سياستنامه اي در باب انديشه سياسي اسلام |
ولايت از نظر قرآن منشاء تحولات سياسي فرهنگي و مرزبندي هاي اعتقادي استولايت به عنوان يك مفهوم جامع و هويت ساز در ادبيات قرآني مورد بررسي قرار نگرفته است. معمولا در پژوهش ها و تحقيقات مربوط به «ولايت» تنها به بحث ولايت ائمه و به ويژه امير مومنان علي(ع) پرداخته مي شود و با رويكرد كلان همه جانبه نگر و انسان شناسانه و جامعه شناختي مورد توجه قرار نمي گيرد. در حالي كه براي درك انسان شناسي قرآني، بايد مفهوم ولايت در آيات مختلف قرآن را بررسي و هندسه انسان شناسي قرآن را از راه تأمل و دقت در اين مفهوم كليدي ترسيم كرد. از اين رو براي درك همه جانبه ولايت ابتدا بايد نگاه قرآن به انسان را دريافت و سپس در آن فضا جايگاه ولايت را در حيات انساني به تصوير كشيد. به نوشته استاد شهيد مطهري در كتاب «ولاء ها و ولايت ها» ايمان اساس ولايت مومنان است و ولايت به معناي محبت، مبتني است بر حب و بغض عقلي و نه احساسي و ناشي از علاقه به سرنوشت ديگري است. ايشان در بخش ديگري از نوشتار خود ولايت را به ولايت منفي و مثبت تقسيم مي كند و در توضيح ولاء منفي مي گويد: يك مسلمان در مواجهه با غيرمسلمان بايد متوجه باشد كه با يك بيگانه مواجه است. البته استاد مطهري ولاي منفي را با احترام به حقوق انسان ها از هر دين و ملت، متضاد نمي داند و عدل و احسان را در هر حالتي توصيه اسلام به مسلمانان، مي شمارد.به مناسبت فرارسيدن هفته ولايت،
در گفت وگويي با حجت الاسلام دكتر محسن مهاجرنيا، مسئول انجمن مطالعات سياسي حوزه علميه قم و صاحب نظر در انديشه سياسي اسلام، ولايت در قرآن را بررسي كرده ايم. حجت الاسلام دكتر محسن مهاجرنيامعتقد است ولايت از نظر قرآن منشاء تحولات سياسي فرهنگي و مرزبندي هاي اعتقادي است. اين گفت وگو از نظر شما مي گذرد.
ولايت در قرآن به چه معناست و در شمار مفاهيم اساسي كدام حوزه قرار مي گيرد؟در بخشي از آيات قرآن، سياسي بودن ولايت بسيار صريح است و كسي كه با ادبيات ديني و قرآني آشنا باشد اين صراحت را زودتر درك مي كند. به طور كلي در سرتاسر آيات ولايت تقابل هاي چالشي وجود دارد و گويا مرزبندي ها از ولايت شروع شده است. بحث ولايت از مضمون سوره كافرون آغاز شده است.
پس از اين كه پيامبر اكرم(ص) لجاجت قريش را ديد، دو نوع ولايت الهي و شيطاني را مطرح كرد و بين آن دو ديوار حائل كشيد و فرمود: «و لا انتم عابدون ما اعبد لكم دينكم ولي دين» نه ما شما را قبول داريم و نه شما ما را پس دين و آيينتان براي خودتان و آيين ما هم براي خودمان باشد . سپس به مومنان دستور داد كه هرگز تحت ولايت كفار قرار نگيرند و در يك حكم قطعي فرمود: «يا ايهاالذين آمنوا لا تتخذوا الكافرين أولياء» اي كساني كه ايمان آورده ايد كافران را ولي خود نگيريد. (نساء آيه ١٤٤)اگر به مصاديق ولايت توجه شود، مي بينيد ابتدا تقابل ارزشي ولايت بين آشكارترين دشمن خدا و مومنان با اهل ايمان يعني شيطان مطرح شد. سپس «اولياءا...» در مقابل «اولياءالشيطان» و «ولايت ا...» در مقابل «ولايت طاغوت» و در ادامه «حزب ا...» در مقابل «حزب شيطان» قرار گرفته است.
با توجه به نظر شما كه ولايت را مفهومي سياسي مي دانيد، آيا تقسيم بندي هاي ولايت در قرآن اختصاص به جامعه اسلامي دارد؟لذا در قرآن مي فرمايد «كفار اولياي يكديگرند» (انفال/٧٣) «يهود و نصارا اولياي همديگرند»(مائده/٥١) «پيروان شيطان اولياي همديگرند»، «ظالمين اولياي يكديگرند» (جاثيه/١٩) و در اين سو «مومنان اولياي يكديگرند» (توبه/٧١). آن چه جبهه اولياي شيطان را به همديگر متصل مي كند، همسويي آنان در مسير اوامر شيطان است و آن چه جامعه ولايي ايماني را مي سازد، همسويي مومنان در حركت بر محور دين خداست؛ پذيرفتن ولايت خداوند، كه در پذيرش ولايت پيامبر و ولايت ولي امر تحقق مي يابد. در فهم معناي ولايت در قرآن با تقسيم بندي هايي مواجه مي شويم كه تا معناي آن ها شفاف نشود به نظر مي رسد درك درستي از معناي اصطلاح ولايت نمي توان داشت.
اين تقسيم بندي ها چيست؟١ - تقسيم طولي ولايت به اعتبار واليان: در سوره مائده و سوره نساء دو تقسيم ثلاثي از ولايت مطلوب قرآن آمده است كه در يك مورد با هم اختلاف دارند. در آيه اول با امر به اطاعت، مي فرمايد: «يا ايهاالذين آمنوا اطيعوالله و اطيعواالرسول و اولواالامر منكم» (مائده/ ٥٥) در اين آيه ٣ ولايت: «ولايت ا...، ولايت الرسول و ولايت اولواالامر» بيان شده است و در آيه دوم از راه حصر ولايت مي فرمايد: «انما وليكم ا... ورسوله والذين آمنواالذين يقيمون الصلاة و يوتون الزكاة و هم راكعون» (نساء/٥٩) در اين آيه نيز به سه نوع ولايت«ولايت ا...، ولايت الرسول و ولايت مومنان(كساني كه نماز را برپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند)» اشاره شده است. اما در مورد ولايت منفي ابتدا«ولايت شيطان» قرار دارد و در طول آن «ولايت طاغوت» و «ولايت ظالمان» و «ولايت كفار» و «ولايت يهود» و «ولايت نصارا» مطرح شده است.
٢ - تقسيم ولايت به اعتبار مولي عليهم: در برخي از آيات با توجه به مبناي «پيروي از ولايت» تمام انسان ها به ٢ گروه عمده«اولياءالله» و «اولياء الشيطان» تقسيم شده اند كه در آيات مختلف به جاي«الله» و «شيطان» گاهي «اولياء» به مراتب بعدي واليان كه در بالا اشاره شد، نسبت داده شده است. همان طوري كه در آية الكرسي در سوره بقره به جاي اولياي شيطان به اولياي طاغوت تعبير مي كند:
«الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور والذين كفروا أولياءهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات» (بقره/٢٥٧) خداوند ولي كساني است كه ايمان آوردند، آنان را از تاريكي ها به سوي نور بيرون مي كند، و (اما) كساني كه كفر ورزيدند، اولياي آنان طاغوت است،(كه) آنان را از نور به تاريكي مي كشاند.
٣ -تقسيم ولايت به اعتبار غايت ولايت: در برخي از آيات قرآن رابطه «ولايت» با غايت «هدايت و ضلالت» به روشني بيان شده است و اين ها با دو اصطلاح رفتاري«اطاعت» و«تبعيت» رابطه مستقيم دارند. «ومن يضلل الله فما له من ولي من بعده»(شوري/٤٤) «فريقا هدي و فريقا حق عليهم الضلالة انهم اتخذوا الشياطين اولياء من دون الله»(اعراف/٣٠) جمعي را هدايت كرده؛ و جمعي ( كه شايستگي نداشته اند) گمراهي بر آن ها مسلم شده است. آن ها ( كساني هستند كه) شيطان ها را به جاي خداوند، اولياي خود انتخاب كردند؛ و گمان مي كنند كه هدايت يافته اند.«ان عبادي ليس لك عليهم سلطان الا من اتبعك من الغاوين»(حجر/٤٢) در اين جا بحث از تبعيت شيطان مطرح شده است.
٤ - تقسيم ولايت به اعتبار جبهه بندي: در سوره مائده مي خوانيم: « و من يتول الله و رسوله والذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون»(مائده/ ٥٥) يعني قرآن با انحصار ولايت در سه گروه مي فرمايد:كساني كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند پيروزند، زيرا حزب خدا و جمعيت خدا پيروز است. اين آيه به روشني ولايت پذيري، را به مفهوم حضور در جبهه و جمعيتي كه خداوند آنان را « حزب ا...» ناميده است، تعبير مي كند. قرار گرفتن صفت«حزب ا...» بعد از آيه ولايت، اين پيام را به همراه دارد كه معناي ولايت خدا و رسول خدا و مومنان خاص، يعني فرماندهي جبهه، و رهبري جمعيت اين سوي جبهه و سرپرستي حزب خدا در تقابل با حزب شيطان است. و در جبهه مقابل هم مي فرمايد: استحوذ عليهم الشيطان فانساهم ذكر الله اولئك حزب الشيطان الا ان حزب الشيطان هم الخاسرون (مجادله/١٩) شيطان (دل) آنان را سخت احاطه كرده است و فكر و ذكر خدا را به كلي از يادشان برد. آن ها حزب شيطان اند. آگاه باشيد كه حزب شيطان زيانكارانند.از اين دسته بندي و تقابل و جبهه بندي روشن مي شود كه مسئله ولايت در همه سطوح آن از نظر قرآن بسيار مهم تلقي مي شود. جنبه فاعلي و غايي ولايت در جوامع انساني نمود بيشتري دارند و جبهه بندي هاي اعتقادي و سياسي بين پيروان دو صف مقابل هم ناشي از آن دو است و به همين دليل مسئله ولايت نزد ما شيعيان اين اندازه اهميت يافته است.
گونه هاي مطلوب ولايت و اهميت ولايت را در قرآن بيان كنيد؟البته ممكن است مصداق ولايت مومناني كه در حال نماز زكات مي دهند بر همان اولواالامر منطبق شود كه در اين صورت ٣ سطح ولايت مطلوب خواهد شد. در هر صورت «ولايت» جامع دو نوع از ولايت يعني«ولايت رسول» و «ولايت ائمه يعني همان اولواالامر» است و در ادبيات فقهي ما امروز اين ولايت قدري ريزتر شده است و علاوه بر اقسام، «ولايت فقيه» و «ولايت مومنان» را هم داريم. مسئله ولايت از نظر قرآن امر بسيار خطيري است چون منشاء همه تحولات سياسي، فرهنگي و مبداء خط كشي هاي اعتقادي و سرآغاز جبهه بندي و ميزان تشخص هاي هويتي و قوام بخش دين، تلقي مي شود و شايد به همين دليل باشد كه قرآن در ميان همه نعمت ها و دستاوردهاي فيضاني و وحياني تنها به خاطر«ولايت رسول» و «ولايت ائمه» بر انسان ها منت گذاشته است و درباره رسالت و بعثت پيامبران مي فرمايد: « لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم» (آل عمران/١٦٤) و درباره امامت نيز مي فرمايد: «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين» (قصص/٦) اراده كرديم كه بر كساني كه در روي زمين مستضعف شده اند، منت بگذاريم و آن ها را امامان و وارثان قرار دهيم.
ولايت به معناي امامت چه ويژگي هايي دارد و مشخصه هاي آن چيست؟١ -امامت به دليل اهميت آن بايد منصوص از ناحيه خداوند باشد و خداوند هم آن را بلا تكليف رها نكرده است.
٢ - امامت امري درون ديني است و نيازمند به جعل و نصب الهي است بنابراين در مرحله ثبوت، مردم در مشروعيت امام نقشي ندارند اگر چه در مقام اثبات و تحقق خارجي امامت و ولايت موثرند.
٣ - امامت در حوزه تكوين به معناي آن است كه خداوند به ائمه، قدرت تاثيرگذاري در هستي را داده است و همان است كه ما در زيارت جامعه كبيره مي خوانيم «بكم فتح الله و بكم يختم الله و بكم ينزل الغيث و بكم يمسك السماء ان تقع علي الارض» اي ائمه(ع) همه قبض و بسط هاي عالم ،همه گشايش ها به واسطه شماست نزول برف و باران به يمن وجود شماست و اگر آسمان بر فراز زمين ثابت و استوار ايستاده است به خاطر وجود شماست و مي دانيم كه اگر شما نباشيد « لصاخت الارض باهلها» زمين با همه اهلش متلاشي مي شود.
٤ - امامت در حوزه تشريع به اين معنا كه ائمه(ع) بخشي از دستگاه قانون گذاري خداوند هستند.
٥ - با امامت دين كامل مي شود. آن جا كه فرمود: « اليوم اكملت لكم دينكم» امروز كه روز منصوب شدن امام علي(ع) به عنوان جانشين است دين كامل شده است.
٦ - در ماجراي رسالت خاتم الانبيا(ص) تام و تمام شدن نعمت الهي به واسطه تعيين امام و جانشين مماثل محقق شده است.
٧ -امامت همتاي رسالت است؛ امامت ادامه رسالت و همتاي آن تلقي شده است. از اين رو در ماجراي غدير خم به پيامبر اكرم، صلي الله عليه و آله، گفته شد: اگر نصب علي بن ابي طالب عليه السلام، را به دست خود انجام ندهي و ولايت را تبيين نكني اصلا به رسالت الهي عمل نكرده اي؛ يعني رسالت منهاي امامت معادل رسالت منهاي رسالت است؛ زيرا آن چه اساس رسالت را حفظ مي كند همان امامت است. « يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» (مائده/ ٦٧)
٨ -با تعيين امام علي(ع)، پيامبر(ص) خاطر جمع شد و خوفي نسبت به آينده دين نداشت.«والله يعصمك من الناس» خدا تو را از آسيب مردم حفظ مي كند. مقصود چه آسيبي است؟چون روزي كه پيامبر(ص) تنها بود و دشمنان مسلح بودند نترسيد.
از طرفي در حجاز آن روز به ويژه در اواخر دوران رسالت، يعني در حجةالوداع همه تسليم شده بودند و حجاز آرام شده بود و حضرت در اوج قدرت نامه رسمي به امپراتوري ايران و روم نوشت. معلوم مي شود نگراني پيامبر از خطر نظامي نبود؛ خطر سياسي و جوسازي مردم حجاز بود كه مبادا بر اثر ضعف فرهنگي دچار شبهه شوند و بگويند: رسول گرامي داعيه رسالت در سر پروراند تا مردم را محكوم خاندان خود و پسر عمو و داماد خود را جانشين خويش كند و امارت بر مردم را ميراث و موروث خاندان خود سازد و يا اين كه با انتصاب اميرالمومنين(ع) خداوند دين را از انديشه انحراف و دست اندازي كفار حفظ كرد.
اين ويژگي ها نشان مي دهد كه ولايت همواره استمرار دارد و در زمان غيبت نيز با عنوان ديگري مطرح مي شود؟اندیشههاي سیاسی مقام معظم رهبری كتاب ميشود
6 آذر 1387 ساعت 17:21
طرح تحقیق «اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری» به قلم حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن مهاجرنیا براي چاپ توسط انتشارات كانون انديشه جوان تصويب شد./
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن مهاجرنیا كه از سال گذشته در حال جمعآوري انديشههاي سياسي مقام معظم رهبري بوده ،اكنون پس از بررسي و انجام اصلاحات پيشنهادي، اين طرح را تكميل و آماده چاپ كرده است.
در دویست و دومین جلسه گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي كه به منظور انجام اصلاحات درخواستی شورای علمی گروه انجام گرفت، مقرر شد حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهاجرنیا نظرات ارزیابان کانون اندیشه جوان را نیز در تحقیق خود مدنظر قرار دهد.
در پايان جلسه، چاپ اين كتاب در 117 صفحه توسط انتشارات كانون انديشه جوان تصويب شد.
پيش از اين اثر، كتاب «دولت در انديشه سياسي فارابي» به قلم حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن مهاجرنیا منتشر شده
است.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|