفتمان ديني براي انسان كريم، ويژگي هاي ذاتي و اكتسابي چندي بيان شده است و امام بر مبناي اين ويژگي ها حركت انقلابي خود را آغاز كردند كه نتيجه آن، بزرگ ترين انقلاب قرن بيستم بود. كنكاش در انديشه و آثار امام، خواننده را به اصولي رهنمون مي كند كه از آنها به عنوان اصول عزت و كرامت مي توان ياد كرد. در اين نوشته، به ده اصل كرامت اشاره كرده ايم؛ از جمله اصل ايمان، عقلانيت، نجابت و شرافت، حاكميت الهي، آزادگي، غيرت و حميت، عزت، نجابت و شرافت، شوكت و عظمت، مقاومت، عدالت.
امام الگوي ولايت فقيه را جلوه اي از «دولت كريمه» مهدوي مي دانستند كه در دنياي مدرن، موجب سربلندي، عظمت و كرامت مكتب اهل بيت (ع) شد.
الگوي حكومتي امام كه بر مبناي انسان شناسي ديني بنا شده است، با هدف تجلي حاكميت فراگير الهي و احياي دين و بازگشت به اسلام حقيقي و تحقق رويكرد فضيلت مداري و سعادت محوري شكل گرفته است. در انديشه امام جلوه هايي چون استقلال همه جانبه، امنيت و رفاه فراگير، شايسته سالاري، وحدت امت و مشاركت فعال همه شهروندان مكلف در سرنوشتشان، بيانگر عزت و كرامت در نظام جمهوري اسلامي است.

   -

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 10:56  توسط محسن .م   | 

حکومت مهدوی تجلی روشنی از حاکمیت الهی است
در تاریخ یكشنبه، ۰۲ تیر ۱۳۸۷ توسط Admin


مهدویت: عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم حکومت مهدوی را بخشی از جوهره سیاسی مسلمانان دانست و گفت: حکومت مهدوی به دنبال اجرای حاکمیت الهی است.

حجت الاسلام غلامرضا بهروز لک، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم در هفدهمین قسمت از برنامه به سوی ظهور با عنوان "سیمای حکومت حضرت مهدی (عج)" با اشاره به سابقه منفی جوامع غربی از حکومت های دینی در دوره قرون وسطی مسیحی به دلیل تفتیش عقاید و استبداد آنها گفت: در دنیای کنونی و در اوج مدرنیته چنین تفکری وجود دارد که انسان ها خود می توانند آرمان شهر را محقق کنند.

وی اظهار داشت: بشر امروز به خطا رفت و فکر کرد با محور قرار دادن خود و با حفظ هر گونه نمادالهی و انسانی در جامعه و سیاست می تواند خود را بیمه کند و آرمان های نهایی را خودش به تنهایی کسب کند.

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آموزه های انسان محور در قرن های 14 و 15 بیان کرد: در آموزه انسان محور دوره اسلام گرایی در قرن 18 این تفکر وجود داشت که انسان به تنهایی می تواند به آرمان شهر برسد.

وی افزود: شاید رزق و برق ها و پیشرفت های تکنولوژی در دنیا انسان ها را مجذوب کرده بود. اما این آزمونی الهی است و در پایان قرن 20 بحران معنا و معنویت به حدی رسید که خود اندیشمندان غربی از فرا رسیدن عصر فراسکولاریسم سخن گفتند و در حالی که بشر خودش به بن بست رسیده و دریافته است که بدون استعانت از الطاف الهی به تنهایی نمی تواند به آگاهی برسد و تمام علوم تجربی محدودیت دارند.

سردبیر مجله تخصصی انتظار با اشاره به نیاز انسان ها به راهنما برای هدایت گفت: آیات قرآن کریم و روایات نشان می دهد که رسیدن به سعادت نهایی در گرو حضور راهنما است و با حضور واسطه فیض و با اجرای حکومت الهی در آخرالزمان آرمان شهر محقق می شود.

وی حکومت امام زمان (عج) را جهانی خواند و تصریح کرد: خلافت خداوند بر انسان روی همه کره زمین تحقق می یابد قضیه حق و باطلی که در قرآن به آن اشاره شده است، نشان می دهد که حق ماندنی و باطل رفتنی است و بسیاری از تعبیرهای قرآن کریم نشان دهنده جهانی بودن حکومت امام زمان (عج) است.
حجت الاسلام بهروز لک هدف نهایی حکومت حضرت مهدی (عج) را نه صرفاً اجرای عدالت بلکه هدفی والاتر دانست و گفت: عدالت در حکومت امام زمان (عج) اجرا می شود اما تنها هدف امام نیست.

در قرآن کریم هدف از خلقت اجرای عدالت نیست بلکه هدف نهایی عبودیت و قرب خداست و آرمان شهر مهدوی هدف و غایت اصلی است که انسان ها را به کرامت، فضیلت و سعادت برساند چون سعادت جز در عبودیت خداوند نیست و عدالت ابزار و مکانیسمی است که زمینه رشد و تکامل را فراهم می کند.

وی افزود: وظیفه حکومت جهان حضرت مهدی (عج) صرفاً تامین عدالت و امنیت نیست بلکه زمینه سازی برای سعادت انسان ها است و سعادت نهایی به تنهایی و بدون راهنما به دست نمی آید.

بنابراین گزارش مهاجرنیا،

 استاد دانشگاه نیز در ارتباطی تلفنی با برنامه به سوی ظهور به آرمان های حکومت امام عصر (عج) اشاره کرد و گفت: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران آرمان های حکومت مهدوی در حالتی از تخیل و تصور کلی بود و ملموس و عینی نبود و یکی از برکات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ایجاد فهم دقیق و واقعی تری از مفاهیم مهدویت در جامعه بود.

وی آرمان حکومت مهدوی را آرمانی واقعی و بخشی از هویت و جوهره سیاست شیعیان و تمام مسلمانان دانست و اظهار داشت: امام زمان (عج) پس از ظهورش به دنبال آرمان ها و فضایل اسلامی است. حکومت مهدوی به دنبال حاکمیت الهی است.

وی با اشاره به حدیثی از امام صادق (ع) که فرمودند: با ظهور امام زمان (عج) حاکمیت اسلامی در سرتاسر سرزمین مستقر می شود و احیا و بازگشت به شیعه و اسلام حقیقی شکل می گیرد، خاطرنشان کرد: در حکومت مهدوی انسان ها به کمال می رسند و فضیلت محوری و سعادت محوری از آرمان هایی است که با ظهور حضرت مهدی (عج) محقق می شود. حضرت حجت (عج) به دنبال حاکمیت مستضعفان و وارثان زمین است.

خبرگزاری شبستان

  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 10:42  توسط محسن .م   | 

 

                                                                                                                                               روزنامه خراسان

 نقد و بررسي انجمن هاي علمي حوزه علميه قم

صفحه 12 اندیشه ، شماره سريال 17051 ، تاريخ انتشار 870519

 

در اين چند ساله كه از مطرح شدن جنبش نرم افزاري و نهضت توليد علم مي گذرد اقدام هايي در دو نهاد حوزه و دانشگاه به عنوان نهادهاي توليد علم و نظريه صورت گرفته است. حال پس از گذشت نزديك به يك دهه سوال جدي اين است كه كارهاي صورت گرفته تا چه اندازه موثر بوده اند و در حال حاضر كجاي اين راه ايستاده ايم؟ تا چه اندازه نظام آموزشي و پژوهشي مان را متناسب با كسب رتبه اول علمي منطقه- طبق سند چشم انداز وطبق اهداف كلان انقلاب اسلامي- تغيير داده ايم؟ آيا توانسته ايم با حمايت از نخبگان بالفعل مان آن ها را براي ادامه اين مسير پشتيباني كنيم و با زبده يابي و زبده پروري نيروهاي پرانرژي و تازه نفس به اين جبهه وارد كنيم؟آيا اين دو نهاد توانسته اند به رسالت اصلي خود كه همانا توليد نظريه هاي متقن و محكم اسلامي - در مقابل نظريه هاي مبتني بر مباني شرك آلود ليبراليزم- است، جامه عمل بپوشانند.يكي از معيارهاي فعال بودن اين دو نهاد تعداد و مهم تراز آن كيفيت عملكرد گروه هاي علمي در اين دو نهاد است. گروه هاي علمي كه با عناويني نظير انجمن علمي، پژوهشگاه و پژوهشكده، كانون فعاليت كننده در گزارش هاي پيشين به موضوع كرسي هاي مناظره، نقد و نظريه پردازي پرداختيم و سعي كرديم گزارش كاملي از عملكرد مسئولان حوزه و دانشگاه در اين خصوص ارائه كنيم. اين بار به سراغ انجمن هاي علمي حوزه كه چند سالي بيشتر از تاسيس آن ها نمي گذرد، رفته ايم و پس از معرفي مقدماتي به جايگاه اين انجمن ها در نهضت توليد علم و نقاط ضعف و قوت آن پرداخته ايم. بي شك ايجاد اين انجمن ها در ساختار دوره مي تواند زمينه نوانديشي و توليد علم را بيش از پيش فراهم  آورد و تعامل حوزه و دانشگاه را به صورتي عيني وواقعي مهيا كند.

يازده انجمن به طور رسمي فعاليت خود را آغاز كرده اند


تاسيس و فعاليت انجمن هاي علمي حوزه از سال ١٣٨٢ با تشكيل « كميسيون و دبيرخانه انجمن هاي علمي حوزه» در معاونت پژوهشي حوزه علميه قم آغاز شد. طبق گزارش دبير خانه انجمن هاي علمي حوزه تاكنون سيزده انجمن در رشته هاي گوناگون تاسيس شده كه از اين تعداد يازده انجمن به طور رسمي فعاليت خود را آغاز كرده اند.اين انجمن ها عبارتند از: انجمن اديان و مذاهب، اقتصاد اسلامي، تاريخ پژوهان، تعليم و تربيت اسلامي، روان شناسان حوزه علميه قم، قرآن پژوهي انجمن هاي اهل قلم حوزه، مديريت اسلامي، مطالعات سياسي، معرفت شناسي و انجمن كلام اسلامي.اين انجمن ها سه نوع عضويت پيوسته، وابسته و افتخاري دارند. اعضاي پيوسته داراي مدرك سطح سه حوزه يا كارشناسي ارشد و اعضاي وابسته داراي مدرك سطح دو حوزه يا ليسانس مي باشند. همچنين اعضاي هرانجمن بايد داراي گرايش تخصصي در زمينه فعاليت انجمن باشند.طبق گزارش اين دبيرخانه در ده انجمن ٧٥٣ نفر عضو پيوسته، ٣١٨ نفر عضو وابسته و ٥٧ نفر هم عضو افتخاري فعاليت مي كنند. نمودار سازماني هر انجمن هم از ٤ بخش هيئت موسس، مجمع عمومي، هيئت مديره و بازرسان تشكيل شده است.در مورد اين كه هرانجمن منابع مالي خود را چگونه تامين مي كند در گزارش دبيرخانه انجمن ها آمده است: هر انجمن با دريافت حق عضويت از اعضا، درآمدهاي ناشي از ارائه خدمات آموزشي و پژوهشي و مشاوره اي، دريافت هدايا و كمك ها مشروط بر عدم ايجاد تعهد و كمك هاي مالي حوزه خود را تامين مالي مي كند.

در انجمن ها نه كار آموزشي انجام مي دهيم و نه پژوهشي


مدير انجمن مطالعات سياسي حوزه علميه قم با بيان اين مطلب كه انجمن ها فقط كار ستادي مي كنند و مكمل تفكر و انديشه ديگران هستند به خبرنگار ما مي گويد:الان ٣ نهاد آموزشي، تبليغي و پژوهشي در حوزه داريم. انجمن ها جزو هيچ كدام از اين ها نيستند بلكه مكمل  آن هايند. در انجمن هاي علمي گفت وگو و هم انديشي، ايجاد اشتغال علمي و در نتيجه ارتقاء دانش صورت مي گيرد. انجمن ها فرآيندشان به گونه اي است كه مي خواهند مركزيت و مرجعيت علمي پيدا كنند. ما در انجمن ها نه پژوهش مي كنيم و نه آموزش مي دهيم، فقط ممكن است به ضرورت و به صورت مقطعي به اين كارها بپردازيم.حجت الاسلام دكتر محسن مهاجرنيا درباره فعاليت هاي انجمن مطالعات سياسي مي گويد: اين انجمن ١٧٠ عضو دارد كه كارشناسي ارشد به بالا هستند.اين افراد به تناسب گرايش خود در ده گروه علمي از قبيل فقه سياسي، انقلاب اسلامي، مطالعات راهبردي حوزه و دانش سياسي، مسائل ايران، روابط بين الملل و مسائل جهان اسلام فعاليت مي كنند و جلسات مستمري با يكديگر دارند، نشريه اي هم داريم كه مخصوص اعضاست.ايشان در باره مشكل اصلي انجمن هاي علمي حوزه اظهار مي دارد: انجمن ها هنوز در حوزه جاي خود را پيدا نكرده اند و با وجود اين كه اين انجمن ها تاييديه خود را از شوراي عالي حوزه گرفته اند ولي هنوز نتوانسته اند با بدنه اين شورا ارتباط برقرار كنند.

اين مسئله مشكل دومي را هم به دنبال خود مي آورد كه آن هم كمبود امكانات است.وي به استقبال طلاب خارجي از اين انجمن ها اشاره مي كند و از درخواست آن ها براي تاسيس چنين انجمن هايي متناسب با نياز كشورشان در كشورهاي خودشان خبر مي دهد.از حجت الاسلام مهاجر نيا مي پرسيم كه چرا حوزه علميه خراسان به ويژه حوزه مشهد اقدام به تاسيس چنين انجمن هايي نمي كند، پاسخ مي دهد: در مشهد فضا بسته تر از قم است. فضاهاي سنتي در مشهد بيشتر است به همين دليل تحول در حوزه خراسان مشكل تر است ولي با اين حال پي گير هستيم كه با همكاري حوزه خراسان انجمن هاي علمي را هم در آن جا تاسيس كنيم. در مشهد هم نيروهاي جوان و داراي ايده هاي نو بسيار زياد هستند.

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 10:37  توسط محسن .م   | 

 

 

فلسفه سياسی فارابی كاملا از قرآن گرفته شده است

 

تاريخ ثبت خبر: يکشنبه 6 مرداد 1387

فارابی فلسفه سياسی‌اش را قرآنی و بومی كرده و به راحتی می‌توان گفت كه فلسفه سياسی فارابی نه تنها از قرآن جدا نيست، بلكه كاملا از قرآن گرفته شده است. 
حجت‌الاسلام‌ و المسلمين «محسن مهاجرنيا»، رئيس انجمن مطالعات سياسی حوزه علميه قم، در مورد تأثيرپذيری فلسفه فيلسوفان مسلمان از آيات قرآن و روايات، ضمن بيان مطلب فوق گفت: فارابی به عنوان مؤسس فلسفه اسلامی می‌خواهد بگويد كه مدينه فاضله ما صرفا آرمانی نيست.

وی افزود: در جامعه امروز ما اين‌گونه نيست كه حتما حكيم و فيلسوف در رأس آن باشد. زمانی هم هست كه كسی هم پيدا نمی‌شود. بايد به تناسب شرايط، تركيبی از نخبگان رهبری جامعه را به دست ‌گيرند. منظور اين است كه بين مدينه فاضله افلاطونی و مدينه فاضله فارابی تفاوت‌های بسياری وجود دارد.   وی يادآور شد: مدينه فاضله فارابی به معنی ناكجاآباد نيست. فاضله از فضيلت گرفته شده است. فضيلت آن ارزش‌هايی است كه از نصوص اسلامی، فرهنگ دينی و قرآن اخذ می‌‌شود. فارابی می‌گويد: ما سه مدينه داريم: مدينه اول: مدينه جاهله كه همان جاهليت است؛ مدينه دوم: مدينه ضاله كه از ظالين گرفته شده است؛ مدينه سوم: مدينه مبدله كه به گمراهی تبديل شده است.

مهاجرنيا تصريح كرد: اين مدينه‌ها در مقابل همان فضيلت واقع می‌شوند كه مدينه‌های گمراه، جاهل و مبدله هستند كه تبديل شده‌اند. اين‌ها نشان می‌دهد كه فارابی فلسفه سياسی‌اش را از ارزش‌های دينی و فرهنگ قرآنی اخذ می‌كند.  وی تصريح كرد: فارابی دو كتاب بزرگ و اساسی در سياست با عنوان‌های «آرای اهل مدينه فاضله» و «سياست مدنيه» دارد كه كتاب آرای اهل مدينه فاضله‌اش 37 فصل دارد كه 25 فصل آن دقيقا بحث‌های مبانی دينی و اعتقادی است كه از قرآن اخذ كرده است؛ يعنی در واقع مدينه فاضله يك نوع شرح و تفصيل قرآن در حوزه سياست است. بحث‌های توحيدی و واحد بودن خداوند و بحث‌های هستی‌شناسی و انسان‌شناسی را كاملا از دين گرفته و كلياتی در 5 فصل را در رابطه با سياست مطرح می‌كند.

 حجت‌الاسلام والمسلمين مهاجرنيا:  خواجه‌نصير هم نيمی از كتاب اخلاق ناصر‌ی‌اش را از فارابی اخذ كرده است. افراد‌ی مثل «ميرداماد»، «ميرفندرسكی» و «ملاصدرا» كه بسياری از فلسفه سياسی‌ ملاصدرا عين فلسفه سياسی فارابی است و او بسياری از مطالبش را مستقيما از فارابی نقل می‌كند
عضو پژوهشكده انديشه و علوم سياسی قم گفت: بنابراين فارابی فلسفه سياسی‌اش را كاملا قرآنی و بومی كرده و به راحتی می‌توان گفت كه فلسفه سياسی فارابی نه تنها از قرآن جدا نيست، بلكه از قرآن اخذ شده است. هم‌چنين فارابی در مقدمه يكی از كتاب‌هايش به كسانی كه به او تهمت می‌زنند كه تو مقلد و طرف‌دار ارسطو هستی، صريحا می‌گويد: من به هيچ وجه مقلد ارسطو نيستم.

اين محقق و استاد حوزه و دانشگاه افزود: فارابی معتقد است كه تقليد در فلسفه، يك نوع كودنی است. فارابی می‌گويد: ارسطو يك‌سری كليات عقلی كه همه قبول دارند را گفته است كه من هم آن كليات را قبول دارم، نه اين‌كه پيرو ارسطو هستم. بنابراين به صراحت تصريح می‌كند كه آن خطوط كلی و آن بحث‌های فرا‌زمانی و فرا‌مكانی را كه ربطی به ارسطو و قبل و بعد او ندارد و يك بحث‌های قطعی و بديهی اولی است را همان‌طور كه ارسطو گفته من هم قبول دارم.  وی خاطرنشان كرد: در واقع ما يك مكتب فارابی داريم كه دقيقا بعد از فارابی شكل گرفته و فيلسوفان ايرانی مانند «ابوسليمان سجستانی»، «ابوريان توحيدی»، «ابن‌عامری»، «ابوعلی مسكويه» كه از فلسفه فارابی تأثير گرفته بودند، مكتب فارابی را تشكيل می‌دهند كه بعد از فارابی شكل گرفت و اين‌ها از پيروان مكتب فارابی محسوب می‌شوند. افرادی هم مثل ابوعلی سينا، خواجه نصير طوسی نيز بسيار متأثر از فارابی هستند.   مهاجرنيا در پايان سخنانش خاطرنشان كرد: خواجه‌نصير هم نيمی از كتاب اخلاق ناصر‌ی‌اش را از فارابی اخذ كرده است. افراد‌ی مثل «ميرداماد»، «ميرفندرسكی» و «ملاصدرا» كه بسياری از فلسفه سياسی‌ ملاصدرا عين فلسفه سياسی فارابی است و او بسياری از مطالبش را مستقيما از فارابی نقل می‌كند. اصولا فارابی بر كل فيلسوفان مسلمان مخصوصا فيلسوفان شيعی و ايرانی تأثير بسزايی گذاشته است.

 

منبع خبر: خبرگزاري ايكنا

 

 

 

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 10:22  توسط محسن .م   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM