بيست سال زعامت معنوی مقام معظم رهبری

شنبه 16 خرداد 1388 13:13:46             شماره‌ خبر :416566 /13

مدير گروه سياسی پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامی:

 

انديشه امام راحل در سياست خارجی به مقام معظم رهبری انتقال يافته است 

گروه سياسی: مهاجرنيا گفت: در مسائل بين‌المللی انديشه امام به مقام معظم رهبری انتقال يافته است، ايشان نه نگاه احساسی به مسائل خارجی دارند و نه آنقدر آن را بزرگ فرض می‌كنند كه بخواهند عقب نشينی كنند.

حجت‌الاسلام والمسلمين محسن‌مهاجر‌نيا مدير گروه سياسی پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامی در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در بررسی ابعاد رهبری مقام معظم رهبری در بعد جامعه‌شناختی گفت: مقام معظم رهبری در مسائل جامعه‌شناختی نقش يك طبيب را دارد و معظم‌له استناد می‌كنند به حديثی از حضرت علی(ع) كه فرمودند، «طبيب دوار بطبه».

مهاجرنيا در اين خصوص گفت: طبيب كسی نيست كه منتظر بيمار بنشيند بلكه خودش به دنبال مريض برای درمان كردن می‌گردد و مقام معظم رهبری در خصوص مسائل اجتماعی و مشكلات هم‌چون يك طبيب متخصص با پشتوانه تخصص و تجربه مشكلات را شناسايی و ريشه‌يابی می‌كنند.

 وی با اشاره به اينكه مقام معظم رهبری پس از ريشه‌يابی معضلات، سراغ بازسازی نظام مطلوب می‌روند، گفت: بساری از جامعه‌شناسان ابتدا تجويز می‌كنند و بعد به سراغ جامعه می‌روند اما مقام معظم رهبری ابتدا مشكل را می‌بينند، بعد ريشه‌يابی می‌كنند و سپس نظام مطلوب را بازسازی می‌كنند و نهايتا تجويز می‌كنند. به اين جهت است كه من می‌گويم ايشان حاكميت انديشه بر عمل دارند. مهاجرنيا به موضوع تهاجم فرهنگی اشاره كرد و گفت: تهاجم فرهنگی سال‌ها دغدغه همه بود و همه آن را می‌ديدند اما مقام معظم رهبری ديدند تهاجم فرهنگی از حالت طبيعی خارج شده است و تبعات جهانی شدن نيست بلكه يك توطئه پشت آن است، ايشان بلافاصله نظام مطلوب را بازسازی كردند و راه برون‌رفت را برای نظام ترسيم كردند.

وی در ادامه به بررسی مسائل بين‌المللی پرداخت و گفت: در اين مسائل هم مشی مقام معظم رهبری حاكميت انديشه بر عمل است و در مسائل بين‌المللی انديشه امام به مقام معظم رهبری انتقال يافته است، معظم‌له نه نگاه احساسی به مسائل خارجی دارند و نه آنقدر آن را بزرگ فرض می‌كنند كه بخواهند عقب‌نشينی كنند.

مولف كتاب انديشه سياسی مقام معظم رهبری، خاطره‌ای را از نطق تاريخی معظم‌له در سازمان ملل نقل كرد و گفت: مقام معظم رهبری خودشان نقل می‌كنند زمانی كه می‌خواستند به سازمان ملل بروند خدمت امام خمينی(ره) رفتند، امام مكتوب نطق را خواندند و گفتند خيلی قشنگ است اما يك حاشيه زدند كه در مورد دين و سياست هم مطلبی اضافه كنيد.

مهاجرنيا افزود: مقام معظم رهبری فرمودند من با خودم گفتم دين و سياست چه ربطی به مسائل جهانی دارد، اما به دليل اينكه امام فرموده بودند من هم اضافه كردم و وقتی به سازمان ملل رفتم ديدم امام خمينی عجب روح بلندی دارند و يكی از دغدغه‌های مهم و بحران‌های جهان جدايی دين از سياست است. همين انديشه از امام راحل به مقام معظم رهبری انتقال يافته است.

وی در خصوص مديريت جريان‌های داخلی از سوی مقام معظم رهبری گفت: در زمان بيست سال رهبری مقام معظم رهبری، سه دولت با سه نوع خط مشی داشتيم، دولت سازندگی، دولت اصلاحات و دولت اصول‌گرا، اما مقام معظم رهبری به گونه‌‌ای مديريت می‌كنند كه افراط و تفريط‌ها آرام و هضم می‌شود. مهاجرنيا تاكيد كرد: برخی از اين افراطی‌گری‌ها به حدی بود كه عده‌ای در ان زمان بيم اتفاقات خطرناكی را برای نظام داشتند اما درايت مقام معظم رهبری اين جريانات را تبديل به سوپاپ اطمينان كرد و امروز همان كسانی كه نگران بودند می‌گويند اگر اين تغييرات از سوی دولت‌ها انجام نمی‌شد امروز انقلاب دچار بحران می‌شد. وی در پايان خاطرنشان كرد: تدبير مقام معظم رهبری عقده‌های متراكم را تعديل كرد و در جايی هم بسياری از رفتارهای عجولانه دولت‌ها را متعادل كردند كه در نهايت آينده انقلاب تضمين شد.

 

ادامه دارد...

بيست سال زعامت معنوی مقام معظم رهبری/18
محسن‌مهاجرنيا:

مقام معظم رهبری در بين روشنفكران شخصيت‌ بی‌نظيری است

گروه سياسی: مهاجرنيا با اشاره به اينكه مقام معظم رهبری در بين روشنفكران شخصيت‌ بی‌نظيری است، گفت: متفكران جهان در عصر كنونی يا گرفتار نوگرايی شده‌اند يا گرفتار سنت‌گرايی هستند، اما مقام معظم رهبری معتقدند ما روشنفكری دينی داريم.

 

حجت‌‌الاسلام ‌والمسلمين محسن‌مهاجرنيا مدير گروه سياسی پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامی در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در بررسی رهبری آيت‌الله خامنه‌ای به بررسی انديشه ايشان پرداخت و گفت: مقام معظم رهبری جمع بين حداثت و اصالت دارند كه همان جمع بين جديد و قديم است.

مهاجرنيا با اشاره به اينكه مقام معظم رهبری در بين روشنفكران شخصيت‌ بی‌نظيری است، افزود: متفكران جهان در عصر كنونی يا گرفتار نوگرايی شده‌اند يا گرفتار سنت‌گرايی هستند، اما مقام معظم رهبری معتقدند ما روشن‌فكری دينی داريم .

وی ادامه داد: متاسفانه برخی در داخل می‌گويند روشنفكری دينی پارادوكس است يعنی اگر روشنفكری شد ديگر دينی نيست، اما مقام معظم رهبری در يكی از سخنرانی‌ها به طور مفصل بيان كرده‌اند كه ما روشن‌فكری‌ دينی ‌حوزوی داريم.

مهاجرنيا با اشاره به اينكه تعبير روشن‌فكری‌ دينی ‌حوزوی را تاكنون هيچ كس به كار نبرده است، گفت: مردم‌سالاری‌ دينی را هم برخی، از محصولات نوگرايی می‌دانند اما مقام معظم رهبری مباحث را كاملاً درون‌دينی می‌كنند. معظم‌له معتقدند مسئله مردم‌سالاری دينی از آموزه‌های قرآنی است و آن را مركب نمی‌دانند بلكه يك امر بسيط می‌دانند و معتقدند يك عبارت است و مسئله‌ای نيست كه ما از غرب گرفته باشيم بلكه ما در متن دين، مردم‌سالاری داريم كه كامل‌تر از غرب است.

اين محقق دينی با اشاره به اينكه عده‌ای آزادی را در مقابل دين می‌دانند، گفت: مقام معظم رهبری معتقدند آزادی دقيقا مبتنی بر آموزه‌های قرآنی است و اگر آزادی را از دين جدا كنيم، ديگر دين نيست؛ بلكه بردگی است و آزادی عين عدالت است.

مهاجر‌نيا موضوع بعدی بحث خود را به سياست خارجی در رهبری مقام معظم رهبری اختصاص داد و گفت: دوران بيست سال رهبری مقام معظم رهبری مصادف با يكی از پرتلاطم‌ترين دوران‌های تاريخ جهان است، از سال 1991 با فروپاشی شوروی كه مصادف است با رهبری حضرت آيت‌الله خامنه‌ای(مد ظله‌العالی) جهان به سمت تك‌قطبی شدن حركت می‌كند.

وی ادامه داد: از سوی ديگر در جهان اسلام شاهد جنگ‌های فراوانی بوديم، نمونه آن‌ها اشغال عراق و افغانستان است كه به دليل مجاورت با كشور ما، می‌توانست تاثيراتی بر ايران داشته باشد.

مهاجرنيا با اشاره به اين موضوع كه هزينه هر دو جنگ از سوی آمريكا تامين شد، گفت: نكته جالب اينجا‌ست كه دو دشمن ما يعنی طالبان وهابی و صدام كه جنگ 8 ساله را به ايران تحميل كرد در اين دو كشور اشغال شده بودند، و مقام معظم رهبری با تعبير زيبايی فرمودند دو دشمن ما با دست دشمن ديگری نابود شدند.

وی افزود: در حالی كه آمريكا ماليات كشورش را صرف اين جنگ‌ها كرده است، ايران بدون اينكه دخالتی داشته باشد، نيروهای خودش را به عنوان مسئولين دولتی در عراق حاكم كرده است و امروز آمريكا به ايران التماس می‌كند كه امنيت را در عراق تامين كند، اين‌ها همه مديون رهبری مقام معظم رهبری است.

مهاجرنيا با بيان اين توضيح كه پيش از حمله آمريكا به افغانستان، در افغانستان اسم تشيع مساوی كفر بود، گفت: اما امروز بسياری از شيعيان آنجا حكومت می‌‌كنند. آيت‌الله محسنی و آيت‌الله بهشتی تلويزيون دارند و صدای « اشهد ان علی ولی الله» در اين كشور پخش می‌شود، بسياری از طلبه‌های قم امروز در مجلس افغانستان مسئوليت‌های برنامه‌ريزی را بر عهده دارند.

وی در پايان تاكيد كرد: در ابعاد ديگر هم با بسياری از كشورها چالش داشتيم كه همه اين‌ها به گونه‌ای با راهنمايی‌ها و هدايت‌های مقام معظم رهبری منتفی شد.

 

متن سخنرانی در همایش بیروت

   الفلسفة السیاسیة فی فکرالامام الخامنئی

۱۷ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ به وقت لبنان در همایش التجدید و الاحتهاد فی فکرالامام الخامنئی

لقد كان فيثاغورس أوّل من أسمى نفسه بالفيلسوف، وكان قد  شبّه الحياة الاجتماعيّة بسِباق يشترك فيه ثلاث طوائف: الأولى: جماعة حضرت لتكون طرفاً في هذا السباق، والثانية: جماعة حضرت لتتاجر بالتذاكر وبطاقات الدخول، والثالثة: جماعة قدمت للتفرّج والمشاهدة. وقد رأى أنّ الفلاسفة كالطائفة الثالثة، يلاحظون الكون من زاوية المشاهد والمتفرّج من الأعلى، ويحكمون ويقضون وفقاً لذلك.

وقد شبّه الإمام الخامنئيّ الحياةَ الإنسانيّة بجملتها بالقافلة التي لها نقطة انطلاق، وغاية عليا؛ حيث تسير الخليقة نحوها بأجمعها. وقد شبّه المجالَ الواقع بين المبدأ والمعاد بمخيّم أو معسكر سائر باتجاه الغاية الإلهيّة: ﴿كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ﴾ [سورة الأنبياء: 93]، ﴿وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ﴾ [سورة النور: 42]. وما من شكّ في أنّ سعادة كلّ إنسان رهينة بأن يعرف هذه الغاية، وأن يَتناغم سلوكه الاختياريّ معها.

إنّ دور الأنبياء والحكماء والفلاسفة هو أن يُنيروا للبشريّة طريق هذه الغاية العليا، وأن يُذكّروه ويُنبّهوه بأنّ جميع ما وقع تحت اختياره من نعمٍ ظاهرة وباطنة ليست إلا وسائل ومعدّات اتيحت له من أجل أن تُعينه في سفره، ومن أجل أن يَشقَّ طريقه نحو الهدف بيسر وسهولة.

ومن هنا، فإنّ بين «الفيلسوف السياسيّ» في رؤية الإمام الخامنئي، و«المشاهد المتفرّج» عند فيثاغورس فرقاً؛ فالفيلسوف في رؤية سماحته: ذلك الإنسان المسؤول الذي يستجمع في شخصيته الخصائص والمِيزات التالية:

أولاً: الفيلسوف ليس متفرّجاً عديم المسؤوليّة؛ بل هو إنسان مسؤول، ملتزم، وصاحب همّ.

ثانياً: الفيلسوف لا يفكّر في فراغ؛ بل إنّ فكره على صلة مباشرة بالحِراك والنبض الاجتماعيّ.

ثالثاً: الفلسفة السياسيّة مبنيّة على أسس فكريّة وعقائديّة.

رابعاً: تبلورت الفلسفة السياسيّة وفق مبادئ الحرّيّة والشَجاعة في الفكر والعمل.

خامساً: الفيلسوف السياسيّ ناقد، ومُنظّر، ومنتِج.

سادساً: الفيلسوف السياسيّ يحمل في جُُُعبته ذاكرة تاريخيّة وثقافيّة.

سابعاً: الفلسفة السياسيّة منظومة منسجمة لا تقبل التناقض.

أمّا التأملات الفلسفية في موضوع السياسة وشؤونها فهي جانب من الموضوعات التي شغلت الفكر البشريّ على مر التاريخ. وإنّ المفکّرين في العالم الإسلاميّ على ثلاث طوائف:

ألاولی: بعضهم تناولوا الفلسفة كفرع معرفيّ فنّيّ، جعلوا منه محوراً لدراساتهم وبحوثهم.

الثانية: بعضهم لم يغضّوا الطرف عن الأبحاث السياسيّة، وأدلوا فيها بدلوهم بنحو أو بآخر.

الثالثة: بعض المفکّّرين لم يكتفوا بمزاولة الفكر في المجال السياسيّ، بل قاموا بتأسيس فلسفة سياسيّة، تلبّي الحاجة الفكريّة والعمليّة للمجتمع الإنسانيّ.

وعندهم،السؤال المرتبط بالسياسة ليس يعني التموضُع في إطار الفلسفة السياسيّة - بما هي فرع معرفيّ وفنّيّ - ، وإنّ الفلسفة السياسيّة ليست مجالاً ومنتدىً مُغلقاً يختصّ به الفلاسفة، ليتناقشوا تحت قبّته في أمر الفلسفة، بل إنّها نِتاجٌ لحوار جارٍ بين المواطنين، مقدّم في قوالب المفاهيم الفكريّة ومصطلحاتها.

فالسؤال الأساسي عندالطائفة الاخیرة ، حول غایة تشکُل حياة الإنسان في المجتمع السياسي و کیفیتها. وتحديد أفضل نماذج الحياة الاجتماعية والمثال الأعلی للأنظمة السياسية. ولعل هذا هو السبب في استمرار السلطة بوصفها قضية هامة من قضايا الفلسفة السياسية. والسؤال الآخر الذي يطرح هنا يتعلق بمؤسسات السلطة  وکيفية تطورها في المجتمع المدني.

وهکذا يتحول التفکير في السياسة إلی عملية فلسفية، والفکر الفلسفي عملية فردية لها مفهوم جماعي، لأنها تتحدث عن مفاهيم کلية  وکونية. بعبارة أخری إن سؤال عن حياة البشر کلهم سؤال فلسفي له دلالات مختلفة في مختلف المجتمعات السياسية.

إن سؤال السياسة سؤال يخص المجتمع الإنساني بأسره، والفيلسوف هو الذي يبحث عن إجابة أو إجابات لهذا السؤال المشترک، وهو يحاور الآخرين بعقلية منفتحة وتفکير حر. ويحتاج الفيلسوف  في سعيه للإجابة عن سؤال السياسة إلی الفکر السياسي والفلسفة السياسية.

وبما أن الفيلسوف نفسه مواطن المجتمع السياسي وابن عصره، فبإمکاننا القول إن الفلسفة السياسية نفسها ابنة العصر والمجتمع السياسي. بعبارةٍ أخری، بقدر ما واکبتِ السياسةِ الإنسان طيلة القرون المتمادية بوصفها آليات لتنظيم المجتمع، بقدر نفسه واکبه السؤال الفلسفي عن السياسة في المجتمعات السياسية

وتختلف الفلسفة السياسية عن العلوم السياسية، فالمقصود بالعلوم السياسية معرفة معطيات العمل السياسي وهذه المعرفة تهتم بآليات اتخاذ القرارات السياسية، دون أن تهتم بجوهر السياسة، في حين أن الفلسفة السياسية تتناول ماهية السياسة ومفهومها وتطور هذا المفهوم. ولعل هذا هو السبب في ابتعاد الفلسفة السياسية عن الروتين السياسي واصطباغها باللون النظري الکلي وموقفها النقدي من السياسة.

لکل مفکر و مدرسة فکرية فلسفته السياسية، فالفلسفة السياسية المسيحية تبحث عن الحکومة المدينة في ماوراء هذا العالم، دون أن يهمها الشأن العام، فهي تتحدث عن  القوانين الإلهية، ودور الکنيسة هو بناء جسور بين الإرادة الإلهية وإرادة الناس. في المقابل يبحث الفلسفة السياسية الحديثة في الغرب عن مجتمع دنيوي علمانی ، أما مفهوم السياسة في الفلسفة السياسية للإمام الخامنئی فتستوعبه منظومة تزيل المسافة بين مبدأالإنسانی و مقصدالهی ، إذ لا يضع سلطة الرب أمام سلطة الإنسان. ولا تتعدی غاية العمل السياسي في هذه الفلسفة الحصول علی حياة معنوية ملؤها السعادة، فالعمل الإنساني هنا لا يساوي شياً إذا لم يکن في سبيل الله

فتَنقذُالفلسفة السياسية للامام الخامنيي السياسةَ من متاهة المسافة بين المبدإ والمقصد وتنهي السيادة  المطلقة لنظريات الکونية البطلميوسية ونظريات آباء الکنايس في القرون الوسطی و النظريات المادية المبنية علی العقد الاجتماعي.، و حققت هذه الفلسفة السياسية نجاحها الباهر هذا من خلال نقدها للأفکار الکونية اليونانية الرومانية، والأفکار الإلهية المسيحية والنظريات العقلية السياسية للمفکرين الغربيين. ويؤسس الامام الخامنيي عبر استلهامه التعاليم الإسلامية نظرية "الإنسان الإلهي"و"المجتمع الالهی" و"النظام الالهی" إذ لا يحتل الحق الطبيعي مکان الحق الإلهي، بل يتوحد الحقان. وطرحت الفلسفة السياسية للامام السیدالخامنيي من خلال خمسة مجالات هي:

  1ـ النظام الفکري الذي يبين مفاهيم التفکير والمنظومة الفکرية وماهيتهما.

2ـ نظام المجتمع الذي يهتم بمقولات خمس هي:"العلاقة بين مجالي الحق الفردي و الحق الاجتماعي العام" و"علاقة الدين بالسياسة" و"القانون" و"العدالة" و"الأمن

3ـ نظام المواطنة الذي هو ضمن الفلسفة السياسية،وبني علی مفاهيم مثل حق المواطنة والکرامة والحرية والمشارکة

4ـ نظام المملکة و هو النظام الذي يتناول السلطة السياسية و دورها في إدارة المجتمع، کما يتناول أصناف الأنظمة السياسية، وينتهي بطرح نموذج الديمقراطية الدينية علی ثوابت مأخوذة من النظام النيابي و نظام ولاية الفقية، وبني هذا النموذج علی اثني عشر مبدأ، هي "سيادة الدين" و"سيادة الفضيلة" "سيادة الغاية" و"سيادة الأکفاء" و"سيادة الواجب" و"العدالة"و" رضی الناس"و"الهداية" و"الحق" و "الإيمان الديني" و "انتخاب الناس" و

5ـ نظام السعادة الذي بني علی خمسة مفاهيم غايية وهي الکمال والسعادة و الحياة الطيبة و الفضيلة و الخير. فالفلسفة السياسية للسیدالقائد مَبنيّة علی الغايات الفاضلة.

وأخيراً

تسعی الفلسفة السياسية للامام القائدالخامنيي المستلهمة من القِيم الإسلامية إلی الإجابة المعنوية عن نوعية الحياة المشترکة، کما تحاول تقديم نموذج للمجتمع المثالي وحياة المواطنة و نظام الحکم و تبيين السعادة الحقيقية. ويَحظی السیدُالقائدُ بموقعِ مرموقٍ في تطور نظرية ولاية الفقيه ضمن الديمقراطية الدينیة. والديمقراطية الدينية في فلسفته السياسية أمر يَنبع من داخل الدين الإسلامي ويعادل مفهوم الولایة ، و ولاية الفقيه من مصادیقها. بما أنّ الماهية الدينية للديمقراطية الدينية تقتضي سيادةُ الدين و قيادةُ دينية، فالديمقراطيةِ الدينيةِ تعادل الديمقراطية الفقهية، خاصة و إنّ القيادةَ الدينيةَ في عصرِ الغيبةِ للفقيه. إذن نحن أمامَ ديمقراطيةِ يحکم فيها الوليُ الفقيه. ومواکبةُ سيادة الشعب  في هذه الديمقراطية مع حکم الفقيه نظرية حديثة أسَّسها الإمامَُ الخميني رضوان الله علیه، ثم جاء بها الامامُ الخامنيي حفظه الله تعالی وتَبنّاها

نکتفی بهذه المقدار لنقدم النص الکامل ضمن کتاب المؤتمر انشاء الله

مركز امور مساجد و فرهنگ سازی پیرامون مهدويت در گفتگو با گلبانگ مسجد

‫ حجت االسالم و المسلمين دكتر مهاجرنيا ‫كه از تحصيل كرده هاي حوزه و دانشگاه است و در اين بخشها به تدريس ميپردازد، به‫واسطه تدريس و فعاليتهاي جانبي تخصص ‫زيادي درباب انديشه مهدويت كسب كرده‫است. او اكنون به غير از سمتهاي ديگر، ‫مسئول انجمن های علمی حوزه و عضو هيات‫علمي پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامي ‫است. با وي درباره نقش مساجد در شناسندن‫بيشتر امام زمان (عج) به جوانان و فعاليت ‫مساجد در باب تبيين مهدويت گفت وگو‫كرده ايم كه در پي ميخوانيد:

 ‫نقش مساجد در روشنگري و شناسندن بيشتر امام زمان (عج) به جوانان چيست؟

‫در بحث نقش مساجد در مسايل ديني، از جمله معرفي امام عصر(عج) و بقيه مسايل و ارزشهاي

‫ديني، بايد ابتدا قدري راجع به « مسجد » گفت. ‫مسجد اصوال در بين ارزشهاي اسالمي و فرهنگ

‫ديني ما يك نماد و سنبل است و بيان كننده مقام و ‫ارزشهاي ديني و مذهبي است. اگر بخواهيم مسجد

‫را در كنار بخشي از عبادات،ارزشها و دستورالعمل ‫ديني قرار دهيم بايد ابتدا مشخص كنيم كه

‫دستورالعمل ها دو دسته هستند: برخي عبادات ‫محض ماننده روزه گرفتن است كه يك تكليف

‫ديني است و انجام ميشود، اما بخشي از عبادات يا ‫ارزشهاي ديني چگونگي و يا هويت خاصي دارند و

‫بيان كننده مسايل ديگري هستند،به تعبيري جنبه ‫سمبليك دارند، مانند نمازهاي جمعه و جماعت،

‫كه ضمن آنكه عبادت هستند ابعاد ديگري دارند. ‫درواقع يك نوع انس، الفت و عبادت مدني را ترويج

‫ميدهد و ابعاد بيروني عبادت محسوب ميشود. ‫همانطور كه ميدانيد مسجد از سجده گرفته شده و

‫يك حالت سمبليك و نماد گردهمايي است و محل ‫تجمع عابدان و زاهدان است كه دورهم جمع شده

‫و به عبادت ميپردازند كه خود آثار و بركاتي دارد. ‫زيرا وقتي انسانها به قصد يك تكليف عبادي دور هم

‫جمع ميشوند، ضمن آنكه تاكيد ديني است، يك ‫گردهمايي خواهد بود كه موجب انتقال ارزشهاي

‫ديني به نسل جديد و كساني كه تازه با مسجد ‫ارتباط برقرار كردهاند، ميشود.

‫مسجد ۱۴۰۰سال است كه كار ميكند و در اين ‫سالها آدمهاي زيادي آمدند و رفتهاند و عدهاي از

‫گردونه خارج و عدهاي جديد وارد شدهاند و دائما ‫اين مسجد در حال چرخش بوده و همين چرخش،

‫فرهنگ سازي ميكند، لذا ميتوان گفت كهنترين ‫نماد فرهنگ سازي و تعليم و تربيت« مسجد » است

‫و درانتقال ارزشهاي ديني و روشنگري و فرهنگ ‫سازي و آموزش بسياري از ارزشها و هنجارها موثر

‫بوده است. عالوه بر اين به دليل آنكه در صدر اسلام ‫اولين مسجدي كه پيامبر(ص) ساخت،

 محل‫اداره زندگي اجتماعي بود، يعني هم دارالعماره ‫حكومتي بود و از همان مسجد قبا و ديگر مساجد

‫بعدي فرمان جنگ و جهاد و ديگر تصميمات ‫اتخاذ ميشد، جايگاه خاصي پيدا كرد. پيامبر

‫اكرم (ص) در مسجد دستوالعملهاي ديني را به ‫مردم انتقال ميدادند و در همين مسجد مسايل

‫شوراها و مسايل حكومتي را بررسي و به سرانجام ‫ميرساندند و در زماني هم مردم را براي مشورت

‫و به تعبير امروزي نوعي دموكراسي و جلب افكار ‫عمومي ميطلبيدند. در همين مساجد مردم در‫محافل مذهبي و حرمهاي مربوط به اهل بيت جمع ‫ميشوند و به سخنراني ها و ادبيات ديني گوش

‫ميدهند. بنابراين مسجد تنها محل اجتماع نيست ‫بلكه يك جايگاه مقدس است كه عالوه بر تقدس

‫ذاتي كه دارد – و هركس كه ميخواهد به آن وارد ‫شود با خضوع و خشوع و طهارت وارد ميشود-

‫آموزههاي ديني توسط عالمان ديني و فقهاي ‫اسالمي در اين محل انجام ميگيرد. برهمين اساس

‫نيز نقش مهمي در روشنگري و انتقال مفاهيم و ‫تعاليم ديني و انسان سازي – كه در مكتب اسالم به

‫آن توصيه شده- برعهده دارد. ‫

پس از پيروزي انقالب اسلامي چقدر به نقش مساجد توجه شد؟

انقلاب اسلامی ز اين قضيه را به خوبي درك كرد. همانگونه كه امام (ره) گفتند: « مسجد سنگر

‫است، سنگرها را حفظ كنيد». درواقع سنگر براي ‫مبارزه با شيطان، نفس عماره و دشمنان خارجي

‫است. در 8 سال دفاع مقدس ديديم كه مساجد توانستند به خوبي اين نقش را ايفا كنند و در طول

‫اين سالها به خوبي كار كردند و پس از آن هم به ‫پايگاه مقاومت بسيج تبديل شدند، لذا مسجد از اين

‫جهت نيز يك جنبه نمادين دارد و تاثير بسزايي در ‫تاريخ اسالم داشته است. بنابراين متوليان مساجد

‫بايد تالش كنند مسجد را از حالت عبادت محض به ‫همان فلسفه اجتماعي و مدني بر گردانند.

‫در اوايل انقلاب شعار« انجز وعده» مرسوم ‫شد. اينكه در اوايل انقالب به صورت دسته جمعي

‫دستها را باال ميكردند و اين شعار را ميخواندند ‫كه همين به ميزان زيادي در اتحاد تاثيرگذاشت و در

‫تحكيم وحدت و باورهاي ديني بسيار موثر بود، لذا بايد برگرديم به آن زمان و از كشيده شدن هرگونه

‫بحث سياسي و جناحي و روزمره - كه معموال در‫اجتماع به وجود ميآيد و بعداز مدتي هم پايان

‫ميپذيرد- به مساجد پرهيز كنيم. زيرا مساجد ‫محل عبادت و بندگي خدا و كارهاي مدني است و

‫براي تقويت روح انسان است. بنابراين بحثهايي كه ‫موجب تفرقه ميشود و عدهاي را از مسجد گريزان

‫ميكند، نبايد مطرح شود.‫امروز يكي از مهمترين مسايل كه بايد در مساجد مطرح شود بحث« مهدويت » است. ذهنيت همه ‫شيعيان اين است كه امام زمان ميآيد و جهان را پر ‫از عدل و داد ميكند، اما برخي به غلط چنين تصور ‫ميكنند كه امام زمان ميآيد و سر همه را با شمشير ميزند. لذا مجموعه اين ادبيات و تصحيح اعتقادات ‫مردم بايد در مسجد انجام گيرد، زيرا در مدرسه ‫و دانشگاه چنين بحثهايي كمتر مطرح ميشود ‫بنابراين بهترين جايي كه ميتوان اين آموزههاي ‫ديني را تصحيح كرد، مساجد هستند. مسجد

‫محلي است كه افراد آزادانه و با اراده خود به صورت ‫داوطلبانه جمع ميشوند و بدون هيج اجباري به

‫سخنان گوش ميكنند‫در حال حاضر مساجد چه ميزان بر ‫روي بحث مهدويت كار كردهاند و به نظرشما

‫چه براي جلب جوانان به مساجد و بيان اين ‫مباحث چه بايد كرد؟ درباره مهدويت متاسفانه ما خيلي ضعيف كار ‫كردهايم آن چيزي كه االن در جامعه ما وجود دارد، عمدتا به اعتقادات مردم بر ميگردد. يك اعتقادات‫هميشگي بوده و مردم با اين ادبيات،مهدويت را قبول دارند كه بخشي هم در مساجد بوده است، اما بر روي ‫ادبيات علمي، مكتوب و تحقيقي خيلي كار نشده است.اگرادبيات مهدويت به جامعه منتقل شود،فوق العاده جامعه را متحول ميكند. همانگونه كه ديديم جواني كه به جبهه ميرفت شايد خيلي اصول علمي ‫از دين را نميدانست اما وقتي در جبهه 4 بار «يا مهدي» ميگفت و صحنههاي شور حماسي را مي ‫ديد و توسط روحانيون و افراد مومن درباره مهدويت ميشنيد، تا چه ميزان متحول ميشد و دست به ‫چه ازخود گذشتگي هايي ميزد. بنابراين ادبيات مهدويت بسيار تاثير گذار است اما متاسفانه ما هيج‫كاري نكرده ايم

‫در آغاز غيبت علماي زيادي در اين باب تحقيق كردند و كتاب نوشتند، اما اكنون وقتي در جامعه

‫ميآييم ميبينيم كه جوانان ما خيلي با مهدويت ‫آشنا نيستند و جز مواردي كم اطالعاتي ندارند

‫درحالي كه در روايات داريم كه اگر امام عصر(عج)‫نبود، زمين هم متلا شي ميشد و رزق و روزي

‫قطع ميشد در زيارت جامعه كبيره داريم كه «بِكم فتح الله وبِكم يختم» ، يعني همه گشايشها

‫و همه پايانها و همه بركات به واسطه شماست. ‫اينكه افلاك و كرات به صورت منظم و ثابت حركت

‫ميكنند و آسمانها در باالي زمين قرار گرفتهاند به واسطه وجود شماست.

‫اين موارد معارف ديني است كه بايد شكافته شود،‫جواني كه ميگويد « مهدي بيا» بايد به خوبي به اين

‫مسايل اشراف و آگاهي داشته باشد . به عنوان مثال ‫ما در طول 03 سال نتوانستيم جهان را پراز عدل

‫كنيم چگونه ميشود در عرض 7 سال يا رواياتي ‫ديگر 81 سال، جهان را پر از عدل و داد كرد. اين نياز

‫به توضيح دارد و بايد روي روايات مهدويت كار كرد ‫و بايد ديد چگونه ميشود در طول اين مدت كم، در

‫مقابل اين همه ظلم ها و ستمها و در برابر ابرقدرتها ‫و جهاني كه امروز بخش عظيمش با كفر و بت

‫پرستي اداره ميشود. به عنوان مثال در چين با اين ‫همه جمعيت فراوان بت پرستي حاكم است چگونه

‫ميشود كه در مدت كمي بت پرستي را از بين ‫ميبردو در مقابل كفر و استبداد و استكبار ميايستد

‫و جهان را پر از عدل و داد ميكند، اين آموزههاي ‫ديني نياز تبين دارد كه يكي از جايگاههاي تبين

‫آنها مساجد است.

‫ائمه جماعات در اين بين چه نقشي دارند؟

‫اطلاع دارم كه مركز رسيدگي به امور ‫مساجد دوره هاي آموزشي براي ائمه جماعات

‫مساجد كل كشور برگزار مي كنند و يكي از‫بحث هايشان هم مهدويت است كه مي تواند

‫تاثير زيادي در فرهنگ سازي و ارتقاء جايگاه ‫مسجد در شهرستانها باشد.

---------------------------------------------------------------------------------------

گلبانگ مسجد ‫پنجشنبه7 مردادماه ۱۳۸۹‬ ‫سال هشتم شماره 453‬

در گفت‌وگو با فارس

الگوي توسعه غربي بر سكولاريسم و اومانيسم مبتني است

خبرگزاري فارس: عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با بيان اينكه الگوي توسعه عدالت‌محور اسلامي بر نقش عقلانيت ديني تأكيد دارد، اظهار داشت: الگوي توسعه غربي بر سكولاريسم و اومانيسم مبتني است.

حجت‌الاسلام والمسلمين محسن مهاجرنيا، عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در گفت‌‌وگو با خبرنگار آيين و انديشه خبرگزاري فارس در مورد الگوي توسعه عدالت‌محورانه ‌اظهار داشت: واقعيت آن است كه توسعه از بحث اقتصادي يا سياسي محض خارج و تبديل به يك مقوله فلسفي شده است.
وي در ادامه افزود: اگر توسعه را به مفهوم فرايندى اجتماعى مبتنى بر عقلانيت بدانيم كه در آن، جامعه از وضعيت غيرعقلانى نامطلوب به سوى وضعيت عقلانى مطلوب گذر مي‌كند. آنگاه مفهوم توسعه غربي را بايد بسط و انكشاف پروژه تجدد و لازمه قهري آن بدانيم كه با برنامه ريزي و تدبير ارباب سياست و اقتصاد و مديريت تكميل شده است.
مؤلف «دولت در انديشه سياسي فارابي» در ادامه سخن خود خاطرنشان كرد: بنابراين توسعه يك پديده ايدئولوژيك است كه بر دو پايه انديشه و عمل استوار است.
اين مدرس حوزه علميه قم افزود: انديشه آن بر بنيادهايي چون اومانيسم به جاي خدامحوري، سكولاريسم و عرفي‌گري يا جدايي كامل قلمروهاي دين و دنيا از يكديگر، شكست دين در عرصه جامعه و سياست، عقلانيت مدرن غربي و ... استوار است.
عضو انجمن علوم سياسي حوزه علميه قم در مورد مبتني بودن توسعه بر عمل، خاطر نشان كرد: «عمل» با ظهور دولت ملي مدرن و دولت رفاه بر تكنيك خاص مبتني است.
وي مورد نتايج توسعه غربي اظهار داشت: نتيجه قهري ايدئولوژي بودن توسعه غربي آن است كه توسعه را به همان معناي رايج آن يعني؛ غربي‌سازي جامعه بايد معنا كرد تا قابل استنساخ و الگوگيري باشد والا با حفظ مباني ديگري غير از مباني غربي و بدون فراهم آورن زمينه‌هاي عملي غربي، هيچ كشوري نمي‌تواند به اين الگو از توسعه دست يابد و ما اين امتناع را در ايران در يك‌صد سال اخير تجربه كرده‌ايم.
اين پژوهشگر فقه سياسي با بيان اينكه توسعه اولين مفهومي است كه در مواجهه با مدرنيته در ايران مطرح شده است، اظهار داشت: در اين مواجهه دستگاه انديشه ديني به دليل عدم آمادگي پاسخگويي دچار شكاف شد؛ عده‌اي با گرايش به مدرنيته غربي و انديشه سكولار به استقبال توسعه رفتند وعده‌اي با ترس امنيتي به بنيادها تمسك نمودند و توسعه را به يكباره طرد كردند و جرياني با رويكردي اساسي به چالش با توسعه غربي بر خاست و از مشروطه تا تاكنون شاهد اين چالش هستيم.
مهاجرنيا در پايان سخن خود به تبين مباني مدل توسعه عدالت‌محور، پرداخت و گفت: مدل توسعه عدالت‌محور مبتني بر اصولي است كه تبيين آنها در معقوليت بين الاذهاني و نشان دادن كارآمدي هاي آن بسيار مؤثر است، برخي از اين اصول و مباني عبارتند از؛ اعتقاد به حقانيت، برتري و توانمندي اسلام، توجه به مباحث انسان شناختي، نقد كيهان‌شناسي گذشته و تأكيد برنقش عقلانيت ديني در فهم زندگي.
انتهاي پيام/ك

 

مهدویت در جامعه در مصاحبه با خبرگزاری برنا

مهدویت در جامعه/

مهدویت در اندیشه اسلامی و شیعی، فلسفه‌ای سیاسی است که در عصر غیبت، در قالب ولایت فقیه مطرح می‌شود.

۱۳۹۰ یکشنبه ۱ خرداد ساعت 12:03

باشگاه جوانی برنا/مهدویت یک اندیشه و تفکر برگرفته از کتاب‌های آسمانی است که با فطرت و سنن عالم خلقت موافق است. شیعیان در این اندیشه، مباحثی همچون ویژگی‌های امام زمان (عج)، مسأله انحراف در مهدویت و فرقه‌های انحرافی، وقایع ظهور و حکومت جهانی آن حضرت، بررسی می‌شود. (1)

حجت‌الاسلام محسن مهاجرنیا، عضو گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و مسوول انجمن‌های علمی حوزه علمیه قم، در گفت‌وگو با خبرنگار برنا، مهدویت را در اندیشه اسلامی و شیعی، فلسفه‌ای سیاسی خواند که در عصر غیبت در قالب ولایت فقیه مطرح می‌شود.

وی در این‌باره ادامه داد: مشروعیت و خاستگاه حکومت ولی فقیه در ذیل مهدویت است و تمامی رفتارها، مبارزه‌ها و تعاملات ما طبق نصوص دینی، تحت‌الشعاع مهدویت قرار می‌گیرد. علاوه بر این‌که مهدویت برای ما یک آرمان است در دوران غیبت نیز باید براساس این آرمان حرکت کنیم.

حجت‌الاسلام مهاجرنیا اظهار داشت: مهدویت پارادایم و چهارچوبی نظری است. کسانی که می‌خواهند به نوعی خودشان را مطرح بکنند از این قالب استفاده می‌کنند. وی چگونگی تحقق فلسفه مهدویت را در گرو پاسخ به چهار پرسش دانست و ابراز داشت: وقتی حضرت مهدی (عج) ظهور کند مدینه فاضله توسط ایشان، چگونه شکل می‌گیرد؟ آیا اعمال قدرت به واسطه زور و شمشیر است و یا حول محور مهر و عدالت می‌چرخد؟ توزیع قدرت در کره زمین با بیش از دویست کشور چگونه صورت می‌گیرد؟ و آیا در دوره زمامت ایشان هم، قدرت فسادآور می‌شود؟

عضو گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: امروزه حوزه‌های علمیه، متفکران و دلسوزان جامعه، باید به جای ورود به مباحث حاشیه‌ای، مهدویت را که فلسفه زندگی ماست تبیین کنند و به صورت رساله علمیه دربیاورند. ما هنوز تلقی درستی از مهدویت نداریم. به همین دلیل در کارهای‌مان افراط و تفریط‌های زیادی به چشم می‌خورد.

وی با تأکید بر عدم تعجیل در امر ظهور، اضافه کرد: درست است که باید همیشه آماده باشیم اما روایات، ما را از تعیین کردن وقت برای ظهور منع کرده‌اند. امام عصر (عج) در زمان غیبت‌شان، علما و فقهای واجدالشرایط را حجت خود بر ما معرفی کرده‌اند. بنابراین آرزوگرایان بی‌عمل، باید تابع ولی فقیه باشند و با تمام وجود، اعتقاد علمی و عملی به نظام اسلامی داشته باشند.

مسوول انجمن‌های علمی حوزه علمیه قم در پایان اظهاراتش گفت: فلسفه امامت، کل اندیشه شیعه را تشکیل می‌دهد. امام خمینی (ره) در فتوای خود می‌گوید: "چراغ قرمز را هم رد نکن." کسی که تابع مهدویت است نباید از این فتوا سرپیچی و خلاف قانون رفتار کند. معنای این تبعیت، اطاعت از حکومت مهدوی است.